فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازبیر غمسرای محنت ایمیش تختگاه جم 
هپ اسكی اویقوسوندا دورور كشور عجم
دورو برینده پارلار ایكن نور انقلاب
آچماز گؤزون گؤزونده طلوع قیلسا آفتاب
مظلوع عجم یانار اوره گیم غملی حالینا
من آغلارام سن آغلاماییرسان زوالینا
بیر انگلیس اسیریسن ای اسكی مملكت 
غملی سكوتو نا ده گؤروم وارمی بیر جهت؟
ایرانلی لار، قالیرسا اسكی صفا تینیز 
بیر انقلاب الینده دی قطعی نجاتینیز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
محمد سعید اردوبادی در سال ۱۸۷۲ در اردوباد ، شهری در کناره چپ ارس و در مقابل شهر سیه رود ایران و نزدیک به جلفا به دنیا آمد اردوبادی تا سه - چهار سال پس از درگذشت صدقی همچنان در اردوباد ماند و ضمن کار در نوغانداری به مطالعه و قلم ورزی ادامه و در این میان انتشار روز نامه شرق روس در تفلیس صفحه جدیدی نه تنها در زندگی او ، که در تاریخ ادبیات ترکی آذربایجان گشود شرق روس پیش از آنکه روزنامه شرق روس در آخر مارس ۱۹۰۳ شروع به انتشار کند، در فاصله ژوئیه ۱۸۷۵ و مارس ۱۸۷۷ ، ۵۶ شماره از روزنامه اکینچی، و ۱۳۸ شماره از روزنامه ضیا و ضیای قفقازیه و ۱۱ شماره از مجله کشکول تا ۱۸۹۱ به زبان ترکی در قفقاز منتشر شده و پس از توقف انتشار کشکول به دستور کمیته سانسور قفقاز، دیگر نشریه ای به زبان ترکی زبانان قفقاز در قفقاز جنوبی اجازه انتشار نگرفت. از همین روی ، انتشار شرق روس به همت محمدآقا شاه تختلی برای جامعه روشنفکری مسلمان قفقاز از اهمیت خاصی برخوردار بود. در جلفا در همین سال ها، محمد سعید که به علت سروده ها و نوشته های خود در مظان تهمت و تکفیر قرار گرفته بود، به ناچار در حدود سال های ۰۸- ۱۹۰۷ از اردوباد به جلفا مهاجرت کرد و تا آستانه جنگ جهانی اول در آنجا ماندگار شد. همزمان با مهاجرت اردوبادی به جلفا (( کمیته یاری )) تشکیل شده در تفلیس از طریق جلفا به مبارزان زیر پرچم ستارخان کمک می رسانده است. قاسم جمال بیگوف ، که از اعضای تشکیلات همت شعبه نخجوان و یکی از فعالان کمک به مبارزان تبریز بوده، در مورد کمیته مذکور و دستیاران آن در جلفا اطلاعاتی به قرار زیر به دست داده است: برای کمک رساندم به انقلاب آذربایجان یک کمیته یاری در تفلیس تشکیل گردیده بود. نریمان نریمانوف، میرباقر میرحیدرزاده، علی بایراموف، اشرف یوزباشی یف ، علی تقی زاده ، یوسف آخوندوف و دیگران در این کمیته شرکت داشتند. کمیته انقلاب تبریز به واسطه این کمیته از قفقاز کمک می گرفت. وسایلی که توسط کمیته یاری فرستاده می شد، توسط شیخوف ، که در جلفا زندگی و فعالیت می کرد ، به تبریز فرستاده می شد. محمد سعید اردوبادی ، علی قلی [ غمگسار ] ، عبدالله و کربلایی تقی [ یوسفوف ] نیز دستیاران شیخوف بودند اردوبادی در دوره شش - هفت ساله زندگی خود در جلفا، گذشته از مجله ملانصرالدین ، با نشریات ترکی زبان آن سوی ارس چون ارشاد ، تازه حیات ، ترقی ، زنبور ، صدا و ... نیز همکاری قلمی داشت و سال های خونین و نسوان اسلام و چند داستان کوتاه و بلند نیز از زیر قلمش داشت سال های خونین یکی از کتاب های اردوبادی بود که در دوره اقامت وی در جلفا، در سال ۱۹۱۱ در باکو به چاپ رسیده است. این کتاب براساس نوشته های مطبوعات و ۲۴۵ گزارش که افراد مختلف به تقاضای او درباره زدوخوردهای ارمنی - مسلمان در طی سال های ۰۶ - ۱۹۰۵ در ولایات مختلف قفقاز تهیه کرده بودند، در حدود سال ۱۹۰۸ آماده چاپ شده بود و سرانجام با تقبل هزینه نشر آن از طرف مرتضی مختاروف ، یکی از نفت خدایان لیبرال باکو، در مطبعه صدا چاپ و منتشر شد. خود وی بر این ادعا بود که در تدوین این کتاب ۲۱۵ صفحه ای جانب بی طرفی را مراعات کرده و هدفی جز روشن شدن حقیقت به منظور عبرت گیری نداشته است تبعید و انقلاب محمد سعید اردوبادی که در دوره اقامت در جلفا، به علت فعالیت های انقلابی خود ، به ویژه در رابطه با جنبش انقلابی آذربایجان ایران آماج بدگمانی پلیس تزاری بوده و منزلش به بهانه های مختلف چندبار مورد بازرسی قرار گرفته بود، سرانجام در آستانه جنگ جهانی اول و یا در ماه های نخستین درگیری آن، که حکومت فرصت اعمال خشونت و سرکوب یافته بود، همزمان با دستگیری روشنفکران و همرزمانش در جلفا بازداشت و به ساریتسین ، ولگاگراد فعلی، واقع در استان ساراتوف تبعید گردید: هر قدر دلت خواست به فکرم ضربه بزن انسان ها را به زندان افکن و به مقتل جنگ برانشان اما بدان که هر بیدادی هم که بکنی روزی می آید که فریادت بلند شود اقامت اردوبادی تا اواسط سال ۱۹۱۹ در ساریتسین ادامه یافت. به رغم مشکلات دوران تبعید به کار نویسندگی ادامه داد و ارتباطش را با مطبوعات آزادی چون بابای امیر و طوطی در باکو، ملانصرالدین در تفلیس، لیلک در ایروان حفظ کرد. به یاری احمد مرتاض ، روحانی تاتار با جنبش انقلابی پیوند یافت و در سال ۱۹۱۸ به حزب کمونیست پیوست و در شعبه سیاسی بخش مسلمان لشکر ۱۰ آرتش سرخ به کار پرداخت. سرانجام به هشترخان ، که اغلب بلشویک های آذربایجان پس از شکست کمون باکو در آنجا گرد آمده بودند، انتقال یافت. اردوبادی پس از انتقال به هشترخان در هیئت تحریریه روزنامه همت، که توسط کمیسری ماورای قفقاز ، از مه ۱۹۱۹ به انتشار می آغازد، به کار می پردازد و کمی بعد به سردبیری آن می رسد. وی در این دوره مقالاتی در رابطه با ایران می نویسد و از آن جمله مقالاتی با عناوین « بلشویسم و دموکراتیای ایران » و « بیداری در ایران » را در شماره های ۱۴ و ۱۷ همت به چاپ می رساند. هم در این دوره شعری با عنوان « زواللی عجمستان » ( ایران بدبخت ) در همان روزنامه چاپ کرده است : غمسرای محنت بوده است تختگاه جم همچنان در خواب قدیمی اش است کشور عجم در حالی که نور انقلاب دوروبرش در درخشش است چشم نمی گشاید حتا اگر آفتاب در چشمش طلوع کند دلم به حال غمینت می سوزد ای عجم مظلوم در حالی که تو به حال زار خود گریه نمی کنی، من گریه می کنم اسیر دست انگلیس هستی تو ای مملکت کهن بگو ببینم آیا سکوت غم آ گینت را سببی است؟ ای ایرانیان ، اگر صفات کهن تان باقی مانده باشد نجات قطعی تان در دست یک انقلاب است


طبقه بندی: آذرآبادگان،  تبریز، 
برچسب ها: اردوباد، محمد سعید اردوبادی، مجاهد، آزادیخواه،  

تاریخ : دوشنبه 9 تیر 1399 | 09:22 ق.ظ | نویسنده : آترو | نظرات
تبریز اوستو دومانلی/ داغلار باشی دومانلی / بیرپول، ایکی پول، اوچ پول، گئدن، ایتن تاپیل/ آغاجدا یاشیل آلچا/ دیبینده قارا خالچا/ کسیلسین زهرلی دیل / دیرلی گؤزلره میل / بادام آغاجدا قالا / تؤکولسون قادا بالا / آچیلسین بختی قیزین / قورولسون تختی قیزین! / قیزلار کامینا چاتسین/ نباتی قنده قاتسین/ سوگلسین آرخا دولسون/ قارا فیکیر پوچ اولسون! / کردیده مرزه نانه ( نعناع ) / یامان گؤز اوددا یانه! / بقالدا قاراکشمش / قارا اورکلره شیش!...


طبقه بندی: آذرآبادگان بایاتیلاری،  تبریز، 

تاریخ : سه شنبه 27 خرداد 1399 | 10:15 ق.ظ | نویسنده : آترو | نظرات
کلیسای مریم مقدس ساختمان این کلیسا در سال ۱۷۸۲م آغاز و در سال ۱۷۸۵م پایان یافت. بنای آن سبک ارمنی دارد و به شکل صلیب است. در جلو در اصلی روی هشت ستون سنگی اتاقک گنبدداری جهت دو ناقوس کلیساتعبیه کرده‌اند. در بالای در ورودی روی کتیبه‌ای مرمرین به خط ارمنی تاریخ تاسیس کلیسا ذکر شده است. کلیسای مریم مقدس بزرگترین و قدیمیترین کلیسای تبریز است و مراسم بزرگ ملی مذهبی ارامنه اعم از اعیاد و جشنها و مجالس دینی در این کلیسا برگزار می‌شود کلیسای پروتستانها کلیسای پروتستانها یا مسیحیان انجیلی تبریز در خیابان شهناز جنوبی سابق کوچه والمان واقع است. طرح کلیسا صلیبی و محراب آن ۸۰ سانتیمتر از کف تالار بلندتر است. سقف کلیسا آهنی و برج ناقوس آن استوانه‌ای و دارای چهار طبقه است. این کلیسا در سال ۱۹۵۷م ساخته شده است. هنگام احداث این کلیسا ساختمان کلیسای قدیم انجیلیان در کوچه میارمیار تخریب گردید و به این مکان منتقل گردید. کلیسای کاتولیک کلیسای کاتولیک یا عذرای توانا در کوچه میارمیار واقع است. این کلیسا در سال ۱۹۱۰م به هزینه فرانسویان ساخته شده و معماری آن متاثر از معماری فرانسویان است. شکل این کلیسا مستطیل و در ابعاد ۲۰ در۱۰ متر احداث شده است تمام بنای کلیسا آجری است و کف تالار اجتماعات آن پنج پله بالاتر از کف حیات است. در بالای در ورودی کلیسا که از چوب گردو ساخته شده است گچبری زیبایی است که حضرت مریم را در میان ده فرشته مقدس نشان می‌دهد.


طبقه بندی: آذرآبادگان،  تبریز، 
برچسب ها: کلیسا، کلیسا مقدس،  

تاریخ : شنبه 20 اردیبهشت 1399 | 10:01 ق.ظ | نویسنده : آترو | نظرات
کلیسای ارامنه این کلیسا در خیابان شهناز سابق قرار دارد. سرکیس مقدس این کلیسا در سال ۱۸۲۱م به همت پتروسیان در محله “بارون آواک” بنا گردید. در سال ۱۸۴۵م دوباره تجدید بنا یافت. بنای کلیسا سبک ارمنی دارد و به شکل صلیب ساخته شده است. در داخل کلیسا چهار ستون آجری با پایه‌های عریض سنگی محراب و نمازگاههای فرعی را از تالار اجتماعات جدا کرده است. در بیرون کلیسا در پای دیوار شرقی حیاط یک بنای یاد بود سنگی ساخته شده است. این بنا یادگاه کشتگان راه آزادی است. شوغا گات مقدس این کلیسا در گورستان ارامنه در محله مارالان واقع است و به سیمون منوچهریان در کنار کلیسای قدیم مریم نه‌نهساخته شده است. کلیسای شوغات مخصوص برگزاری مراسم نماز و احترام به اموات است. ارامنه بعد از شستشویی جسد مرده آن را در جلو محراب قرار کلیسا قرار می‌دهند و پس آنکه کشیش دعا و طلب آمرزش کرد به گورستان منتقل می‌نمایند.


طبقه بندی: تبریز، 
برچسب ها: کلیسا، کلیساهای تبریز، کلیسا تاریخی،  

تاریخ : دوشنبه 15 اردیبهشت 1399 | 12:27 ب.ظ | نویسنده : آترو | نظرات

سید جعفر پیشه‌وری ( عضو حزب کمونیست و حزب توده و تاسیس فرقه دمکرات آذربایجان)



برجسته ترین رهبران حزب کمونیست ایران در دهه 1930 در تصفیه های استالینی سر به نیست شدند، مطلب مهمی که هیچوقت تحلیل جامعی از آن صورت نگرفته است، نه از سوی مورخین چپ ایرانی و نه از سوی مورخین غیر چپ. در واقع کمونیست های ایرانی حتی برای کتمان آن فجایع، کوشیده اند پرده ساتری نیز بر روی آن بکشید و مورخین غیر چپ ایرانی نیز وقت آن را با اهمیت تلقی نکرده اند.

مقارن با سالهای که در ایران، حزب کمونیست زیر فشار رضاخان فرو پاشیده و یا به زیر زمین رفته بود و کلیه سران آن دستگیر و در زندان قصر با مرگ دست و پنجه نرم می کردند در همین سالها در شوروی، آن تعداد از رهبران کمونیست ایرانی که در خارج از ایران به سر می بردند و یا از فشار رضاخان بدانجا فرار کرده بودند با اتهامات واهی و ساختگی از سوی دستگاه استالینیسم بصورت فردی و دسته جمعی جلوی جوخه‌ اعدام قرار می گرفتند و یا روانه اردوگاههای اجباری می شدند، در واقع از یک مقایسه کوتاه بین کمونیست های زندانی زندان رضاخان و سرنوشت دردناک کمونیست های ایرانی مقیم شوروی در این دوره، این نتیجه بدست می آید که در مقابل تصفیه های خونین استالینی، زندان قصر رضاخان با تمام شرایط غیر انسانی و وحشتناک اش، حکم قصری امن را داشته که جان بسیاری از کمونیست ها را نجات داده است!

سید جعفر جواد زاده خلخالی که بعدا به میر جعفر پیشه وری معروف شد در سال 1272 شمسی در روستای ( سیدلر زیوه سی ) از توابع خلخال آذربایجان در یک خانواده ای که سید بودند متولد شد او پس از گذراندن دوره ابتدایی، در 12 سالگی یا به قولی 10 سالگی به همراه خانواده اش به مانند هزاران دهقان تهیدست آذربایجان، خانه و زندگی خویش را رها ساخته و به باکو رفتند در مورد علت مهاجرتش سالها بعد در بازجویی هایش در زندان رضا شاه ، چنین می نویسد:

بلوک خلخال بواسطه شرارت ایل شاهسون شلوغ و در معرض تاخت و تاز بود، ما بعد از غارت شدن هستی و خانمانمان مجبور شدیم با فامیل و پدر و مادر خودمان مسافرت به روسیه بنماییم برای این که وسایل زندگی برای ما هیچگونه باقی نمانده بود

حزب مساوات که در 1911 در باکو شکل گرفته بود، چشم طمع به آذربایجان ایران دوخته و مبلغ ( آذربایجان واحد ) بود به همین خاطر، مرحوم شیخ محمد خیابانی به جای عنوان آذربایجان، اسم ( آذرآبادگان ) را بر آذربایجان ایران گذاشت تا بدین ترتیب : اولا بر پیوند ناگسستنی آذربایجان و ایران تاکید کند، ثانیا مخالفت خود را با رژیم مساوات ها در باکو نشان دهد

اولین قورولتای ( کنگره مسلمانان قفقاز ) که در 15 الی 20 آوریل 1917 برگزار شد. حزب، ضمن تاسیس ( جمهوری دمکراتیک آذربایجان ) در زیر حمایت و پشتیبانی نیروهای عثمانی، برای اولین بار بصورت رسمی نام آذربایجان را بر این منطقه گذاشت، در حالی که نام این منطقه پیس از اسلام، آلبانیا بود و پس از اسلام نام آران جای آلبانیا را گرفت و تا زمانی که ( 1828 _ 1812 / 1243 _ 1227 ) توسط روسیه تزاری از ایران جدا شد تحت نام ( آران ) بود.

ملک زاده تبریزی معروف به ملک زاده هیربدی در خاطرات خود که یکی از مهم ترین نوشته ها در این زمینه می باشد از تلاش های خلیل پاشا و تنی چند از ایادی محلی آنها در منطقه برای تجزیه ایران پوشش ایجاد یک ( آذربایجان بزرگ ) یاد کرده است.

پس از متلاشی شدن حزب دمکرات شاخه باکو در 1918 ، شید جعفر جواد زاده ( پیشه وری ) به همراه بسیاری از اعضای حزب دمکرات به حزب عدالت پیوست و در کنفرانس عمومی حزب عدالت که در اواسط سال 1919 / 1298 برگزار شد به عضویت کمیته مرکزی حزب برگزیده می شود و در مورخه 21 اکتبر 1919 / 28 مهر ماه 1298 یعنی از شماره ، سردبیر روزنامه حریت _ ارگان حزب عدالت می گردد.

جوادزاده ( پیشه وری )، به همراه تعدادی از افراد حزب عدالت که تعداد آنها را 23 و یا 30 نفر نوشته اند و گفته بعضی از منابع وی برای مذاکره با میرزا کوچک خان و یا به خاطر تدارک مقدمات برگزاری نخستین کنگره حزب کمونیست ایران می آمده است.

میرزا کوچک خان پس از کودتا در اولین اعلامیه خود که بنام ( خطاب به برادران مجاهد ) صادر کرد. شدیدا بر عدالتها تاخت:

این کمونیست ها کی هستند و چه می گویند؟ محرکشان کیست؟ اما کمونیست های حالیه رشت یک عده قورچی ها و آدمکش های قفقازند که بعضی از آنها خود را ایرانی نژاد می خوانند. از تمام عادات و اخلاق و شعائر انسانیت بی اطلاع و دور ، بلکه ضد هستند. در مجامع، بی ملاحظه از قوانین مزدک تعریف می کنند، در قفقازیه شغلشان پول گرفتن و مزدور شدن برای آدمکشی بوده. اخیرا برای این که آسانتر و بیشتر مردم را بکشند و غارت کنند، مسلک کمونیستی را به خودشان بستند.



زیرا با کنار گذاشتن میرزا، جنبش، رهبری را از دست داده بود که در بین مردم، بیشترین مجوبیت و نفوذ را داشت به همین خاطر، بعد از حذف میرزا کوچک خان نه تنها مردم به حمایت از حزب عدالت و بلشویکها رغبتی نشان ندادند بلکه به دشمنی با ارتش سرخ و حزب عدالت پرداختند

بین اعضای ۱۲ نفری کمیته مرکزی جدید، تنها چهارنفر از اعضای کمیته مرکزی سابق حضور داشتند و افرادی چون سلطانزاده و پیشه وری و ... کنار گذاشته شدند، ولی بعد از مرگ حیدر عمواوغلی در گیلان، با درمیانی مقامات شوروی، هر دو بار دیگر وارد کمیته مرکزی شدند.

اعضای کمیته مرکزی سابق از کمیته مرکزی جدید، متابعت نمی کردند و همچنان در پی مواضع سابق خود بودند و در واقع، دو مرکز تصیم گیری در داخل حزب وجود داشت در یک طرف، جناح چپ بود که رهبری آن را سلطانزاده و جوادزاده ( پیشه وری ) برعهده داشتند و همچنان بر ضد میرزا کوچک خان، و شعار انقلاب پرولتری سر دادند و در راس جناح دیگر، حیدر خان عمواوغلی قرار داشت که در پی حمایت از میرزا کوچک خان و همکاری دوباره با او بودند و می خواستند اختلافات و شکاف پیش آمده را ترمیم سازند

حیدر خان پس از شروع به کار به عنوان رهبر حزب، کابینه کودتایی احسان الله خان را منحل اعلام کرد و کمیسرهای کمونیست آن را که پیشه وری نیز جزو آنها بود بر کنار کرد.

به هر حال نهضت جنگل از مدت ها قبل، از درون دچار بحران عظیمی شده بود، وحدت سابق از هم پاشیده و دوستان دیروز در مقابل همدیگر سنگر گرفته بودند، مردم کم کم از مبارزه خسته شده و از پشتیبانی نهضت دست کشیده بودند، کوچک خان از ترس این که ممکن است دوباره کمونیست ها او را کنار بگذارند بر علیه حیدرخان، برجسته ترین چهره جمهوری گیلان و کمونیست های دیگر، وارد عمل شد، نیروهای او در ۷ مهر ۱۳۰۰ ، حمله خودشان بر علیه مواضع حزب کمونیست در رشت آغاز کردند و در جریان این حمله، حیدرخان ناجوانمردانه کشته شد و خالوقربان فرار کرده، با نیروهای خود در ۲۹ مهر به قشون دولت مرکزی پیوسته و از دست رضاخان مقام سرهنگی گرفت.

نیروهای کمونیستی احسان الله خان، بکلی نابود شدند و خود او نیز به ناچار به انقاق یاران معدودش، توانست باقایقی از طریق انزلی فرار کند و خود را به شوروی برساند. هر چند او در حین فرار اعلام کرد که بار دیگر به ایران بر خواهد گشت تا ( یک بار دیگر پرچم انقلاب سرخ را در سراسر ایران برافراشته سازد) اما برای همیشه از ایران خارج شد و در سرزمین شوراها، چون مهره ای سوخته کنار گذاشته شد تا سرانجام در تصفیه های خونین استالینی، به جوخه اعدام سپرده شود‌.

رضاخان ضربه ناگهانی را در ۱۳۰۴ بر پیکر حزب وارد ساخت او بسیاری از رهبران اتحادیه های کارگری را بزندان افکند و تشکیل اتحادیه های کارگری را ممنوع کرد تنها تعدادی از آنها به صورت غیر قانونی به کار خود ادامه دادند پس از سرکوب ۱۳۰۴ کمیته مرکزی حزب، عملا وجود نداشت و اکثر رهبران حزب عبدالحسین احسانی ، استاد میرزا علی، باقرزاده ، پروانه ..... زندانی شده ، و عده ای دیگر به خارج رفتند پیشه وری نیز پس از توقیف روزنامه ( حقیقت) و نوشتن چند مقاله در روزنامه های جدید از ایران خارج شد

کنگره دوم یعنی ۱۳۰۶ تا اواسط سال ۱۳۱۰ بیشتر اعضای کمیته مرکزی یا در زندان بسر می بردند و یا در شهر های گوناگون ایران فعالیت می کردند و یا در خارج از ایران بودند به همین خاطر، همیشه عده قلیلی در تهران فعالیت می کردند بیشتر مواقع در کمیته مرکزی، بیش از یکی دو نفر فعالیت نمی کردند. از برجسته ترین افرادی که در بین سالهای ۱۳۰۸ _ ۱۳۲۰ دستگیر شدند عبارتند از : رضا روستا ، آرداسش آوانسیان، جعفر پیشه وری، دکتر سلام الله جاوید، سید محمد تنها، یوسف افتخاری ، کاظم شاهرخی ، علی شرقی ، ستارزاده.



پیشه وری پس از بازگشت از تبعید کاشان، به کمک احمد اسدی که از شهریور 1320 رئیس اداره تعاونی شده بود در آن اداره استخدام می شود این اداره، در تهران ، در اوایل خیابان فردوسی و روبروی همانجا یی بود که بعدها کلوپ شورای متحده شود

بین اسدی و پیشه وری رابطه دوستی وجود داشت. بزرگ علوی نیز در خاطراتش اشاره می کند که بعد از ظهور فرقه دمکرات آذربایجان، اسدی او را تشویق می کرده مقاله ای تایید آمیز از شورویها و فرقه دمکرات آذربایجان بنویسد.

پیشه وری روز بعد از قضیه شهریور، از کاشان به تهران بازگشت و در جلسه ای که با تلاش ایرج اسکندری به منظور تاسیس حزب توده در خانه سلیمان میرزا تشکیل شد حضور فعال داشت ولی عضو حزب نشد پیشه وری خودش بعدها که کاندیدایی مجلس شده بود در روزنامه آژیر در مورد جلسه تاسیس حزب توده ، چنین نوشت ما وقتی که از زندان بیرون آمدیم در خانه سلیمان میرزا ( که صلاحیت آن را داشت ) تا ما را بپذیرد پذیرفته شدیم

طبق اسناد مربوط به روزنامه آژیر، مجوز انتشار این روزنامه در جلسه مورخ 1322/1/16 بنام سید جعفر پیشه‌وری صادر می شود و اولین شماره آن در 1322/3/2 منتشر می شود. به نوشته کتاب ( مطبوعات ایران از شهریور 1320 تا 1326 ) آژیر ابتدا ارگان گروه ( کاوه ) بوده ولی بعدا به حزب توده وابسته شده و به مطبوعات جبهه آزادی پیوسته.

حزب دمکرات که در تابستان 1323 مرکب از افرادی چون نصرالله جهانگیر ، حاج رضا ملکی، مهندس ناصح ناطق ، اسماعیل یکانی، اسماعیل امیرخیزی ، دکتر حسن عظیما، عبدالله فرامرزی، شاهزاده مجید فیروز، میرزا علی اکبر ساعت ساز، عبدالرحیم نبهی، حسین جودت ، در تهران شکل گرفته بود در واقع احیا دوباره حزب دموکرات صدر مشروطه بود که در دوره اول مجلس شورای ملی در 1328 قمری به تشویق ناصر الملک نایب السطنه تاسیس شده بو.

وقتی پیشه وری با رهبران حزب دمکرات، جهت عضویت تماس گرفت تقاضای عضویت پیشه وری حتی در کمیته ایالتی حزب دمکرات پذیرفته شد و اندکی بعد، بعضی از دوستان معدودش نیز وارد حزب شدند. در پاییز 1323 وقتی اعطای امتیاز نفت شمال به شوروی مطرح شد اکثریت حزب دمکرات با اعطای امتیاز نفت مخالفت کردند اما پیشه وری و گروه اقلیت او موافق اعطای امتیاز بودند و حتی در کمیته مرکزی تاکید نمودند متینگی از سوی حزب دمکرات برای حمایت از اعطای نفت شمال به روسها برگزار شود وقتی کمیته مرکزی حزب با این پیشنهاد مخالفت کرد پیشه وری و همفکرانش با قهر ، از حزب دمکرات جدا شدند.

پیشه وری پس از رد اعتبار نامه اش ، ناسزا گویان در حالی که می گفت: ( این مرتجعین از من انتقام گرفته اند ) از لژمطبوعات خارج شد، دوستان مطبوعاتی اش می خواستند به او دلداری دهند، در جواب گفت: ( که من به این سادگیها دست بردار نیست خیلی زود حساب این مرتجعن مارکدار را خواهم رسید.

در واقع علت اخراج پیشه وری از حزب ، نه بواسطه مقاله مورد نظر در روزنامه آژیر ، بلکه بواسطه اختلاف شدید او با حزب توده در این زمان بوده و اخراج و رد اعتبارنامه اش نیر در این اولین کنگره حزب توده، بواسطه تلاشهای اردشیر آوانسیان بوده است اعتبار نامه او در کنگره اول حزب بوسیله ( کمیسیون بررسی اعتبار نامه ها ) رد شد.

تاکید بر انتخاب انجمن های ایالتی و ولایتی که در ماده 2 بیانیه 12 شهریور 1323 به عنوان پلاتفورم تشکیل فرقه دمکرات، از آن سخن رفته حدود 25 سال پیش نیز پیشه وری در مقاله ( حکومت مرکزی و اختیارات ملی ) در روزنامه حقیقت بر آن تاکید کرده بود. هر چند این مسئله در سال اول انتشار روزنامه آژیر، به عنوان یکی از موضوعات اصلی، دلمشغولی پیشه وری نبود، ولی پس از رد اعتبار نامه اش از مجلس چهاردهم و مایوس شدنش از ورود به مجلس، دوباره بعد از 25 سال در روزنامه آژیر به آن می پردازد.

ضربه نهایی وقتی به او وارد شد که روزنامه اش نیز، به خاطر مقاله ای او او در شماره 314، مورخه 1324/6/1 نوشته بود از طرف فرمانداری نظامی تهران توقیف گشت. و تقریبا ، ده روز از توقیف آژیر هست که او در تبریز ، در 12 شهریور با انتشار بیانیه ای ، تاسیس فرقه دمکرات آذربایجان را رسما اعلام می کند.

پیشه وری با رهبری فرقه دمکرات مو افق نبود در سال 1323 در جلفای شوروی در داخل قطار ملاقاتی بین میرجعفر باقراوف و سید جعفر پیشه‌وری صورت گرفت. در آنجا بود که باقراوف رهبری فرقه دمکرات آذربایجان ایران را به پیشه وری پیشنهاد نمود اما او موافقت نمی کرد. میرجعفر باقراوف خطاب به پیشه وری گفت: دیگر از تاریخچه حزب عدالت نوشتن کافی است تا فرصت هست با ما همگام شو. پیشه وری در پاسخ به باقراوف می گوید این روسها که امروز به منظور پیشبرد اهداف سیاسی شان ما را به بازی می گیرند آدمهای مورد اطمینان نیستند آنها در صورت لزوم به ما کمکی نمی کنند و ما را در میدان مبارزه تنها می گذارند محبت روسها به محبت میمون شباهت دارد که هنگام غرق شدن در آب پا روی بچه اش می گذارد من آنها را خوب می شناسم سرانجام پس از گفتگوی زیاد پیشه وری با اطمینان به میرجعفراوف به اعتبار خدمت به ملت ایران با پیشنهاد آنها موافقت کرد.

روز بیست و دوم شهریور ماه ، سران فرقه در منزل محمد تقی رفیعی گرد آمدند و کمیته تشکیلاتی موقت فرقه را مرکب از یازده نفر به ریاست پیشه وری و معاونت شبستری انتخاب کردند در این جلسه ، بی ریا ( رئیس اتحادیه های کارگری ) رهبری فرقه دمکرات را پذیرفت و صادق پادگان و زین العابدین قیامی نیز ، تصمیم کنفرانس ایالتی حزب توده مبنی بر ، الحاق آن حزب به فرقه دمکرات را به استخصار رسانیدند و همچنین در این جلسه ، تاریخ 1324/7/10 به عنوان روز تشکیل اولین کنگره فرقه دمکرات تعیین گردید.

عرض این یک ماه ، فرقه به تقویت و سازماندهی گروههای مسلح فداییان و همچنین جذب افراد جدید و آموزش نظامی در شهرهای مختلف آذربایجان پرداخت تا آماده برای تسخیر پادگانهای ارتش شود.

روزهای 18 و 17 آذر به نیروهای فرقه دمکرات دستور داده شد که از شهرهای مختلف : مرند ، میانه، مراغه ، سراب به طرف شهر تبریز حرکت کنند:

روز 19 آذر ماه 1324 با خبر شدیم که باصطلاح فدائیان از محل های خود حرکت نموده اند. صبح بیستم آنها در حوالی شهر دیده شدند. در پاسخ گزارشهای ما از اوضاع و احوال. ...

فدائیان، از گوشه و کنار شهر وارد گردیده و کلانتریها و ادارات را عموما اشغال کرده بودند آخرین ساعات مذاکره پیشه وری و رهبران فرقه با بیات، استاندار آذربایجان سپری می شد و سرانجام مذاکرات با شکست مواجه شد و استاندار تصمیم گرفت به تهران باز گردد

سلام الله جاوید و صادق پادگان که به دستور کمیته مرکزی فرقه برای اصلاح کارها به جلفا رفته بودند رئیس شهربانی جلفا را دستگیر کرده به تبریز آورد، در 1324/9/12 به کمیته مرکزی فرقه خبر رسیده بود که شهربانی جلفا و علمدار گرگر مقاومت می کنند و آنها برای فرو نشاندن آن اعزام شده بودند. به سلام الله جاوید و الهامی دستور داده شد به پادگان رفته ، موضوع را با درخشانی حل کنند.

ژنرال درخشانی طی جنگ جهانی دوم بوسیله جاسوسی شوروی به خدمت گرفته شده . تنها خدمتش به اتحاد شوروی در سال 1947 ( صحیح اش 1945 ) پادگان نظامی تبریز را بدون مقاومت به نیروهای فرقه دمکرات آذربایجان تسلیم نموده بود. در آن زمان بیش از پنجاه سال داست.

اولین جلسه مجلس ملی آذربایجان که در ساعت 9:30 صبح آذر سال 1324 تشکیل شد آقای شبستری را با 96 رای به ریاست مجلس آذربایجان و آقایان پادگان و رفیعی و جودت با 70 ، 68 ، 63 رای به معاونت مجلس آذربایجان انتخاب شدند.

مجلس ملی تمایل اکثریت را به نخست وزیری سید جعفر پیشه‌وری اعلام کرد و او را موظف نمود که در بعد از ظهر روز کابینه خود را به مجلس معرفی کند کابینه او با آراء اکثریت تصویب شد عبارت بود از :

وزیر کشور دکتر سلام الله جاوید

وزیر ارتش توده ای جعفر کاویانی

وزید کشاورزی دکتر مهتاب

وزیر فرهنگ محمد بی ریا

وزیر بهداری دکتر حسین اورنگی

وزیر دارایی غلامرضا الهامی

وزیر دادگستری یوسف عظیما

به دنبال این اعلامیه، روز 26 فروردین ، حسین علاء نماینده ایران در سازمان ملل طبق دستور قوام السطنه ، شکایت ایران را از شورای امنیت پس گرفت و در 27 اردیبهشت 1325 هیئتی از طرف قوام السلطنه با موافقت روسیه، عازم آذربایجان گردید تا انجام تخلیه ایران از ارتش سرخ را ، به دولت قوام گزارش دهد. قوام ، اعلامیه ای را در 4 خرداد انتشار داد که از تخلیه کامل نیرو های شوروی خبر می داد.

قوام پس از خروج ارتش سرخ از ایران ، در صبح روز سه شنبه 21 خرداد ، یک هیئت سیاسی و نظامی برای پی گیری ادامه مذاکراتی که در تهران ناتمام مانده بود، به آذربایجان فرستاد هیئت سیاسی به ریاست مظفر فیروز ، معاون نخست وزیری و با عضویت ابوالحسن صادقی و علی اکبر موسوی زاده و هیئت نظامی به ریاست سرتیپ عبدالله هدایت ، معاون وزارت جنگ و سرهنگ محمد علی علوی مقدم ، آجودان وزارت جنگ وارد تبریز شدند

قوام بزودی طرحهای بلند پروازانه و اصلاحاتی که حزب دمکرات، وعده می داد کنار گذاشت ، وزرای توده ای را از کابینه اش اخراج کرد، مخالفین دست راستی چون سید ضیاء ارفع ، طاهری و کاشانی را که به خاطر جلب نظر روسها زندانی کرده بود آزاد ساخت و چپ گرایان را از سمتهای دولتی و شورای عالی نظارت که قرار بود بر انتخابات پانزدهم نظارت کند، برکنار کردو افراد ضدکمونیست تندرو را به استانداری های اصفهان ، خوزستان، گیلان و مازندران منصب کرد. این استانداران با کاربر حکومت نظامی ، دوازده روزنامه چپی را توقیف ، دفتر مرکزی حزب توده را اشغال و بیش از 340 میلیشیای حزبی را دستگیر کردند

در کنار توقیف نشریات چپ گرا و اشغال دفتر مرکزی حزب توده و سرکوب اتحادیه های کارگری، مقدمات حمله به زنجان و آذربایجان نیر فراهم می گشت و این در حالی بود که رهبران فرقه هنوز سرمست از توافقنامه ، در این توهم شیرین بسر می بردند که در مجلس پانزدهم ، اکثریت کرسی های نمایندگی را اشغال خواهند کرد و هیئت نمایندگی آن ، سلام الله جاوید و علی شبستری در تهران به قرآن سوگند می خوردند که آذربایجان را از ایران جدا نکنند.

هرچند در طول یکسال ، فرقه دمکرات توانست اصلاحات زیادی انجام دهد اما مشکلات عمده ای در پیش رو داشت که چون چاه ویل ، دهان گشاده بودند و عاقبت نیز همین مشکلات ، فرقه را فرو بلعید و قبل از ورود ارتش مرکزی ، خود از درون متلاشی شد بزرگترین مشکل فرقه دمکرات، نوع رابطه اش با حکومت شوروی بود.

می توانست برای جذب طیفی از مردم آذربایجان ( بخصوص مهاجران ) جذاب باشد در مقابل ، در ذهن گروههای مختلف مردم، بخصوص بخش عظیمی از روشنفکران ایران ، مترداف با تجزیه طلبی بود شعاری که پیشه وری در نوشته ها و نطق های مختلف خود بخصوص قبل از خروج نیروهای شوروی، بارها بدان اشاره کرده بود:

مردم ما خلقی بزرگ و قهرمان است این خلق به هیچوجه شباهتی به مردم تهران ، اصفهان، و سایر نقاط ایران ندارد ......

حکومت تهران باید بداند که بر سر دو راهی قرار گرفته است. آذربایجان راه خود را انتخاب نموده و بسوی آزادی و دموکراسی پیش خواهد رفت چنانچه تهران راه ارتجاع را انتخاب کند خدا حافظ ، راه در پیش بدون آذربایجان به راه خود ادامه دهد، این است آخرین حرف ما.

... آذربایجان ترجیح می دهد بجای این که بقیه ایران بشکل هندوستان اسیر درآید برای خود ایرلندی آزاد شود.....

تاکید بیش از حد این شعارها ، فرقه دمکرات را نه تنها از آزادیخواهان سراسر ایران جدا کرد بلکه در درون خود نیروهای فرقه نیز باعث تفرقه گشت بسیاری از افسران فارسی زبان که از تهران و نقاط مختلف ایران برای پیوستن به جنبش آذربایجان، به آنجا رفته بودند وقتی به زبان فارسی صبحت می کردند توسط ژنرال کاویان وزیر جنگ حکومت فرقه بشدت تنبیه و توبیخ می شدند! رفتار سخیفی که بعد از شکست فرقه دمکرات و در آن سوی مرزها نیز ادامه داشت.

هر چند این بند توافق نامه ، با مخالفت شدید فداییان زنجان مواجه شد اما انجمن ایالتی آذربایجان در تاریخ 1325/8/20 تخلیه خمسه از قشون ملی و تحویل آن به دولت مرکزی را تصویب کرد. سلام الله جاوید به همراه صدر قاضی ، به زنجان رفتند تا این خبر ناگوار را به اهالی آنجا بدهند

این در حالی بود که کم کم حکومت مرکزی خود را آماده حمله می کرد و آمریکاییان ارتش شاهنشاهی را به کامیونها ، تانکها و سلاحهای سنگین مجهز کرده بودند و روسها چیزی بیشتر از تفنگهای معمولی ، سلاحهای دستی و سبک به حکومت تبریز نداده بودند.

در بیمه شب 20 آذر ماه ، پل دختر _ پل بتنی جاده شوسه _ پل راه آهن بوسیله دمکراتها تخریب گردید تا از پیشروی نیروهای مهاجم ، موقتا جلوگیری نموده و فرصت تخلیه میانه و عقب نشینی بسوی تبریز را داشته باشند. بعلت خرابی پل ، پیاده نظام و واحد های قاطر دار با استفاده از گدارهای رودخانه سریعا بطرف شهر میانه پیشروی نمودند و در ساعت 15 روز 20 آذر وارد میانه شدند.

به محض روشن شدن آفتاب روز 21 آذر ، کشتار وحشیانه در شهر آغار شد آن تعداد از فداییان و سربازان فرقه که نتوانسته بودند به موقع به خاک شوروی پناهنده شوند گرفتار دسته های مسلح گشتند. قشون دولتی تا نزدیکی های تبریز آمده ولی در بستان آباد مستقر شده بود تا کشتار دموکراتها را به ارتش نسبت ندهد.

قافله فراریان در اواخر شب به قصبه مرزی جلفا رسیدند اتومبیلهای زیادی در آنجا جمع شده بود، از مرز خارج شده و قدم در خاک شوروی گذاشتند

در همان سال ، وقتی پیشه وری به همراه راننده اش برای سرکشی به اردوگاهها می رفت در ساعت 7 صبح ماشین اش به نرده پل جاده کیروف آباد _ یولاخ تصادف می کند و پیشه وری بر اثر خون ریزی زیاد در بیمارستان کیروف آباد ( گنجه ) در ساعت 17 همان روز در 55 سالگی ( 1947 _ 1892 ) چشم از جهان فرو می بندد، ملیکیان، راننده پیشه وری به دلیل این که شب قبل نخوابیده بود در حین رانندگی خوابش گرفته و باعث تصادف شدید می گردد. پیشه وری که در جلو نشسته بود از پیشانه ضربه می بیند و دو دیگر نیز شدیدا مجروح می شوند ، اما ملیکیان بدلیل در دست داشتن فرمان اتومبیل، صدمه چندانی نمی بیند . آنها را در ساعت 9 صبح به بیمارستان می گفت و هر چند جراحاتی از باکو می رسند ولی فایده ای به حال پیشه وری نمی تواند برسانند به گفته علی توده ار فراریان فرقه به خاک شوروی پیشه وری در بیمارستان می گفت بردارم در باکو پزشک است پیش من بیاورید ولی اصرار او موثر نبود آخرین حرفی که بر زبان آورد گفت خانه قوام السطنه خراب شود و برای همیشه چشم از جهان بست......

در جریان محاکمه باقراوف که 12 روز طول کشید او به عنوان متهم درجه یک به جرم کشتار ، شکنجه و تبعید مخالفان محاکمه می شد در همین دادگاه عنوان شد که فرقه دموکرات توسط باقراوف ، به همراهی میرزا ابراهیموف طرح ریزی شده و به نظر استالین رسیده او دستور اجرای آن را داده است. باقروف سرانجام له اتهام قتل 25 هزار نفر تیر باران گردید.

آنچه پیش آمد اشتباه بود، اشتباه . بزرگترین دوران استالینی در ایران . و این اشتباه ، در عین حال ، تلخ ترین حادثه معاصر آذربایجان نیز بود.

در حالی که از پس مبارزات قهرمانانه ستارخان و دیگر قهرمان صدر مشروطیت مشروطیتی ( ناقص ) و مجلسی ( نیم بند ) بوجود آمد اما از پس خاکستر آتشی که بدست پیشه وری برافروخته شد نه تنها ققنوسی زنده بیرون نیامد بلکه اجساد آویزان از چوبه دارها و خونهای شتک زده بر دیوارها بود و دود و آهی که از خانه های سوخته و فرزند مرده آذربایجان بلند می شد.

پایان




طبقه بندی: تاریخییمیز،  آذرآبادگان،  تبریز، 

تاریخ : سه شنبه 21 آذر 1396 | 08:15 ق.ظ | نویسنده : آترو | نظرات
به نوشته بلووا از اواخر سال 1906 ستارخان در تظاهرات انقلابی تبریز شرکت فعال داشت. بدین ترتیب تعمیق حرکات انقلابی، در برگرفتن اهالی زحمتکش، خیزش مردم برای به دست آوردن خواسته هایشان و ایجاد حرکات دهقانی موجب شد تا انقلاب به مرحله بورژوا _  دموکراتیک گام بگذارد.
در این درگیری ها ستارخان از رهبران فداییان، مردانگی و جسارت خاصی نشان داده و شهرتی کسب کرد.


اعضای مرکز غیبی به ریاست مسیو، حاجی علی دوا فروش و حاجی مهدی آقا و ستارخان و باقرخان  که از میان مردم فقیر برخاسته بودند، رهبری مبارزه را در دست نگه داشتند. بدین ترتیب نیز محاصره 11 ماهه تبریز توسط نیروهای دولتی و فئودالی آغاز شد. ستارخان با اراده ای استوار، شکست ناپذیر و متین به همراه همرزمانش باقرخان، حسین خان باغبان، علی مسیو و...... ابن مبارزه را رهبری می کرد.
بدین ترتیب مرتجعان پنداشتند که کار مشروطه و مشروطه خواهان پایان یافته است. به درستی نیز قسمت بزرگی از مجاهدان،  سلاح بر زمین گذاشته بودند. تنها ستارخان نجات بخش مشروطه به همراه علی مسیو، حاجی میرزا علینقی گنجه ای، حاجی محمد بالا و کربلایی حسین فشنگ چی و اعضای دیگر مرکز غیبی، ایستادگی را در محله امیر قیز ادامه دادند. مجاهدان قفقازی که در محله خیاوان بودند و مجاهدان تسلیم ناپذیر به رهبری حسین خان باغبان نیز به امیره فیز آمده و نشان دادند که تا آخر خواهند جنگید.

دشمن هر لحظه با نزدیک شدن به انجمن حقیقت، در فکر به چنگ آوردن ستارخان بود ولی ستارخان بی باک و خستگی ناپذیر به سنگرها سر می زد. مجاهدان را رهبری  می کرد و با شجاعت خود آنان را به شور می آورد.
این پیروزی نام ستارخان و باقرخان و اعضای مرکز غیبی را که از میان توده فقیر مردم برخاسته بودند،  در تاریخ مشروطه ایران ابدی کرد. شجاعت ستارخان در تمام جهان طنین انداز شد. او ایران را به تمام دنیا شناساند.
مطبوعات ستارخان را ( قلدر ) و ( آواره  ) می نامیدند، لنین ستارخان را ( رهبر ارتش ایران انقلابی ) نامید.
جسارت و قهرمانی از صفات مهم ستارخان بود.

نمایندگانی که از ایالات و ولایات انقلابی فرستاده شده بودند ، همه به انجمن آمده و خواهش کردند که مالیات مناطق آن ها توسط انجمن دریافت شود. آنان اطلاع دادند که آرزو دارند انجمن به عنوان مجلس ایران و ستارخان به عنوان حاکمی خوب برای ایران باشند. همه این ها نشان می دهد که حکومت آذربایجان به رهبری ستارخان نه تنها در آذربایجان بلکه در تمام ایالات انقلابی ایران، مانند یک ارگان حکومتی قانونی عمل می کرد.
حکومت انقلابی آذربایجان و رهبر آن ستارخان توجه ویژه‌ای به مساله رشد فرهنگ داشتند. به همین جهت نیز تنها در تبریز بلکه در سایر ولایات نیز مدارس نوین به وجود آمد. در این مدارس برای نخستین بار تدریس به زبان مادری آغاز شد. برای اولین بار در ایران نخستین بیمارستان در تبریز با 25 تخت گشایش یافت. 
تدابیر انقلابی و موفقیت آمیز ستارخان و باقرخان،  تاثیر مهمی در انقلابی شدن دوباره تمام ایران گذاشت. برخی ایالات و ولایات دوباره علم انقلاب برافراشته و اعلام کردند که راه آذربایجان را در پیش خواهد گرفت. به تاثیر از حوادث آذربایجان در اواخر سال 1908 اصفهان، مازندران،  لرستان و ایل بختیاری نیز همچون آذربایجان،  حکومت تهران را به رسمیت نشناختند.
اصفهانیان طی تلگراف و نامه به ستارخان پیروزی شان را با افتخار به اطلاع آذربایجان رساندند. ستارخان و انجمن ایالتی تبریز نیز به مناسب این پیروزی به اصفهانیان تبریک گفتند.
ستارخان و باقرخان سلاحهایشان را تحویل دادند و مجاهدان نیز مصلحت در همراهی آنان دیدند. با این وجود در بعدازظهر روز 24 ژوئیه نیروهای سردار بهادر بختیاری و یفرم،، باغ اتابک را محاصره کردند. چند توپ و 3 مسلسل به میدان توپخانه آورده شد. مجاهدان راضی شدند تا در قبال حقوق چند ماهه سلاحهایشان را تحویل دهند و روز 25 ژوئیه چون سلاح ها تحویل داده شد، تیراندازی آغاز گردید.
تا ساعت 3 از هر دو طرف تیراندازی ادامه داشت. یفرم پس از آنکه دستور حکومت را برای خلع سلاح مجاهدان  دریافت کرد حمله را با توپ و سپاه آغاز نمود. باغ اتابک زیر آتش توپخانه قرار گرفت.  از هر سوی گلوله توپ، تفنگ و مسلسل فداییان را دور می کرد. بختیاریان حمله کرده و وارد باغ شدند. ستارخان از ناحیه پا به شدت زخمی شد 60 نفر از هر دو طرف کشته شدند. 
روز بعد زندانی کردن فداییان آغاز شد. بدین ترتیب ستارخان و باقرخان و فداییان که سه ماه قبل به طرز باشکوهی استقبال شده بودند. اکنون هدف گلوله قرار گرفتند. سپهدار و سردار اسعد سرمایه داران لیبرالی که بر اثر جانفشانی مردم به حکومت رسیده بودند،  ناجی انقلاب مشروطه را آزار داده و نفرت مردم را به جان  خریدند.
قهرمانی های بزرگ ستارخان و باقرخان نه تنها در آذربایجان بلکه در ایران و سرزمین های شرق و غرب، علاقه ی مردم را برانگیخت و این علاقه به عشق تبدیل شده بود . تصادفی نیست مردم آن ها را خان نامیدند در حالی که از نظر نسب، خان نبودند. مردم درباره ستارخان شعر سرودند و ترانه خواندند، تنها به خواست مردم بود که انجمن ایالتی،  القاب سردار ملی و سالار ملی را به آن ها اعطا کرده و برای ابدی کردن نام آنها، مدال هایی را با نامشان ایجاد کرد. این مدال ها به مجاهدان برجسته اعطا می شد





طبقه بندی: تبریز،  آذرآبادگان، 

تاریخ : پنجشنبه 25 آبان 1396 | 09:05 ق.ظ | نویسنده : آترو | نظرات

بازار تبریز، دارای ۲۰راسته و راسته بازار ، ۳۵ سرا و کاروانسرا، ۲۵ تیمچه، ۱۱ دالان، ۱۲ مدرسه ، ۳۰ مسجد ، ۵باب حمام و ۵۵۰۰ باب مغازه و حجره و فروشگاه بوده

رودخانه مهرانرود دو قسمت بازار قدیمی تبریز را از هم جدا می کند. بخش شمالی بازار به دلیل جدا ماندن از کل مجموعه و انتقال تجارت و داد و ستد به خیابان ها ، له تدریج اهمیت خود را از دست می دهد و دچار تخریب و کم توجهی می شود. قسمت اعظم مساحت بازار در جنوب مهرانرود (میدان چایی) در حد فاصل خیابان های دارایی، شهدا، فردوسی، شهید مطهری (راسته کوچه)، چای کنار، جمهوری اسلامی قرار گرفته است. احداث خیابان های دارایی ، خاقانی ، ارتش شمالی ، فردوسی، شهدا و جمهوری اسلامی قسمتی از بازار را دچار تخریب نموده و بخشی از بازار را از کل مجموعه جنوبی جدا کرده است.

ویژگی های بازار تبریز
راسته های اصلی توسط راسته های فرعی به هم متصل شده اند و در فضاهای بین آنها تیمچه ها و سراها بنا شده است تقاطع راسته ها در سه راهی ها و چهار راهی ها را طاق های آجری گنبدی پوشانده است که بزرگترین گنبد بازار ، گنبد تیمچه امیر و زیباترین نوع معماری آن تیمچه مظفریه است
راسته بازارها و بازارهای بزرگ تبریز به معابر عمومی مسقف گفته می شود که فاقد درب ورودی هستند و به عنوان معابر اصلی بازار عمل می کنند. بهترین راسته های بازار تبریز عبارتنداز راسته بازار جدید ، راسته بازار قدیم، بازار کفاشان، بازار صفی، بازار جمعه مسجد، قیزبستی بازار، بورکچی بازار(کلاهدوزان )، بازار صادقیه، بازار یمنی دوز، سراجان، پنبه چی بازار، بازار میرابوالحسن، شیشه گر خانه، پشت بازار امیر، بازار دله زن بزرگ و کوچک، بازار دوه چی، بازار رنگی خیابان و بازار کره نی خانا.

تیمچه ها به فضاهای جالب و مناطقی که سقف آنها به صورت گنبدی و آجری کاری و با سبک تاریخی خاص ساخته شده اند گفته می شود. تیمچه ها دارای درهای ورودی بزرگ و محکمی هستند که روز ها باز و در شب و ایام تعطیلی بسته می شوند. هر تیمچه نگهبانانی دارد که آنها را <او داباشی> سرایدار گویند. تیمچه ها از نظر کاربری به چهار قسمت تقسیم شده است. فضای عمومی تیمچه که محل انبار و انبوهی کالاها است ، زیرزمین که مخصوص انبار کردن و حفظ و نگهداری کالا است. اتاق حجره همکف تیمچه که محل داد و ستد و رتق و فتق امور اقتصادی و اجتماعی است طبقه بالای هر تیمچه که مخصوص استراحت و بیتوته شبانه در ایام قدیم بود و بازرگانان غیر تبریزی در این طبقه دوم حجره ، شب ها استراحت می کردند. تیمچه های معروف بازار تبریز عبارتنداز تیمچه امیر، تیمچه مظفریه، تیمچه شیخ کاظم، اوچ تیمچه لر(تیمچه های حاج شیخ)، تیمچه حاجی محمدقلی، تیمچه میرابوالحسن، تیمچه شعربافان، تیمچه عباچی، تیمچه قندفروشان، تیمچه حاجی صفرعلی، تیمچه شازدا، تیمچه درعباسی، تیمچه بزازان، تیمچه ملک، تیمچه خان و تیمچه صادقیه.

کاروانسراها مکان هایی بودند که در روزگار قدیم صاحبان کاروان های تجارتی ، کالاها و بار چهارپایان خود را در حیاط و محوطه آنها تخلیه می کردند. اطراف کاروانسرا، اتاق ها، حجره و انبارهای متعددی بود که محل تجارت و داد و ستد محسوب می شد. حیاط کاروانسراها دارای فضای سبز و استخر و آب انبار بوده به عنوان فضای سبز و باغچه و تنفس گاه بازار عمل می کرد و اکسیژن و هوای لطیف را از طریق دریچه های بالا ی گنبد بازار تامین می کرد. از کاروانسراهای بزرگ و معروف تبریز می توان از کاروانسرای بزرگ امیر، کاروانسرای حاج سید حسین کهنه ، میانه و تازه، کاروانسرا ی حاج ابوالحسن ، کاروانسرای کشمش چیلر نام برد.

سراهای مهم تبریز به واحد های کوچک و کوچکتر و حیاط رو باز کوچکتر از کاروانسرا اطلاق می شود. از قدیم رسم یر این بود مال التجاره های بدون چهار پایان باربر در محوطه آن تخلیه می شد. سراهای معروف تبریز عبارتنداز سرای گرجیلر، سرای حاج رسول ، سرای میرزا مهدی، سرای دودری، سرای خان، سرای حاج محمد قلی ، سرای میرزا جلیل ، سرای آلمان ها در بازار کفاشان، سرای امیر ، سرای امید و سرای درعباسی ، سرای کچه چیلر.

هرکدام از این سراها و تیمچه ها و کاروانسراها به وسیله دالان های زیبا و مرتبی به بازار اصلی راه دارند و اکثرا به نام تیمچه ها و سراهای وابسته شهرت دارند که معروف ترین آنها ، دالان خونی، دالان حاج رحیم، دالان میرزا محمد، دالان دودری، دالان میرزا مهدی، دالان شعربافان است

گرمابه های قدیمی و حمام های تاریخی در محدوده بازار تبریز از نظر قدمت تاریخی و نوع و سیستم معماری بسیارجالب توجه بوده به بازار تبریز هویت تاریخی بخشیده است
حمام های قدیمی بازار تبریز عبارتنداز
حمام خان، حمام میرزه حسن قره، حمام قاضی، حمام میرزا مهدی، حمام سید گلابی

تیمچه مظفریه که معروف ترین بخش بازار تبریز محسوب می شود در زمان ولیعهدی مظفرالدین میرزا ی قاجار به سال ۱۳۰۵ هجری قمری ساخته شده و بانی آن مرحوم حاج شیخ محمد جعفر قزوینی از بازرگانان مشهور و بزرگ شهر تبریز است و اکنون این تیمچه یکی از مراکز عمده تجارت و صدور فروش آزربایجان و ایران به سراسر دنیا است و شهرت جهانی دارد

نقاط مختلف بازار تبریز بیشتر به دلیل نام سازندگان بنای دالان ها و تیمچه ها و کاروانسراها و یا اتفاقانی که از نظر تاریخی روی داده یا به جهت اینکه مرکز عمده تجارت کالاهای خاصی محسوب می شده به این اسم و نام مشهور شده اند مثل بازار صادقیه که توسط میرزا صادق خان پسر صدرالدین محمد ، مستوفی در سال ۱۰۶۸ هجری قمری جهت احداث مسجد و مدرسه و یخچال صادقیه وقف گردید. بازار و تیمچه و کاروانسرای بزرگ و زیبای امیر که مهمترین و ارزشمندترین بخش بازار تبریز محسوب می شود و در حال حاضر مراکز عمده تجارت و صادراتفرشرو صنایع دستی و مرکز بورس طلا و جواهرات و منسوجات است توسط میرزا محمدخان امیرنظام زنگنه در سال ۱۲۵۵ هجری قمری احداث شده است

تیمچه و دالان خان توسط احمد خان مقدم مراغه بنا شده که از مراکز تجارت و صادرات فرش است.
سرای آلمان ها توسط چندین صاحب شرکت و کارخانه قالیبافی که اهل آلمان بودند احداث شده که در این سرا کارگاه ایجاد کرده بودند. این سرا در بازار کفاشان واقع است
دالان و سه تیمچه حاج شیخ(اوچ تیمچه لر) را بانی مظفریه ، مرحوم حاج شیخ محمد جعفر قزوینی بنا کرده که در حال حاضر مرکز و بورس عمده منسوجات آزربایجان است

سرای گرجیلر مربوط به بازرگانان گرجی و ارمنی بوده که محصولات خانگی روسیه را دراین سرا عرضه می کردند. بازار صفی فرزند شاه عباس بزرگ صفوی نامگذاری شده است.
کاروانسرای حاج سید حسین میانه ، تازه و کهنه توسط یکی از بازرگانان معروف به نام حاج سید حسین الحسینی بنا شده است. حاج میرزا ابوالحسین از وابستگان دربار ، بازار و سرا و تیمچه میرزا ابوالحسن را احداث نموده است.
تیمچه و سرای میرزا مهدی از آثار مرحوم میرزا سید مهدی قاضی طباطبایی جد خاندان قاضی طباطبایی در مجموعه بازار تبریز است
تیمچه سرای میرزا شفیع توسط یکی از بزرگان شهر مربوط به دربار قاجار بنا شده است. به دستور شاهزاده عباس میرزا نایب السطنه، تیمچه و سرای شازدا در سال ۱۲۴۰ هجری قمری بنا گردید و اکنون نیز مهمترین بخش بازار تبریز به حساب می آید

به نظر او بزرگترین لطمه ای که ازنظر سازمان میراث فرهنگی به مجموعه بازار تبریز وارد شده هم زمان با تغییر عملکرد بازار از عمده فروشی به خرده فروشی بوده است. این تغییر ، باعث محدود کردن و کوچکتر نمودن فضاهای تجاری به تفکیک بی رویه واحدهای تجاری و ازدحام بیش از حد مراجعین به بازار گردیده که قطعا از این ناحیه لطمه های جدی متوجه بازار شده است همچنین هجوم معماری جدید و استفاده از مصالح جدید به جای مصالح سنتی قدیم، این بازار را مورد تهدید قرار داده است به طوری که بار اندازهای اطراف بازار در دهه های اخیر تبدیل به پاساژها و مجتمع های تجاری شده و عملکرد باراندازهای خود را از دست داده و بازار تبریز را در خود خفه کرده است و این مساله باعث شده که ورود کالا به بازار تبریز با مشکل بسیار انجام گرفته و خود موجب ترافیک و ازدحام بسیار گردد....




طبقه بندی: تبریز شهر اولین ها،  تبریز، 

تاریخ : یکشنبه 21 آبان 1396 | 09:54 ق.ظ | نویسنده : آترو | نظرات

ورود پیشه وری به همراه بعضی از دوستان

معدودش از جمله سلام الله جاوید به حزب

دمکرات و کناره گیری اش از آن ، مقارن با این

دوران است باز علت کناره گیری اش بواسطه

حمایت و تاکید بر اعطای امتیاز نفت به روس

ها ست

در مدتی که نیروی های نظامی شوروی در

منطقه شمال ایران حضور داشتند دوایر دولتی و علمی شوروی، اقدام به اکتشاف و

شناسایی ذخایر نفتی در این مناطق می کردند

بررسی ناتالیا یگوروا، از اسناد شوروی نشان

می دهد که چهره اصلی ای که در پس تلاش

کرملین، برای کسب امتیاز نفت شمال قرار

داشت لاورنتی بریا، معاونت صدر شورای

کمیساریاهای خلق بود هر چند قبل از این نیز

در کنفرانس تهران (نوامبر 1943) که بین

استالین ، روزولت و چرچیل منعقد شد

استالین فضیه استخراج و توزیع نفت خاورمیانه را پس از جنگ ، پیش کشیده بود

ولی روزولت و چرچیل آن را به وقت دیگری

موکول کرده بودند

سرگئی کافتارادزه ، معاون ورزات خارجه

شوروی در 24 شهریور 1323 وارد تهران شدو

تقاضای امتیاز نفت در مناطق شمالی ایران

را مطرح ساخت و با مخالفت دولت ساعد

روبرو شد در اثر فشار شوروی، به ناگهان رویه

سران حزب توده در قبال واگذاری امتیاز 180

درجه چرخش پیدا کرد.

پیشه وری با رهبری فرقه دموکرات موافق

نبود درسال 1323 در جلفای شوروی در داخل

ملاقاتی بین میرجعفر باقراوف و سید جعفر

پیشه وری صورت گرفت. در آنجا بود که

باقراوف رهبری فرقه دمکرات آذربایجان ایران

را به پیشه وری پیشنهاد نمود اما او موافقت

نمی کرد سرانجام پس از گفتگوی زیاد پیشه

وری با اطمینان به میرجعفر اوف به اعتبار

خدمت به ملت ایران با پیشنهاد انها موافقت
کرد.

در تبریز پیشه وری و شبستری پس از مذاکرات زیاد تصمیم می گیرند که صادق

پادگان، مسؤول وقت حزب توده در تبریز

را بسوی خود جلب نمایند. پادگان پس از

اطلاع از جریان تشکیل فرقه دمکرات، آن را

قبول می کند و بعد از سه روز مذاکره، تصمیم می گیرند پس از اعلام فرقه دمکرات

از طرف پیشه وری و شبستری، پادگان نیز

با سران حزب توده صحبت کرده و زمینه ادغام دو حزب را فراهم نماید پس از ان،

پیشه وری بیانه 12 شهریور که شامل 12 ماده

بوده به دو زبان آذری و فارسی می نویسد و

قرار می گذارند تا بعد از امضا تعدادی از

آزادیخواهان ، در روز 12 شهریور منشر کنند

اختلاف کمونیست های آذربایجانی با

کمیته مرکزی حزب توده در خصوص زبان آذری، تنها محدود به درون حزب نبود بلکه

این مسئله در درون جامعه به شکلی گسترده

وجود داشت و اختلاف موجود درون حزب

توده ، در واقع انعکاسی از اختلاف موجود

درون جامعه بود.

مسئله زبان آذری و قوم گرایی در بین آذری

های ایران در قبل از حکومت رضاشاه وجود

نداشت این در واقع اتشی بود که در دوره

رضاشاه برافروخته شد و به عنوان عاملی ،

داخلی، نقشی عمده داشت.

تاکید بر عنصر زبانی، بیشتر توسط ان گروه

از مهاجران آذری ابراز می شد که چند سال

قبل در اجرای سیاستهای قومی استالینی از

ان کشور رانده شده و به ایران امده بودند و

اکثرا در شهرهای مختلف آذربایجان ، به

کارهای یدی و مشقت بار مشغول بودند.

اکثریت بزرگ اعضای حزب توده را در تبریز

مهاجرها تشکیل می دادند و رفتار آنان نوعی

بود که حتی در مواردی شورویها نیز ناراضی

می شدند زیرا رفتار انان موجب جدائی

بیشتر حزب از توده مردم و طبقات محروم و

دیگران می شد . اما عده ای از افسران جوان

اهل باکو یا (آذربایجان شوروی) با این مهاجران

تجزیه طلب قلبا موافق و هماهنگ بودند.

از جمله شعارهای شوروی پرستانه که در

متینگ ها ظاهر می شد (آنادیلی ) یعنی زبان

مادری بود. آنان می خواستند زبان ترکی

(در حقیقت زبان باکو ) در مدارس و ادارت

زبان رسمی باشد.

فرقه دمکرات آذربایجان نام خود را با توجه

به تاریخ اذربایجان فرقه گذاشته بود و این

واژه در بین مردم جذابیت بیشتری داشت و

در کار تشکیلاتی یاد آور دوران مشروطیت

بود و در نتیجه تعدادی زیادی از مردم به

عضویت ان در امدند. در رابطه با مسئله ملی

، حزب و فرقه دو طریق بینش جداگانه داشتند.

حزب به وحدت ملی و توسعه اقتصادی کشور

از طریق همین وحدت اعتقاد داشت . ولی

فرقه طرفدار خود مختاری محلی در مناطق

مختلف کشور بود.

در تسخیر مراکز نظامی، افسران ارتش که از

راههای مختلف خود را به آذربایجان رسانده

بودند دخالت و فرماندهی اصلی را بر عهده

داشتند مثلا در 23 آبان ماه سراب و میانه

سقوط کرد و در ان کار ، چند تن از افسران

ارتش که از راه طوالش (تالش) و طارم و

استارا به آذربایجان رسیده بودند دخالت

موثر داشتند و روز 26 آبان ماه شهر عجب شهر به

وسیله فدائیان و به فرماندهی یکی از افسران

فراری ارتش به دست فرقه دموکرات افتاد

مشکین شهر از استان اودبیل در اواخر ابان ماه اردبیل که اداری یک پادگان ارتشی بود

به فرماندهی سروان قاضی اسداللهی و سروان یوسف مرتضوی سقوط کرد

شهر تبریز که مرکز سپاه آذربایجان به فرماندهی سرتیپ درخشانی بود بر اثر مذاکره خود پیشه وری با فرمانده لشکر و کسب موافقت مرکز به دست فرقه افتاد

در 21 آذر ماه 1324 مجلس ملی آذربایجان

اولین جلسه خود را در سالن سینما دیانای

تبریز با نطق ریاست سنی مجلس، محمد تقی رفیعی و با حضور 75 نفر نماینده افتتاح

کرد سپس نظامنامه مجلس توسط میررحیم

ولائی قرائت و تصویب شد و بعد انتخاب

هیئت رئیسه با رای مخفی بشرح زیر بعمل امد

حاج میرزا علی شبستری که در این زمان

47 سال داشت به ریاست مجلس و سه نفر زیر به معاونت مجلس انتخاب شدند

مذاکراتی از طرف نخست وزیر ایران در

مسکو با اولیا دولت اتحاد جماهیر شوروی

سوسیالستی اغاز و در تهران پس از ورود

سفیر کبیر شوروی ادامه یافت در تاریخ 15

فروردین 1325 مطابق با چهار آوریل 1946

به نتیجه ذیل رسید
قسمت های ارتش سرخ از تاریخ 24 مارس

1946 یعنی یکشنبه 4 فروردین 1325 در ظرف

یکماه و نیم تمام خاکدایران را تخلیه می نماید

قرار داد ایجاد شرکت مختلط نفت ایران و

شوروی و شرایط ان از تاریخ 14 مارس تا

انقضای هفت ماه برای تصویب به مجلس

پانزدهم پیشنهاد خواهد شد

نیروهای شوروی خاک ایران را ترک کردند و

آذربایجان نیز بعد از 4 سال از نیروهای شوروی

خالی شد این تخلیه نتایج نظامی، اقتصادی

و اجتماعی را به همراه داشت حکومت ملی

با مشکلات عدیده ای روبرو بود تحریم اقتصادی به منافع باژار که تا دیروز از حکومت

ملی حمایت می کرد ضربه وارد کرد


افول و سقوط حکومت

در این حین، فرقه دموکرات هنوز در آذربایجان مستقر بود. گرچه بدون حضور شوروی اقتدار آن شروع به افول کرد. با وجود یک توافق با دولت مرکزی که به آذربایجان خودمختاری قابل توجهی می‌داد و به فرقه دموکرات اجازه می‌داد در قدرت کامل بماند، مذاکرات شکست خورد. تأثیرگذاری هم قوام و هم شاه در حل وشعیت در آذربایجان مهم بود و می‌تواند بدین شکل جمعبندی شود: رفتن شورویها نظامیان را قادر ساخت مخالفین حکومت تبریز را مسلح کنند؛ بلوایی توسط عشایر قشقایی و بختیاری دولت قوام را قادر ساخت اقتدار دولت مرکزی را بر همه ایران اعمال کند و به نظامیان دستور بدهد که آذربایجان بروند تا نظم را در جریان انتخابات (که فقط با حضور نیروهای امنیتی قادر به برگزاری بود) برقرار کنند. نیروهای ایرانی در مواجهه با تهدید شوروی و با حمایت غیررسمی ایالات متحده در شورای امنیت(ترس ایالات متحده از قدرت گرفتن شوروی این امر راسبب شد) در صورت بروز هرگونه مشکل، در ۹ دسامبر ۱۹۴۶ شروع به حرکت به سوی آذربایجان کردند. پیشه وری تا ۲۱ آذر ۱۳۲۵/ ۱۳ دسامبر ۱۹۴۶ به باکو گریخته بو و نیروهای ایرانی وارد تبریز شده بودند. قاضی محمد دو روز بعد تسلیم شدن مهاباد را اعلام کرد.

جمهوریها تقریباً یک سال پس از اعلام موجودیت شان فروپاشیدند. در این روند، چند صد شورشی کشته شدند، در حالی که حدوداً ۱۰۰۰ آذربایجانی و ۱۰۰۰۰ کرد تحت رهبری ملا مصطفی بارزانی به شوروی گریختند. ردیفهای اجساد تلوتلوخوران بر چوبه‌های دار در بسیاری از میدانهای آذربایجان و شمال کردستان ماهها یاداوران ترسناک این حکومتها بودند. یک روند پیچیده انتخاباتی در ایران که از ژانویه شروع شده بود در ژوئن ۱۹۴۷ پایان یافت. مجلس پانزدهم در ژوئیه افتتاح شد و به توافق بحث برانگیز نفتی با اتحاد شوروی رای نداد. سپس توافق با رای ۱۰۲ به ۲ رد شد و مسائل ناشی از اشغال آذربایجان توسط شوروی نهایتاً پایان یافت.









طبقه بندی: آذرآبادگان،  تبریز، 

تاریخ : یکشنبه 21 آذر 1395 | 07:45 ق.ظ | نویسنده : آترو | نظرات

اوستاد‌‌‌ علی سلیمی فرزند‌‌‌ ظهراب، از آهنگسازان برجسته موسیقی است كه یونسكو او را آهنگساز بزرگ شرق معرفی كرد‌‌‌ه است. پد‌‌‌ر سلیمی سالها قبل از تولد‌‌‌ وی از روستای مهماند‌‌‌وست ارد‌‌‌بیل به باكو رفت

استاد‌‌‌ علی سلیمی، د‌‌‌ر سال 1301 د‌‌‌ر باكو به د‌‌‌نیا آمد‌‌‌. استعد‌‌‌اد‌‌‌ او د‌‌‌ر 8 سالگی ماد‌‌‌ر را مجبور كرد‌‌‌ كه تاری برای او بخرد‌‌‌ و او را به مكتب موسیقی بفرستد‌‌‌. استاد‌‌‌ مقد‌‌‌مات نوازند‌‌‌گی را نزد‌‌‌ موسیقید‌‌‌ان نامی آذربایجان «باكیخانوف» آموخت

د‌‌‌ر د‌‌‌وران حكومت استالین پد‌‌‌ر سلیمی به جهت ایرانی بود‌‌‌نش از آذربایجان اخراج شد‌‌‌ و او به همراه خانواد‌‌‌ه د‌‌‌ر سال 1317 به ارد‌‌‌بیل برگشت. چند‌‌‌ی بعد‌‌‌ پد‌‌‌ر د‌‌‌ارفانی را ود‌‌‌اع كرد‌‌‌. اولین رخد‌‌‌اد‌‌‌ هنری استاد‌‌‌ سلیمی د‌‌‌ر سال 1332 بود‌‌‌ كه وی موفق به د‌‌‌ریافت مد‌‌‌ال طلای یك جشنواره موسیقی شد‌‌‌. وی د‌‌‌ر همان زمان به رهبری اركستر آذربایجانی راد‌‌‌یو ایران انتخاب شد‌‌‌.

استاد‌‌‌ سلیمی، د‌‌‌ر سال 1338 با یكی از همكارانش به نام فاطمه قناد‌‌‌ی، (وارتوش ماچكالیانس) ازد‌‌‌واج كرد‌‌‌. علی سلیمی، برای تشكیل اركستر آذربایجانی از 22 نفر هنرمند‌‌‌ مانند‌‌‌؛ فاطمه قناد‌‌‌ی، مصطفی پایان، اسماعیل چشم‌آذر و... استفاد‌‌‌ه كرد‌‌‌.

د‌‌‌رسال 1342 اركستر آذربایجانی راد‌‌‌یو ایران را منحل كرد‌‌‌ند‌‌‌ و استاد‌‌‌ خانه‌نشین شد‌‌‌. وی مد‌‌‌ت 10 سال خانه‌نشین شد‌‌‌ اما د‌‌‌ر این سال‌ها آهنگ‌های ماند‌‌‌گاری مانند‌‌‌ «آیریلیق» را به د‌‌‌نیای هنر و موسیقی عرضه د‌‌‌اشت. د‌‌‌ر سال 1344 رشید‌‌‌بهبود‌‌‌اف، د‌‌‌ر سفرش به ایران آیریلیق راشنید‌‌‌ و با اجازه گرفتن از استاد‌‌‌ سلیمی آن را د‌‌‌ر باكو اجرا كرد‌‌‌ و این همكاری باعث شد‌‌‌ تصنیف آیریلیق و استاد‌‌‌ سلیمی به اوج شهرت برسند‌‌‌. ترانه آیریلیق، اثر برجسته‌ای است از د‌‌‌وران زند‌‌‌گی او كه براساس اشعار آذری فرهاد‌‌‌ ابراهیمی ساخته شد‌‌‌.

این آهنگ د‌‌‌ر د‌‌‌نیا به لحاظ اجرا با اركستر فیلارمونیك آمریكا و ژاپن و باكو و... یك آهنگ جهانی شد‌‌‌. استاد‌‌علی سلیمی د‌‌‌ر سال 1357 راهی تبریز شد‌‌‌ و اركستر راد‌‌‌یو تلویزیون تبریز را بنا نهاد‌‌‌.

د‌‌‌ر سال 1367 به وی د‌‌‌رجه د‌‌‌كترای افتخاری د‌‌‌اد‌‌‌ند‌‌‌ تند‌‌‌یس استاد‌‌‌ سلیمی د‌‌‌ر یونسكو به عنوان آهنگساز برجسته شرق د‌‌‌ر معرض د‌‌‌ید‌‌‌ علاقه‌مند‌‌‌ان است.

د‌‌‌ر سال 1376 د‌‌‌ر سحرگاه د‌‌‌وم ارد‌‌‌یبهشت د‌‌‌ر اثر سكته مغزی د‌‌‌ر سن 74 سالگی به د‌‌‌یار باقی شتافت. آرامگاهش د‌‌‌ر گلزار هنرمند‌‌‌ان تبریز پذیرای هنرد‌‌‌وستان است.

از استاد‌‌‌ علی سلیمی بیش از 1000 قطعه موسیقی به یاد‌‌‌گار ماند‌‌‌ه كه برخی از آنها عبارتند‌‌‌ از؛ آیریلیق، سیزه سلام گتیرمیشم، حید‌‌‌ربابا، راحله، آغلاما، لاله، یاد‌‌‌اسالارسان منی، مارش، قهرمانلار، ساللانا ساللانا، سلام، وطنیم، سهند‌‌‌یم، گول‌ارد‌‌‌بیل، تبریزیم، لگاتو، كهلیك، كوراوغلو، سوزلر، اولكه‌میز، علی د‌‌‌یر




طبقه بندی: آذرآبادگان،  تبریز، 

تاریخ : سه شنبه 9 آذر 1395 | 08:02 ق.ظ | نویسنده : آترو | نظرات

سفره هفت سینی که امروزه بیشتر مرسوم است داری هفت مورد از چیزهای مانند: 

سبزه : نماد خرمی 

سرکه : نماد شادی ( شراب ) 

سمنو : نماد خیر و برکت 

سیب : نماد مهر و مهرورزی 

سیر : نگهبان سفره ( محافظت کننده از شر ) 

سماق: نماد مزه زندگی 

سنجد : نماد حیات 

سپند : (اسفند) یا چیدمانی بدین ترتیب دارد: سمنو: نماد زایش و بارورى گیاهان است و از جوانه هاى تازه رسیده گندم تهیه مى شود. 

سیب: نماد بارورى، زایش و سلامتی است. 

سنجد: نماد عشق و دلباختگى است و از مقدمات اصلى تولد و زایندگى.

 سبزه: نماد شادابى و سرسبزى و نشانگر زندگى بشر و پیوند او با طبیعت است. 

سماق، سرکه و سیر: نماد چاشنى و محرک شادى و سلامتی در زندگى به شمار مى روند.


 سکه: به نیت برکت و درآمد زیاد انتخاب و بر سفره هفت سین می نشیند .

سنبل : سُنبُل نام سرده‌ای از گل‌ها است که به تیرهٔ Hyacinthaceae تعلق دارد. این سرده در گذشته جزو تیرهٔ سوسنیان محسوب می‌شد. خاستگاه سنبل، شرق دریای مدیترانه، ایران، ترکمنستان و آفریقای جنوبی است.

گل‌های سنبل خوش‌بو و جنبهٔ زینتی داند. دورهٔ گلدهی آن‌ها در اوایل بهار است. گل‌ها می‌توانند به رنگ‌های سفید، صورتی، بنفش، قرمز، نارنجی، زرد یا آبی باشند.

گل سنبل در سفرهٔ هفت‌سین نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد.

اما غیر از این گیاهان و میوه هاى سفره نشین، خوان نوروزى اجزاى دیگرى هم داشته است، در این میان تخم مرغ نماد زایش و

 آفرینش است و نشانه اى از نطفه و نژاد. آینه: نماد روشنایى است و حتماً باید در بالاى سفره جاى بگیرد. آب: نشانه برکت و پاکی در زندگى است . اسپند، شاخه هاى سرو، دانه هاى انار، گل بیدمشک، شیر نارنج، نان و پنیر، شمعدان و… را هم مى توان جزو اجزاى دیگر سفره

 هفت سین دانست. وامروزه ایرانیان به هنگام چیدن سفره هفت سین اولین و مهمترین موردی را که بر سفره

 قرار می دهند، قرآن کریم است . ایرانیان مسلمان به نشانه توکل و توسل به خداوند متعال در آغاز سال و درخواست بهترینها از خالق خویش قرآن را در بهترین جای سفره قرار داده و پس از آن اجزای دیگر را می چینند . وبا خواندن دعای یا مقلب القلوب

 والابصار ازخداوند ی که تدبیر کننده امور است دگرگونی حال خود به بهترین حالات و تازه شدن وتغیر یافتن را همراه بهار می خواهند. 

 سنت گذاشتن ماهی قرمز در هفت سین از کجا آمد؟ ۸۰ سال پیش به همراه ورود چای به ایران ماهی قرمز نیز که سمبل عید چینی است به سفره‌های هفت‌سین مراسم عید نوروز ما وارد شد غافل از اینکه در عید چینی ماهی قرمز را رها می‌کنند تا زندگی

 جریان یابد و ما ماهی قرمز را اسیر تنگ بلورین میکنیم تا همزمان با رشد سبزه‌های سفره‌هایمان و باروری زمین هر روز او را به مرگ نزدیک و نزدیک‌تر کنیم. جالب است بدانید در هیچ کدام از مراسم سنتی‌مان در مورد نوروز ماهی قرمز جایگاهی ندارد. در میان رسوم زرتشتی در سفره عید انار به نشانه باروری و عشق و یا سیب سرخ درون ظرف آب مقدس رها می‌شود تا عشق و

 باروری همچنان پاینده بماند. اگر ایرانی‌ها می‌دانستند که ماهی قرمز هیچ ریشه تاریخی در سفره هفت‌سین ندارد به جای پرداخت برای خرید و قتل ماهی‌های قرمز به بهانه عید، سیب قرمز یا انار را در آب رها می‌کردند که ریشه در تاریخ این دیار دارد. هفت در

 میان اعداد از اهمیت و ارزش خاصی برخوردار است. هفت برای ایران و ایرانیان باستان مقدس بود و از آن برای مفاهیم مثبت، خوش یمنی و فال نیک استفاده می‌شده است و تا امروز هم اعتقاد به خوش یمنی عدد هفت برای مردم ایران حفظ شده

 است.بنابراین تمام این هفت سین دلیلی موجه برای حضور سر سفره هفت سین ایرانی دارند. ایرانی ها لحظه ی تحویل سال دوره سفره می

 نشینند؛ 

دعای تحویل سال را با یکدیگر زمزمه می کنند در آیینه و آب نگاه می کنند و با آرزوی خیر و سلامتی سال را تحویل می کنند و کام خود را با نقل یا شیرینی شیرین می کند








طبقه بندی: تبریز،  آذرآبادگان، 
برچسب ها: سفره هفت سین، سفره هفت شین،  

تاریخ : یکشنبه 1 فروردین 1395 | 09:40 ق.ظ | نویسنده : آترو | نظرات
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 5 ::      1   2   3   4   5  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • وب بوم اف
  • وب شوفا
  • وب آی آر آی بی
  • وب مقالات الکترونیک
  • f013315119.jpg f609858247.jpg f72433036.jpg f184181750.jpg f3018040.jpeg f89679671.jpeg f44138202.jpeg
    شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic