فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازبیر غمسرای محنت ایمیش تختگاه جم 
هپ اسكی اویقوسوندا دورور كشور عجم
دورو برینده پارلار ایكن نور انقلاب
آچماز گؤزون گؤزونده طلوع قیلسا آفتاب
مظلوع عجم یانار اوره گیم غملی حالینا
من آغلارام سن آغلاماییرسان زوالینا
بیر انگلیس اسیریسن ای اسكی مملكت 
غملی سكوتو نا ده گؤروم وارمی بیر جهت؟
ایرانلی لار، قالیرسا اسكی صفا تینیز 
بیر انقلاب الینده دی قطعی نجاتینیز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

وهومنه از (( وهو )) یعنی خوب ، و (( منه )) یعنی منش ترکیب یافته است؛ و می توانیم آن را (( حق )) ، (( نیت خیر )) ، (( نیک اندیشی )) و (( منش نیکو )) معنا کنیم. وهومنه والاترین صفت اهورمزدا است، و در نظام طبیعت از چنان جایگاه والائی برخوردار است که در آغاز بن دهشن گفته شده که اهورمزدا وهومنه را پیش از همه هستی به هست آورد، و چون در آن نگریست آن را پسندید و صفت خویش کرد، و به این صفت بود که پروردگار و کردگار جهان شد. یعنی آن چه که به (( خدا )) صفت (( خدایی )) داد (( وهومنه )) بود.

این صفت ( وهومنه ) ، که بعدها در آئین مزدایسنه به صورت اصل (( پندار و گفتار و رفتار نیک )) تعلیم داده شد سر آمد همه فضایل است. وهومنه یعنی اندیشه و عمل نیکو ، عشق به خالق و محبت مخلوق، مهرورزی و ایثار . اینها معناهائی است که از مطالعه گاته قابل درک است. وهومنه خیر محض است. وهومنه جلوه رحمتی است که شامل انسان می شود و هدیه ئی است که اهورمزدا به آدمهای نیک اندیش نیک رفتار نیک کردار عطا می کند. کسی که با جان و دل به وهومنه بگرود هیچ گاه دیوهای رشک و خشم و آز و غرور و کین و شهوت به او نزدیک نخواهد شد. وهومنه سبب می‌شود که انسان اندیشه و گفتار و رفتار و کردار نیکو پیشه کند و در هیچ شرایطی اندیشه بدی به ذهن خود راه ندهد.

کوته سخن آن که هرکس از وهومنه پیروی کند، هر چه بیندیشد و انجام دهد حق است ، و خودش نیز تجسم عینی حق است، زیرا از والاترین صفتی ( فضیلتی ) که از آن اهورمزدا است برخوردار شده است.




طبقه بندی: ایران زمین، 
برچسب ها: ایران زمین،  

تاریخ : دوشنبه 30 بهمن 1396 | 12:01 ب.ظ | نویسنده : آترو | نظرات


‍ ‍ ‍‍ ‍ ‍‍ ‍ ‍‍ ‍ ‍‍ ‍ ‍ درود وبه نام پدید آورنده روشنایی

آتشی می افکنم و با نورش بر تاریکی غلبه میکنم

ققنوس میشویم هیزم ها را گرداوری میکنیم و از خاکستر خویش دوباره برمیخیزیم

جشن سده کهن ترین جشن ایران زمین؛ جشنه پیدایش آتش ؛تولد خورشید ؛پیروزی فریدون برضحاک ؛و غلبه نور بر تاریکی

بر تمام اقوام دلاور ایران خجسته باد

برای نگاهبانی از فرهنگ پرافتخارمان همیشه آماده ایم درکنار آتش های برپا شده از هرقومی که هستیم "

با دست نشانی ؛ به شادی و پایکوبی میپردازیم و با گاتا خوانی شاهنامه خوانی ؛موسیقی و آتش نیایش...

زیباترین لحظات را با همازوری خود پدید خواهیم آورد

سده گویندکه صدروزاست به نوروز

چه زیبا جشنی باشدبس دل افروز

جشن_سده

داستانِ پیدایشِ سَده را به هوشنگِ پیشدادی و برخی دیگر به گیومرتَ نسبت داده اند. اما آنچه که اهمیت دارد اینست که این جشن را ما ایرانیان، سالها و سالهاست که بر می‌گزاریم.

روشِ برگزاریِ جشنِ سده توسطِ مزدیسنان

مردم از روزهای قبل مشغولِ حمع آوریِ هیزم برای جشن می شوند و همه را در یکجا می انبارند. در عصر این روز پس ازغروب آفتاب، سه تن از موبدان با جامه‌ سپید به سوی توده‌ای از هیزم خشک که از پیش آماده گردیده می‌روند و گروهی از جوانان که آنان هم جامه‌ی سپید بر تن دارند با هموخ‌های (مشعل‌های) روشن، موبدان را همراهی می‌کنند. موبدان بخشی از اوستا که بیشتر آتش نیایش است را می‌سرایند و موبد بزرگ با آتشدان و جوانان سپید پوش با هموخ‌ها هیزم‌ها را می‌افروزند. سپس، گروه نوازندگان از آغاز تا پایان جشن، آهنگ می‌نوازند و همه با شادی، پیروزی روشن شدنِ آتش سده را جشن می‌گیرند. به همین سادگی!

اهمیتِ آتش‌نیایش در جشنِ سده

سروده آتش‌نیایش که در میانه ی این جشن از سوی مردم و موبدان خوانده میشود، واقعاً سروده ی زیبایی است و بخشی از ادبیاتِ مزدیسناست.

سروده ی آتش‌نیایش به یسنای ۶۲ نیز معروف است.

در ادامه، بخشی از این سرودهء زیبا را می‌آوریم:

یتا اهو وییریو ! [دوبار]

ستایش و نیایش،

و هدیهء خوب و هدیهء آرزو شده،

و هدیهء دوستانه را آرزو دارم،

برای تو ای آتش، ای پسرِ اهورا مزدا!

قابلِ ستایش و نیایش هستی،

قابلِ ستایش و نیایش باشی،

در خانه مردمان.

خوشبخت باشد آن مرد،

که تو را بستاید، به راستی فراستاید.

هیزم در دست، برسم در دست.

شیر در دست، هاون در دست.

هیزم [برایت] فراهم شود.

بویِ خوش فراهم شود.

خورش فراهم شود.

اندوخته فراهم شود.

«برنایی» به نگاهبانیِ تو بُواد!

«آگاهی» به نگاهبانیِ تو بُواد!

ای آتش، ای پسرِ اهورا مزدا!

سوزان‌ باشی در این خانه.

بی گمان سوزان باشی در این خانه.

فروزان باشی در این خانه.

شعله‌ور باشی در این خانه.

به زمانی دیرپا.


سده جشنِ ملوکِ نامدار است

ز افریدون و از جَم یادگار است

سروده آتش‌نیایش که در میانه ی این جشن از سوی مردم و موبدان خوانده میشود، واقعاً سروده ی زیبایی است و بخشی از ادبیاتِ مزدیسناست.

تا به فرشگردِ (=رستاخیز) توانا.

همچنان تا به فرشگردِ توانای نیک.

برای برگزرایِ جشنِ سده به جمعیتهای زیاد و مراسمِ مذهبیِ آنچنانی نیاز نیست! مهم خلوصِ نیت و خواستارِ شادی بودن است. هرکس می تواند این شادوارگی را با عزیزانِ خود و در هرکجا برگزارد. مهم شاد بودن و سپاسگزاری از آتش و پدیده های مینویِ اهورا مزداست. سده ی خوشی داشته باشید!

جشن ملی سده




طبقه بندی: آذرآبادگان،  ایران زمین، 

تاریخ : سه شنبه 10 بهمن 1396 | 12:15 ب.ظ | نویسنده : آترو | نظرات

میرزا تقی خان در تاریخ 21 ذی قعده 1264 مطابق با اکتبر 1848 ( همزمان با ایام اسپنسر، مارکس، آگوست کنت، نیچه، ادیسون، بنز،میشلن، ولتر، روسو، هگل و کانت) به نام میرزا تقی خان امیرکبیر اتابک اعظم به منصب صدارت اعظمی ایلات ایران رسید و بدین طریق برای مدتی کوتاه ( سه سال و یک ماه و 27 روز ) دومین ستاره شب پانصد ساله ایران درخشیدن گرفت.

امیرکبیر صدارت چند روستا و قبیله و ایل را عهده دار شد، که دارای مردمی با فرهنگ انسان های غارنشین بودند . زمانی که امیرکبیر وارد کاخ گلستان شد، تعدادی از رجال با دستورات کافی از سفارت انگلیس و تمام گله داران ایل قاجار در اندرونی در حال تقسیم شکنبه به جا مانده از ایران گرگ دریده بودند. شاه هفده ساله با تربیتی ایلاتی در پی عیش کردن پشت کوه قاف بود اهل علم و صنعت وجود خارجی نداشت، همان طور که کارگر و کارمزدوری به معنی صنعتی آن مفهوم نبود. اهل علم آن روز هر یک به تیولی که در دست داشتند هر صبح و شب لشکری از دعا به آسمان گسیل می کردند. علوم روز عبارت بود از جن گیری، دعا نویسی، آداب ، طهارت، مارنویسی و ....، این ایران بود، این ایران با آن دشمن حریص چه باید بکند؟ این همه فقر و عقب ماندگی و ناامنی و جهل چگونه می تواند با آن همه فولاد و آهن و تیر و تفنگ و علم و و دانش و پیشرفت درآمیزد؟ بدبختی چنان در اوج بود و دشمن چنان قوی که قوی ترین مبارزان به یاس می نشستند. ولی امیرکبیر با خیالاتی که در کتابچه خیالات اتابکی داست، آرام آرام شروع کرد. امیر یکی از سه نخست وزیر ماست که برای اداره کشور و نجات آن از وابستگی و عقب افتادگی نظریه داشت. امیر از عمق فرمول رشد غرب بااطلاع بود و اوضاع ویران را نیز به خوبی می شناخت،

امیر به دست قائم مقام تربیت شده بود. و با ویژگی های شخصیتی که داشت، در تاریخ دولتیان ایران خوب درخشید. بقیه دولتمردان ایران به جز دو تن دیگر با فاصله دوری از وی قرار داشتند امیر بر اوج بلنداست

در راستی و درستی و فساد ناپذیری و صداقت و صمیمیت او هیچ کس تردید نکرد. کلنل شیل، وزیر مختار انگلیس و دشمن خونی امیر، درباره وی نوشته ( پول دوستی که خوی ایرانیان است در وجود امیر بی اثر است، به رشوه و عشوه کشی فریفته نمی شود )

جسور و بی باک و دلیر بود. رفتاری متین و سنگین داشت خنده کمتر از او دیده می شد دکتر پولاک اتریشی در حق او گفت میرزا تقی خان مظهر و وطن پرستی است که در ایران اصل مجهولی است. و شیل می گفت امیر جز نیکبختی وطنش چیزی نمی خواهد... فرانت نوشت: دادگر و خیرخواه بود واتسون در مورد وی گفت: اگر میرزا تقی خان می ماند و اندیشه های خود را به انجام می رساند، بدون تردید، در زمره آن کسانی شمرده می شد که به عقیده برخی از سوی خدا به رسالت تاریخی برگزیده گشته اند.

آقای آدمیت که ارزنده ترین کار تاریخی موجود را در مورد امیرکبیر انجام داده است، می گوید: ( اهمیت مقام تاریخی امیر به سه چیز است: نو آوری در راه نشر فرهنگ و صنعت جدید، پاسداری هویت ملی و استقلال سیاسی ایران در مقابله با تعرض غربی، اصلاحات سیاسی مملکتی و مبارزه با فساد اخلاق مدنی. )

امیر ، که جوهر غربزدگی را شناخته بود، اقدامات خود را برای استقلال در زمینه های مختلف شروع کرد وی همچون مصدق و قائم مقام به عمق فرمول های تجاری ، مالی ، صنعتی استعماری پی برده بود و علل عقب افتادگی ایران را نیک می شناخت، بنابراین تیر خود را مستقیم به هدف زد.

امیر برای کارهای خود برنامه عملی داشت و آنها را به کار انداخت. وی فرمول ها و الگوهای پیشنهادی صنعتی غرب را برای توسعه این مرز و بوم نپذیرفت. در مقابل، برای نجات ایران از دست آنها راه داشت.

امیر به فراست دریافت که راه رهایی از چنگ غرب قوی شدن و صنعتی شدن و بی نیاز شدن در تمام زمینه هاست. وی می دانست که زمینه اصلی کارزار وی با غرب، ابزار نظامی نیست. معرکه اصلی، عرصه پیکار اقتصادی، اجتماعی ، فرهنگی است. بنابراین در تمام زمینه ها شروع به کار کرد.

وی از معدود نخست وزیران ایران است که وطن پرستی، دلیری و گستاخی و شعور سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، صلابت رای و اندیشه، ملت دوستی و... را به انضمام سواد آکادمیکی مورد نیاز کارش به تناسب روز آموخته بود

اقدامات میرزا محمد تقی خان امیرکبیر اتابک اعظم برای ایران زمین موارد زیر می باشید:

آزادی ، قانون و امنیت اجتماعی، رسیدگی به وضع مالیه ، اصلاح دستگاه فاسد اداری، سر و سامان دادن ارتش، سیاست خارجی، تجارت ( درباز و نیمه باز ) ، صناعت،


ابتدا فکر میگردم که ملکت وزیر دانا میخواهد بعد فکر کردم شاید شاه دانا میخواهد اما اکنون میفهم ملت دانا میخواهد.

امیرکبیر





طبقه بندی: آذرآبادگان،  ایران زمین، 

تاریخ : چهارشنبه 20 دی 1396 | 09:20 ق.ظ | نویسنده : آترو | نظرات

جشن کریسمس جشن کریسمس = جشن ( یلدا ) _ تولد میترا

حضور میترا با نام بابانوئل

کریسمس که بیست و پنجم دسامبر است با چند روز اختلاف همان جشن یلدای کهن میتراگرایی است که بعنوان زادروز میترا در اکثر نقاط جهان جشن گرفته میشده است.

هرچند یلدا به معنی شب بلند آمده است اما در اصل و زبان آشوری به معنی ( تولد ) است که ولد و میلاد در زبان تازی نیز از همین یلدا که به معنی میلاد میترا است ، خارج شده است.

چهره بابانوئل با کلاه مخروطی همان کلاه میترا است و ریش سپید نشانه پیری میترا و قبای سرخ نیز لباس کهن ایرانی است که سرخی آن بیانگر مژده و شادی و شور می باشد و گفتنی است که تا قبل از زردشت ، میترا ( و یامهر ) هدایایی در شب بلند یلدا برای کودکان میآورده است‌.



کریسمس مبارک سال ۲۰۱۸ بر دوستان عزیز مبارک باد




طبقه بندی: ایران زمین، 

تاریخ : دوشنبه 11 دی 1396 | 09:35 ق.ظ | نویسنده : آترو | نظرات

بیرونی مینویسد که خوارزمیان زمان آمدن سپاوس پسر کیکاوس به خوارزم و فرمانراویی در آسیای مرکزی را آغاز تاریخ ملی خود قرار داده اند. این اقدام هشتصد و هشتادو هشت سال پیش از هجوم وحشیانه اسکندر به ایران‌ . یعنی یکهزار و دویست سال پیش از مسیح بود و از آنجا که بین سیاوس و زرتشت براساس نوشته شاهنامه، چهار نسل فاصله بوده است، پس دین زرتشت در یکهزار و هشتاد سال بیش از زایش مسیخ پدید آمده است....

جلال الدین آشتیانی پیدایش زرتشت را بین یکهزار و چهارصد سال تا یکهزار و هفتصد سال پیش از زایش مسیح میداند.

ذبیح بهروز پیدایش زرتشت را یکهزار و هفتصد و پنجاه و پنج سال بیش از زایش مسیح و دکتر علی اکبر جعفری هم تقریبا همین تاریخ را می پذیزد‌.

دین زرتشت به وحی اعتقاد داشت و مانند مذاهب یهود و مسیح و اسلام ، دین یکتاپرستی است

زرتشت را می توان عنصر تکامل یافته خردمندان و اندیشمندان دوران خود نامید. وی با بهره گیری از آیین و اندیشه های کهن آریایی که مجموعه آن را آیین مهر میتوانیم بنامیم، یک همبستگی آریایی در جهت یک همبود جهانی در راستای پذیرش آیین مهر و راستی در برابر کژی و دروغکاری را با تکیه بر اندیشه پویا و خرد پاک پایه نهاد.

وی همچنانکه در هنگام تولد بجای گریستن خندیده بود، تمامی تلاشش بر آن بود تا انسانهای نیز همواره خندان و خردمند و خداشناس باشند

زرتشت در چهل و دو سالگی به دربار شاه گشتاسب ( ویشتاسپ ) کیانی در بلخ رفت و آیین خود را بر او آشکار نمود. بزرگان و دانشمندان دربار با وی گفتگوها و کنکاش ها کردند و سرانجام دین را پذیرفتند‌. زرتشت مردم را به پرستش خداوند یگانه ، یعنی اهورامزدا دعوت کرد و اشویی، راستی و نیکی را به عنوان بنیان دین خود شناساند.

زرتشت در روز خور از ماه دی ( پنجم دی ) در سن هفتاد و هفت سالگی به هنگام لشکرکشی ( ارجاسب ) در آتشکده شهر بلخ به دست توربراتور ، مهاجم تورانی به کشته شد.

دل نوشته ای به مناسبت خور ایزد و دیماه ؛ سالروز درگذشت اشوزرتشت دانا


“درود بر پروردگار بسیار آگاهِ فروغمندی که فروهر ستودهء اشوزرتشت اسپنتمان را فرستاد تا با آشتی و مهر و دین و دانش و خرد سرشتی و خرد دریافتنی و شناخت همهء بودها و هستی ها و فرهنگ فرهنگ ها یعنی؛ سخن ورجاوند دل آگاهانه، مردمان را در گذرگاه نیکی و بدی از دوزخ بدی ها برهاند و به سوی بهشت خوبی ها که سرچشمهء خوشی و رامش و روشنایی است، رهنما باشد.”

اشوزرتشت اسپنتمان، کهن الگوی انسانی در جستجو و کاوش حقایق هستی به یاری توانایی های خداداده اش است.

اشوزرتشت اسپنتمان نمونهء واقعی بشری در یافتن راه راستی و پیمودن آن است.

اعجازش شیوایی بیانش و ثمره اش سخن ورجاوند دل آگاهانهء گاهان، که هنوز پس از هزاره ها اندیشه ها را صیقل می دهد و پیامی نو برای جستجوگران حقیقت دارد.

درود بر فروهر پاک و ستوده اش که در هات پنجاه بند ششم گفت: ” ای هستی بخش بزرگ! زرتشتِ دوستدار اشا با آوای بلند تو را ستایش کرده و چنین آرزویی دارد: پروردگارا همیشه زبانم را با گفتار شیرین و اندیشمند همراه ساز و خرد را راهنمایم کن. آفریدگارا در پرتو وهومن یا منش پاک، مرا از دستورهای اخلاقی برخوردار ساز و آنها را به من بیاموز.”






طبقه بندی: آذرآبادگان،  ایران زمین، 

تاریخ : سه شنبه 5 دی 1396 | 10:19 ق.ظ | نویسنده : آترو | نظرات

نامش چله است، نه یلدا

یلدا واژه ای سریانی است. نام پارسی این جشن چله است، یعنی چهل روز از زمستان گذشته.

این شب آغاز چله بزرگ است که از اول دی تا دهم بهمن میباشد.(شب چله تا جشن سده)

چله_بزرگ از یکم دی ماه (شب چله) آغاز میشد تا چهل روز بعد یعنی دهم بهمن (جشن سده).

#چله_کوچک از دهم بهمن آغاز میشد تا پایان بهمن یعنی بیست شب و بیست روز.

شب #اورمزد آمد از ماه #دی

ز گفتن بیاسای و بردار می

یک ملت زمانی میمیرد که فرهنگش بمیرد. با زنده نگه داشتن فرهنگ ملی، پاسبان فرهنگ ایران باشیم.


جشن یلدا خود افسانه بزرگی دارد. شب نخست زمستان و درازترین شب سال می باشد که از فردای آن روزها بلندتر از پیش میشود. یلدا که همان تولد و میلاد و زایش است. جشن مهر و میترا بوده است این جشن در مسیحیت با عنوان ( کریسمس ) و جشن زایش عیسی ماندگار شده است.

آرزو دارم

آرامش آسـمان شــب

سهم قلــبتان

و خداونــد...

روشنى ِبى خامـــوش ِ

تــمام لحظه هایــتان باشد.

{ شب چله تون پیشاپیش مـــبارک }




طبقه بندی: ایران زمین،  آذرآبادگان،  تاریخییمیز، 

تاریخ : پنجشنبه 30 آذر 1396 | 10:55 ق.ظ | نویسنده : آترو | نظرات
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • وب بوم اف
  • وب شوفا
  • وب آی آر آی بی
  • وب مقالات الکترونیک
  • f013315119.jpg f609858247.jpg f72433036.jpg f184181750.jpg f3018040.jpeg f89679671.jpeg f44138202.jpeg
    شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic