فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازبیر غمسرای محنت ایمیش تختگاه جم 
هپ اسكی اویقوسوندا دورور كشور عجم
دورو برینده پارلار ایكن نور انقلاب
آچماز گؤزون گؤزونده طلوع قیلسا آفتاب
مظلوع عجم یانار اوره گیم غملی حالینا
من آغلارام سن آغلاماییرسان زوالینا
بیر انگلیس اسیریسن ای اسكی مملكت 
غملی سكوتو نا ده گؤروم وارمی بیر جهت؟
ایرانلی لار، قالیرسا اسكی صفا تینیز 
بیر انقلاب الینده دی قطعی نجاتینیز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
محمد سعید اردوبادی در سال ۱۸۷۲ در اردوباد ، شهری در کناره چپ ارس و در مقابل شهر سیه رود ایران و نزدیک به جلفا به دنیا آمد اردوبادی تا سه - چهار سال پس از درگذشت صدقی همچنان در اردوباد ماند و ضمن کار در نوغانداری به مطالعه و قلم ورزی ادامه و در این میان انتشار روز نامه شرق روس در تفلیس صفحه جدیدی نه تنها در زندگی او ، که در تاریخ ادبیات ترکی آذربایجان گشود شرق روس پیش از آنکه روزنامه شرق روس در آخر مارس ۱۹۰۳ شروع به انتشار کند، در فاصله ژوئیه ۱۸۷۵ و مارس ۱۸۷۷ ، ۵۶ شماره از روزنامه اکینچی، و ۱۳۸ شماره از روزنامه ضیا و ضیای قفقازیه و ۱۱ شماره از مجله کشکول تا ۱۸۹۱ به زبان ترکی در قفقاز منتشر شده و پس از توقف انتشار کشکول به دستور کمیته سانسور قفقاز، دیگر نشریه ای به زبان ترکی زبانان قفقاز در قفقاز جنوبی اجازه انتشار نگرفت. از همین روی ، انتشار شرق روس به همت محمدآقا شاه تختلی برای جامعه روشنفکری مسلمان قفقاز از اهمیت خاصی برخوردار بود. در جلفا در همین سال ها، محمد سعید که به علت سروده ها و نوشته های خود در مظان تهمت و تکفیر قرار گرفته بود، به ناچار در حدود سال های ۰۸- ۱۹۰۷ از اردوباد به جلفا مهاجرت کرد و تا آستانه جنگ جهانی اول در آنجا ماندگار شد. همزمان با مهاجرت اردوبادی به جلفا (( کمیته یاری )) تشکیل شده در تفلیس از طریق جلفا به مبارزان زیر پرچم ستارخان کمک می رسانده است. قاسم جمال بیگوف ، که از اعضای تشکیلات همت شعبه نخجوان و یکی از فعالان کمک به مبارزان تبریز بوده، در مورد کمیته مذکور و دستیاران آن در جلفا اطلاعاتی به قرار زیر به دست داده است: برای کمک رساندم به انقلاب آذربایجان یک کمیته یاری در تفلیس تشکیل گردیده بود. نریمان نریمانوف، میرباقر میرحیدرزاده، علی بایراموف، اشرف یوزباشی یف ، علی تقی زاده ، یوسف آخوندوف و دیگران در این کمیته شرکت داشتند. کمیته انقلاب تبریز به واسطه این کمیته از قفقاز کمک می گرفت. وسایلی که توسط کمیته یاری فرستاده می شد، توسط شیخوف ، که در جلفا زندگی و فعالیت می کرد ، به تبریز فرستاده می شد. محمد سعید اردوبادی ، علی قلی [ غمگسار ] ، عبدالله و کربلایی تقی [ یوسفوف ] نیز دستیاران شیخوف بودند اردوبادی در دوره شش - هفت ساله زندگی خود در جلفا، گذشته از مجله ملانصرالدین ، با نشریات ترکی زبان آن سوی ارس چون ارشاد ، تازه حیات ، ترقی ، زنبور ، صدا و ... نیز همکاری قلمی داشت و سال های خونین و نسوان اسلام و چند داستان کوتاه و بلند نیز از زیر قلمش داشت سال های خونین یکی از کتاب های اردوبادی بود که در دوره اقامت وی در جلفا، در سال ۱۹۱۱ در باکو به چاپ رسیده است. این کتاب براساس نوشته های مطبوعات و ۲۴۵ گزارش که افراد مختلف به تقاضای او درباره زدوخوردهای ارمنی - مسلمان در طی سال های ۰۶ - ۱۹۰۵ در ولایات مختلف قفقاز تهیه کرده بودند، در حدود سال ۱۹۰۸ آماده چاپ شده بود و سرانجام با تقبل هزینه نشر آن از طرف مرتضی مختاروف ، یکی از نفت خدایان لیبرال باکو، در مطبعه صدا چاپ و منتشر شد. خود وی بر این ادعا بود که در تدوین این کتاب ۲۱۵ صفحه ای جانب بی طرفی را مراعات کرده و هدفی جز روشن شدن حقیقت به منظور عبرت گیری نداشته است تبعید و انقلاب محمد سعید اردوبادی که در دوره اقامت در جلفا، به علت فعالیت های انقلابی خود ، به ویژه در رابطه با جنبش انقلابی آذربایجان ایران آماج بدگمانی پلیس تزاری بوده و منزلش به بهانه های مختلف چندبار مورد بازرسی قرار گرفته بود، سرانجام در آستانه جنگ جهانی اول و یا در ماه های نخستین درگیری آن، که حکومت فرصت اعمال خشونت و سرکوب یافته بود، همزمان با دستگیری روشنفکران و همرزمانش در جلفا بازداشت و به ساریتسین ، ولگاگراد فعلی، واقع در استان ساراتوف تبعید گردید: هر قدر دلت خواست به فکرم ضربه بزن انسان ها را به زندان افکن و به مقتل جنگ برانشان اما بدان که هر بیدادی هم که بکنی روزی می آید که فریادت بلند شود اقامت اردوبادی تا اواسط سال ۱۹۱۹ در ساریتسین ادامه یافت. به رغم مشکلات دوران تبعید به کار نویسندگی ادامه داد و ارتباطش را با مطبوعات آزادی چون بابای امیر و طوطی در باکو، ملانصرالدین در تفلیس، لیلک در ایروان حفظ کرد. به یاری احمد مرتاض ، روحانی تاتار با جنبش انقلابی پیوند یافت و در سال ۱۹۱۸ به حزب کمونیست پیوست و در شعبه سیاسی بخش مسلمان لشکر ۱۰ آرتش سرخ به کار پرداخت. سرانجام به هشترخان ، که اغلب بلشویک های آذربایجان پس از شکست کمون باکو در آنجا گرد آمده بودند، انتقال یافت. اردوبادی پس از انتقال به هشترخان در هیئت تحریریه روزنامه همت، که توسط کمیسری ماورای قفقاز ، از مه ۱۹۱۹ به انتشار می آغازد، به کار می پردازد و کمی بعد به سردبیری آن می رسد. وی در این دوره مقالاتی در رابطه با ایران می نویسد و از آن جمله مقالاتی با عناوین « بلشویسم و دموکراتیای ایران » و « بیداری در ایران » را در شماره های ۱۴ و ۱۷ همت به چاپ می رساند. هم در این دوره شعری با عنوان « زواللی عجمستان » ( ایران بدبخت ) در همان روزنامه چاپ کرده است : غمسرای محنت بوده است تختگاه جم همچنان در خواب قدیمی اش است کشور عجم در حالی که نور انقلاب دوروبرش در درخشش است چشم نمی گشاید حتا اگر آفتاب در چشمش طلوع کند دلم به حال غمینت می سوزد ای عجم مظلوم در حالی که تو به حال زار خود گریه نمی کنی، من گریه می کنم اسیر دست انگلیس هستی تو ای مملکت کهن بگو ببینم آیا سکوت غم آ گینت را سببی است؟ ای ایرانیان ، اگر صفات کهن تان باقی مانده باشد نجات قطعی تان در دست یک انقلاب است


طبقه بندی: آذرآبادگان،  تبریز، 
برچسب ها: اردوباد، محمد سعید اردوبادی، مجاهد، آزادیخواه،  

تاریخ : دوشنبه 9 تیر 1399 | 09:22 ق.ظ | نویسنده : آترو | نظرات
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • وب بوم اف
  • وب شوفا
  • وب آی آر آی بی
  • وب مقالات الکترونیک
  • f013315119.jpg f609858247.jpg f72433036.jpg f184181750.jpg f3018040.jpeg f89679671.jpeg f44138202.jpeg
    شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic