فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازبیر غمسرای محنت ایمیش تختگاه جم 
هپ اسكی اویقوسوندا دورور كشور عجم
دورو برینده پارلار ایكن نور انقلاب
آچماز گؤزون گؤزونده طلوع قیلسا آفتاب
مظلوع عجم یانار اوره گیم غملی حالینا
من آغلارام سن آغلاماییرسان زوالینا
بیر انگلیس اسیریسن ای اسكی مملكت 
غملی سكوتو نا ده گؤروم وارمی بیر جهت؟
ایرانلی لار، قالیرسا اسكی صفا تینیز 
بیر انقلاب الینده دی قطعی نجاتینیز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

نامش چله است، نه یلدا

یلدا واژه ای سریانی است. نام پارسی این جشن چله است، یعنی چهل روز از زمستان گذشته.

این شب آغاز چله بزرگ است که از اول دی تا دهم بهمن میباشد.(شب چله تا جشن سده)

چله_بزرگ از یکم دی ماه (شب چله) آغاز میشد تا چهل روز بعد یعنی دهم بهمن (جشن سده).

#چله_کوچک از دهم بهمن آغاز میشد تا پایان بهمن یعنی بیست شب و بیست روز.

شب #اورمزد آمد از ماه #دی

ز گفتن بیاسای و بردار می

یک ملت زمانی میمیرد که فرهنگش بمیرد. با زنده نگه داشتن فرهنگ ملی، پاسبان فرهنگ ایران باشیم.


جشن یلدا خود افسانه بزرگی دارد. شب نخست زمستان و درازترین شب سال می باشد که از فردای آن روزها بلندتر از پیش میشود. یلدا که همان تولد و میلاد و زایش است. جشن مهر و میترا بوده است این جشن در مسیحیت با عنوان ( کریسمس ) و جشن زایش عیسی ماندگار شده است.

آرزو دارم

آرامش آسـمان شــب

سهم قلــبتان

و خداونــد...

روشنى ِبى خامـــوش ِ

تــمام لحظه هایــتان باشد.

{ شب چله تون پیشاپیش مـــبارک }




طبقه بندی: ایران زمین،  آذرآبادگان،  تاریخییمیز، 

تاریخ : پنجشنبه 30 آذر 1396 | 10:55 ق.ظ | نویسنده : آترو | نظرات

آذر ( آتر ) . 《 آتش فروغ 》 ، آتر نام یکی از عناصر طبیعی و هم نام ایزد موکل بر آتش است.ایزد آذر در اوستا به عنوان پرتو اهورامزدا خوانده شده و از این تعبیر بلند پایگی آتش بر ما آشکار می شود. نهمین روز از ماه زرتشتی به نام آذر است.

ایزد آذر این ایزد نگهبانی از آتش را بعهده دارد‌.

جشن آذرگان _ آذر ، ایزد آتش است. در این جشن، زرتشتیان به آتشکده و آدریان می روند و با خواندن آتش نیایش که بخشی از خرده اوستا است ، جشن آذرگان را گرامی می دارند.




طبقه بندی: تاریخییمیز، 

تاریخ : شنبه 25 آذر 1396 | 08:33 ق.ظ | نویسنده : آترو | نظرات

سید جعفر پیشه‌وری ( عضو حزب کمونیست و حزب توده و تاسیس فرقه دمکرات آذربایجان)



برجسته ترین رهبران حزب کمونیست ایران در دهه 1930 در تصفیه های استالینی سر به نیست شدند، مطلب مهمی که هیچوقت تحلیل جامعی از آن صورت نگرفته است، نه از سوی مورخین چپ ایرانی و نه از سوی مورخین غیر چپ. در واقع کمونیست های ایرانی حتی برای کتمان آن فجایع، کوشیده اند پرده ساتری نیز بر روی آن بکشید و مورخین غیر چپ ایرانی نیز وقت آن را با اهمیت تلقی نکرده اند.

مقارن با سالهای که در ایران، حزب کمونیست زیر فشار رضاخان فرو پاشیده و یا به زیر زمین رفته بود و کلیه سران آن دستگیر و در زندان قصر با مرگ دست و پنجه نرم می کردند در همین سالها در شوروی، آن تعداد از رهبران کمونیست ایرانی که در خارج از ایران به سر می بردند و یا از فشار رضاخان بدانجا فرار کرده بودند با اتهامات واهی و ساختگی از سوی دستگاه استالینیسم بصورت فردی و دسته جمعی جلوی جوخه‌ اعدام قرار می گرفتند و یا روانه اردوگاههای اجباری می شدند، در واقع از یک مقایسه کوتاه بین کمونیست های زندانی زندان رضاخان و سرنوشت دردناک کمونیست های ایرانی مقیم شوروی در این دوره، این نتیجه بدست می آید که در مقابل تصفیه های خونین استالینی، زندان قصر رضاخان با تمام شرایط غیر انسانی و وحشتناک اش، حکم قصری امن را داشته که جان بسیاری از کمونیست ها را نجات داده است!

سید جعفر جواد زاده خلخالی که بعدا به میر جعفر پیشه وری معروف شد در سال 1272 شمسی در روستای ( سیدلر زیوه سی ) از توابع خلخال آذربایجان در یک خانواده ای که سید بودند متولد شد او پس از گذراندن دوره ابتدایی، در 12 سالگی یا به قولی 10 سالگی به همراه خانواده اش به مانند هزاران دهقان تهیدست آذربایجان، خانه و زندگی خویش را رها ساخته و به باکو رفتند در مورد علت مهاجرتش سالها بعد در بازجویی هایش در زندان رضا شاه ، چنین می نویسد:

بلوک خلخال بواسطه شرارت ایل شاهسون شلوغ و در معرض تاخت و تاز بود، ما بعد از غارت شدن هستی و خانمانمان مجبور شدیم با فامیل و پدر و مادر خودمان مسافرت به روسیه بنماییم برای این که وسایل زندگی برای ما هیچگونه باقی نمانده بود

حزب مساوات که در 1911 در باکو شکل گرفته بود، چشم طمع به آذربایجان ایران دوخته و مبلغ ( آذربایجان واحد ) بود به همین خاطر، مرحوم شیخ محمد خیابانی به جای عنوان آذربایجان، اسم ( آذرآبادگان ) را بر آذربایجان ایران گذاشت تا بدین ترتیب : اولا بر پیوند ناگسستنی آذربایجان و ایران تاکید کند، ثانیا مخالفت خود را با رژیم مساوات ها در باکو نشان دهد

اولین قورولتای ( کنگره مسلمانان قفقاز ) که در 15 الی 20 آوریل 1917 برگزار شد. حزب، ضمن تاسیس ( جمهوری دمکراتیک آذربایجان ) در زیر حمایت و پشتیبانی نیروهای عثمانی، برای اولین بار بصورت رسمی نام آذربایجان را بر این منطقه گذاشت، در حالی که نام این منطقه پیس از اسلام، آلبانیا بود و پس از اسلام نام آران جای آلبانیا را گرفت و تا زمانی که ( 1828 _ 1812 / 1243 _ 1227 ) توسط روسیه تزاری از ایران جدا شد تحت نام ( آران ) بود.

ملک زاده تبریزی معروف به ملک زاده هیربدی در خاطرات خود که یکی از مهم ترین نوشته ها در این زمینه می باشد از تلاش های خلیل پاشا و تنی چند از ایادی محلی آنها در منطقه برای تجزیه ایران پوشش ایجاد یک ( آذربایجان بزرگ ) یاد کرده است.

پس از متلاشی شدن حزب دمکرات شاخه باکو در 1918 ، شید جعفر جواد زاده ( پیشه وری ) به همراه بسیاری از اعضای حزب دمکرات به حزب عدالت پیوست و در کنفرانس عمومی حزب عدالت که در اواسط سال 1919 / 1298 برگزار شد به عضویت کمیته مرکزی حزب برگزیده می شود و در مورخه 21 اکتبر 1919 / 28 مهر ماه 1298 یعنی از شماره ، سردبیر روزنامه حریت _ ارگان حزب عدالت می گردد.

جوادزاده ( پیشه وری )، به همراه تعدادی از افراد حزب عدالت که تعداد آنها را 23 و یا 30 نفر نوشته اند و گفته بعضی از منابع وی برای مذاکره با میرزا کوچک خان و یا به خاطر تدارک مقدمات برگزاری نخستین کنگره حزب کمونیست ایران می آمده است.

میرزا کوچک خان پس از کودتا در اولین اعلامیه خود که بنام ( خطاب به برادران مجاهد ) صادر کرد. شدیدا بر عدالتها تاخت:

این کمونیست ها کی هستند و چه می گویند؟ محرکشان کیست؟ اما کمونیست های حالیه رشت یک عده قورچی ها و آدمکش های قفقازند که بعضی از آنها خود را ایرانی نژاد می خوانند. از تمام عادات و اخلاق و شعائر انسانیت بی اطلاع و دور ، بلکه ضد هستند. در مجامع، بی ملاحظه از قوانین مزدک تعریف می کنند، در قفقازیه شغلشان پول گرفتن و مزدور شدن برای آدمکشی بوده. اخیرا برای این که آسانتر و بیشتر مردم را بکشند و غارت کنند، مسلک کمونیستی را به خودشان بستند.



زیرا با کنار گذاشتن میرزا، جنبش، رهبری را از دست داده بود که در بین مردم، بیشترین مجوبیت و نفوذ را داشت به همین خاطر، بعد از حذف میرزا کوچک خان نه تنها مردم به حمایت از حزب عدالت و بلشویکها رغبتی نشان ندادند بلکه به دشمنی با ارتش سرخ و حزب عدالت پرداختند

بین اعضای ۱۲ نفری کمیته مرکزی جدید، تنها چهارنفر از اعضای کمیته مرکزی سابق حضور داشتند و افرادی چون سلطانزاده و پیشه وری و ... کنار گذاشته شدند، ولی بعد از مرگ حیدر عمواوغلی در گیلان، با درمیانی مقامات شوروی، هر دو بار دیگر وارد کمیته مرکزی شدند.

اعضای کمیته مرکزی سابق از کمیته مرکزی جدید، متابعت نمی کردند و همچنان در پی مواضع سابق خود بودند و در واقع، دو مرکز تصیم گیری در داخل حزب وجود داشت در یک طرف، جناح چپ بود که رهبری آن را سلطانزاده و جوادزاده ( پیشه وری ) برعهده داشتند و همچنان بر ضد میرزا کوچک خان، و شعار انقلاب پرولتری سر دادند و در راس جناح دیگر، حیدر خان عمواوغلی قرار داشت که در پی حمایت از میرزا کوچک خان و همکاری دوباره با او بودند و می خواستند اختلافات و شکاف پیش آمده را ترمیم سازند

حیدر خان پس از شروع به کار به عنوان رهبر حزب، کابینه کودتایی احسان الله خان را منحل اعلام کرد و کمیسرهای کمونیست آن را که پیشه وری نیز جزو آنها بود بر کنار کرد.

به هر حال نهضت جنگل از مدت ها قبل، از درون دچار بحران عظیمی شده بود، وحدت سابق از هم پاشیده و دوستان دیروز در مقابل همدیگر سنگر گرفته بودند، مردم کم کم از مبارزه خسته شده و از پشتیبانی نهضت دست کشیده بودند، کوچک خان از ترس این که ممکن است دوباره کمونیست ها او را کنار بگذارند بر علیه حیدرخان، برجسته ترین چهره جمهوری گیلان و کمونیست های دیگر، وارد عمل شد، نیروهای او در ۷ مهر ۱۳۰۰ ، حمله خودشان بر علیه مواضع حزب کمونیست در رشت آغاز کردند و در جریان این حمله، حیدرخان ناجوانمردانه کشته شد و خالوقربان فرار کرده، با نیروهای خود در ۲۹ مهر به قشون دولت مرکزی پیوسته و از دست رضاخان مقام سرهنگی گرفت.

نیروهای کمونیستی احسان الله خان، بکلی نابود شدند و خود او نیز به ناچار به انقاق یاران معدودش، توانست باقایقی از طریق انزلی فرار کند و خود را به شوروی برساند. هر چند او در حین فرار اعلام کرد که بار دیگر به ایران بر خواهد گشت تا ( یک بار دیگر پرچم انقلاب سرخ را در سراسر ایران برافراشته سازد) اما برای همیشه از ایران خارج شد و در سرزمین شوراها، چون مهره ای سوخته کنار گذاشته شد تا سرانجام در تصفیه های خونین استالینی، به جوخه اعدام سپرده شود‌.

رضاخان ضربه ناگهانی را در ۱۳۰۴ بر پیکر حزب وارد ساخت او بسیاری از رهبران اتحادیه های کارگری را بزندان افکند و تشکیل اتحادیه های کارگری را ممنوع کرد تنها تعدادی از آنها به صورت غیر قانونی به کار خود ادامه دادند پس از سرکوب ۱۳۰۴ کمیته مرکزی حزب، عملا وجود نداشت و اکثر رهبران حزب عبدالحسین احسانی ، استاد میرزا علی، باقرزاده ، پروانه ..... زندانی شده ، و عده ای دیگر به خارج رفتند پیشه وری نیز پس از توقیف روزنامه ( حقیقت) و نوشتن چند مقاله در روزنامه های جدید از ایران خارج شد

کنگره دوم یعنی ۱۳۰۶ تا اواسط سال ۱۳۱۰ بیشتر اعضای کمیته مرکزی یا در زندان بسر می بردند و یا در شهر های گوناگون ایران فعالیت می کردند و یا در خارج از ایران بودند به همین خاطر، همیشه عده قلیلی در تهران فعالیت می کردند بیشتر مواقع در کمیته مرکزی، بیش از یکی دو نفر فعالیت نمی کردند. از برجسته ترین افرادی که در بین سالهای ۱۳۰۸ _ ۱۳۲۰ دستگیر شدند عبارتند از : رضا روستا ، آرداسش آوانسیان، جعفر پیشه وری، دکتر سلام الله جاوید، سید محمد تنها، یوسف افتخاری ، کاظم شاهرخی ، علی شرقی ، ستارزاده.



پیشه وری پس از بازگشت از تبعید کاشان، به کمک احمد اسدی که از شهریور 1320 رئیس اداره تعاونی شده بود در آن اداره استخدام می شود این اداره، در تهران ، در اوایل خیابان فردوسی و روبروی همانجا یی بود که بعدها کلوپ شورای متحده شود

بین اسدی و پیشه وری رابطه دوستی وجود داشت. بزرگ علوی نیز در خاطراتش اشاره می کند که بعد از ظهور فرقه دمکرات آذربایجان، اسدی او را تشویق می کرده مقاله ای تایید آمیز از شورویها و فرقه دمکرات آذربایجان بنویسد.

پیشه وری روز بعد از قضیه شهریور، از کاشان به تهران بازگشت و در جلسه ای که با تلاش ایرج اسکندری به منظور تاسیس حزب توده در خانه سلیمان میرزا تشکیل شد حضور فعال داشت ولی عضو حزب نشد پیشه وری خودش بعدها که کاندیدایی مجلس شده بود در روزنامه آژیر در مورد جلسه تاسیس حزب توده ، چنین نوشت ما وقتی که از زندان بیرون آمدیم در خانه سلیمان میرزا ( که صلاحیت آن را داشت ) تا ما را بپذیرد پذیرفته شدیم

طبق اسناد مربوط به روزنامه آژیر، مجوز انتشار این روزنامه در جلسه مورخ 1322/1/16 بنام سید جعفر پیشه‌وری صادر می شود و اولین شماره آن در 1322/3/2 منتشر می شود. به نوشته کتاب ( مطبوعات ایران از شهریور 1320 تا 1326 ) آژیر ابتدا ارگان گروه ( کاوه ) بوده ولی بعدا به حزب توده وابسته شده و به مطبوعات جبهه آزادی پیوسته.

حزب دمکرات که در تابستان 1323 مرکب از افرادی چون نصرالله جهانگیر ، حاج رضا ملکی، مهندس ناصح ناطق ، اسماعیل یکانی، اسماعیل امیرخیزی ، دکتر حسن عظیما، عبدالله فرامرزی، شاهزاده مجید فیروز، میرزا علی اکبر ساعت ساز، عبدالرحیم نبهی، حسین جودت ، در تهران شکل گرفته بود در واقع احیا دوباره حزب دموکرات صدر مشروطه بود که در دوره اول مجلس شورای ملی در 1328 قمری به تشویق ناصر الملک نایب السطنه تاسیس شده بو.

وقتی پیشه وری با رهبران حزب دمکرات، جهت عضویت تماس گرفت تقاضای عضویت پیشه وری حتی در کمیته ایالتی حزب دمکرات پذیرفته شد و اندکی بعد، بعضی از دوستان معدودش نیز وارد حزب شدند. در پاییز 1323 وقتی اعطای امتیاز نفت شمال به شوروی مطرح شد اکثریت حزب دمکرات با اعطای امتیاز نفت مخالفت کردند اما پیشه وری و گروه اقلیت او موافق اعطای امتیاز بودند و حتی در کمیته مرکزی تاکید نمودند متینگی از سوی حزب دمکرات برای حمایت از اعطای نفت شمال به روسها برگزار شود وقتی کمیته مرکزی حزب با این پیشنهاد مخالفت کرد پیشه وری و همفکرانش با قهر ، از حزب دمکرات جدا شدند.

پیشه وری پس از رد اعتبار نامه اش ، ناسزا گویان در حالی که می گفت: ( این مرتجعین از من انتقام گرفته اند ) از لژمطبوعات خارج شد، دوستان مطبوعاتی اش می خواستند به او دلداری دهند، در جواب گفت: ( که من به این سادگیها دست بردار نیست خیلی زود حساب این مرتجعن مارکدار را خواهم رسید.

در واقع علت اخراج پیشه وری از حزب ، نه بواسطه مقاله مورد نظر در روزنامه آژیر ، بلکه بواسطه اختلاف شدید او با حزب توده در این زمان بوده و اخراج و رد اعتبارنامه اش نیر در این اولین کنگره حزب توده، بواسطه تلاشهای اردشیر آوانسیان بوده است اعتبار نامه او در کنگره اول حزب بوسیله ( کمیسیون بررسی اعتبار نامه ها ) رد شد.

تاکید بر انتخاب انجمن های ایالتی و ولایتی که در ماده 2 بیانیه 12 شهریور 1323 به عنوان پلاتفورم تشکیل فرقه دمکرات، از آن سخن رفته حدود 25 سال پیش نیز پیشه وری در مقاله ( حکومت مرکزی و اختیارات ملی ) در روزنامه حقیقت بر آن تاکید کرده بود. هر چند این مسئله در سال اول انتشار روزنامه آژیر، به عنوان یکی از موضوعات اصلی، دلمشغولی پیشه وری نبود، ولی پس از رد اعتبار نامه اش از مجلس چهاردهم و مایوس شدنش از ورود به مجلس، دوباره بعد از 25 سال در روزنامه آژیر به آن می پردازد.

ضربه نهایی وقتی به او وارد شد که روزنامه اش نیز، به خاطر مقاله ای او او در شماره 314، مورخه 1324/6/1 نوشته بود از طرف فرمانداری نظامی تهران توقیف گشت. و تقریبا ، ده روز از توقیف آژیر هست که او در تبریز ، در 12 شهریور با انتشار بیانیه ای ، تاسیس فرقه دمکرات آذربایجان را رسما اعلام می کند.

پیشه وری با رهبری فرقه دمکرات مو افق نبود در سال 1323 در جلفای شوروی در داخل قطار ملاقاتی بین میرجعفر باقراوف و سید جعفر پیشه‌وری صورت گرفت. در آنجا بود که باقراوف رهبری فرقه دمکرات آذربایجان ایران را به پیشه وری پیشنهاد نمود اما او موافقت نمی کرد. میرجعفر باقراوف خطاب به پیشه وری گفت: دیگر از تاریخچه حزب عدالت نوشتن کافی است تا فرصت هست با ما همگام شو. پیشه وری در پاسخ به باقراوف می گوید این روسها که امروز به منظور پیشبرد اهداف سیاسی شان ما را به بازی می گیرند آدمهای مورد اطمینان نیستند آنها در صورت لزوم به ما کمکی نمی کنند و ما را در میدان مبارزه تنها می گذارند محبت روسها به محبت میمون شباهت دارد که هنگام غرق شدن در آب پا روی بچه اش می گذارد من آنها را خوب می شناسم سرانجام پس از گفتگوی زیاد پیشه وری با اطمینان به میرجعفراوف به اعتبار خدمت به ملت ایران با پیشنهاد آنها موافقت کرد.

روز بیست و دوم شهریور ماه ، سران فرقه در منزل محمد تقی رفیعی گرد آمدند و کمیته تشکیلاتی موقت فرقه را مرکب از یازده نفر به ریاست پیشه وری و معاونت شبستری انتخاب کردند در این جلسه ، بی ریا ( رئیس اتحادیه های کارگری ) رهبری فرقه دمکرات را پذیرفت و صادق پادگان و زین العابدین قیامی نیز ، تصمیم کنفرانس ایالتی حزب توده مبنی بر ، الحاق آن حزب به فرقه دمکرات را به استخصار رسانیدند و همچنین در این جلسه ، تاریخ 1324/7/10 به عنوان روز تشکیل اولین کنگره فرقه دمکرات تعیین گردید.

عرض این یک ماه ، فرقه به تقویت و سازماندهی گروههای مسلح فداییان و همچنین جذب افراد جدید و آموزش نظامی در شهرهای مختلف آذربایجان پرداخت تا آماده برای تسخیر پادگانهای ارتش شود.

روزهای 18 و 17 آذر به نیروهای فرقه دمکرات دستور داده شد که از شهرهای مختلف : مرند ، میانه، مراغه ، سراب به طرف شهر تبریز حرکت کنند:

روز 19 آذر ماه 1324 با خبر شدیم که باصطلاح فدائیان از محل های خود حرکت نموده اند. صبح بیستم آنها در حوالی شهر دیده شدند. در پاسخ گزارشهای ما از اوضاع و احوال. ...

فدائیان، از گوشه و کنار شهر وارد گردیده و کلانتریها و ادارات را عموما اشغال کرده بودند آخرین ساعات مذاکره پیشه وری و رهبران فرقه با بیات، استاندار آذربایجان سپری می شد و سرانجام مذاکرات با شکست مواجه شد و استاندار تصمیم گرفت به تهران باز گردد

سلام الله جاوید و صادق پادگان که به دستور کمیته مرکزی فرقه برای اصلاح کارها به جلفا رفته بودند رئیس شهربانی جلفا را دستگیر کرده به تبریز آورد، در 1324/9/12 به کمیته مرکزی فرقه خبر رسیده بود که شهربانی جلفا و علمدار گرگر مقاومت می کنند و آنها برای فرو نشاندن آن اعزام شده بودند. به سلام الله جاوید و الهامی دستور داده شد به پادگان رفته ، موضوع را با درخشانی حل کنند.

ژنرال درخشانی طی جنگ جهانی دوم بوسیله جاسوسی شوروی به خدمت گرفته شده . تنها خدمتش به اتحاد شوروی در سال 1947 ( صحیح اش 1945 ) پادگان نظامی تبریز را بدون مقاومت به نیروهای فرقه دمکرات آذربایجان تسلیم نموده بود. در آن زمان بیش از پنجاه سال داست.

اولین جلسه مجلس ملی آذربایجان که در ساعت 9:30 صبح آذر سال 1324 تشکیل شد آقای شبستری را با 96 رای به ریاست مجلس آذربایجان و آقایان پادگان و رفیعی و جودت با 70 ، 68 ، 63 رای به معاونت مجلس آذربایجان انتخاب شدند.

مجلس ملی تمایل اکثریت را به نخست وزیری سید جعفر پیشه‌وری اعلام کرد و او را موظف نمود که در بعد از ظهر روز کابینه خود را به مجلس معرفی کند کابینه او با آراء اکثریت تصویب شد عبارت بود از :

وزیر کشور دکتر سلام الله جاوید

وزیر ارتش توده ای جعفر کاویانی

وزید کشاورزی دکتر مهتاب

وزیر فرهنگ محمد بی ریا

وزیر بهداری دکتر حسین اورنگی

وزیر دارایی غلامرضا الهامی

وزیر دادگستری یوسف عظیما

به دنبال این اعلامیه، روز 26 فروردین ، حسین علاء نماینده ایران در سازمان ملل طبق دستور قوام السطنه ، شکایت ایران را از شورای امنیت پس گرفت و در 27 اردیبهشت 1325 هیئتی از طرف قوام السلطنه با موافقت روسیه، عازم آذربایجان گردید تا انجام تخلیه ایران از ارتش سرخ را ، به دولت قوام گزارش دهد. قوام ، اعلامیه ای را در 4 خرداد انتشار داد که از تخلیه کامل نیرو های شوروی خبر می داد.

قوام پس از خروج ارتش سرخ از ایران ، در صبح روز سه شنبه 21 خرداد ، یک هیئت سیاسی و نظامی برای پی گیری ادامه مذاکراتی که در تهران ناتمام مانده بود، به آذربایجان فرستاد هیئت سیاسی به ریاست مظفر فیروز ، معاون نخست وزیری و با عضویت ابوالحسن صادقی و علی اکبر موسوی زاده و هیئت نظامی به ریاست سرتیپ عبدالله هدایت ، معاون وزارت جنگ و سرهنگ محمد علی علوی مقدم ، آجودان وزارت جنگ وارد تبریز شدند

قوام بزودی طرحهای بلند پروازانه و اصلاحاتی که حزب دمکرات، وعده می داد کنار گذاشت ، وزرای توده ای را از کابینه اش اخراج کرد، مخالفین دست راستی چون سید ضیاء ارفع ، طاهری و کاشانی را که به خاطر جلب نظر روسها زندانی کرده بود آزاد ساخت و چپ گرایان را از سمتهای دولتی و شورای عالی نظارت که قرار بود بر انتخابات پانزدهم نظارت کند، برکنار کردو افراد ضدکمونیست تندرو را به استانداری های اصفهان ، خوزستان، گیلان و مازندران منصب کرد. این استانداران با کاربر حکومت نظامی ، دوازده روزنامه چپی را توقیف ، دفتر مرکزی حزب توده را اشغال و بیش از 340 میلیشیای حزبی را دستگیر کردند

در کنار توقیف نشریات چپ گرا و اشغال دفتر مرکزی حزب توده و سرکوب اتحادیه های کارگری، مقدمات حمله به زنجان و آذربایجان نیر فراهم می گشت و این در حالی بود که رهبران فرقه هنوز سرمست از توافقنامه ، در این توهم شیرین بسر می بردند که در مجلس پانزدهم ، اکثریت کرسی های نمایندگی را اشغال خواهند کرد و هیئت نمایندگی آن ، سلام الله جاوید و علی شبستری در تهران به قرآن سوگند می خوردند که آذربایجان را از ایران جدا نکنند.

هرچند در طول یکسال ، فرقه دمکرات توانست اصلاحات زیادی انجام دهد اما مشکلات عمده ای در پیش رو داشت که چون چاه ویل ، دهان گشاده بودند و عاقبت نیز همین مشکلات ، فرقه را فرو بلعید و قبل از ورود ارتش مرکزی ، خود از درون متلاشی شد بزرگترین مشکل فرقه دمکرات، نوع رابطه اش با حکومت شوروی بود.

می توانست برای جذب طیفی از مردم آذربایجان ( بخصوص مهاجران ) جذاب باشد در مقابل ، در ذهن گروههای مختلف مردم، بخصوص بخش عظیمی از روشنفکران ایران ، مترداف با تجزیه طلبی بود شعاری که پیشه وری در نوشته ها و نطق های مختلف خود بخصوص قبل از خروج نیروهای شوروی، بارها بدان اشاره کرده بود:

مردم ما خلقی بزرگ و قهرمان است این خلق به هیچوجه شباهتی به مردم تهران ، اصفهان، و سایر نقاط ایران ندارد ......

حکومت تهران باید بداند که بر سر دو راهی قرار گرفته است. آذربایجان راه خود را انتخاب نموده و بسوی آزادی و دموکراسی پیش خواهد رفت چنانچه تهران راه ارتجاع را انتخاب کند خدا حافظ ، راه در پیش بدون آذربایجان به راه خود ادامه دهد، این است آخرین حرف ما.

... آذربایجان ترجیح می دهد بجای این که بقیه ایران بشکل هندوستان اسیر درآید برای خود ایرلندی آزاد شود.....

تاکید بیش از حد این شعارها ، فرقه دمکرات را نه تنها از آزادیخواهان سراسر ایران جدا کرد بلکه در درون خود نیروهای فرقه نیز باعث تفرقه گشت بسیاری از افسران فارسی زبان که از تهران و نقاط مختلف ایران برای پیوستن به جنبش آذربایجان، به آنجا رفته بودند وقتی به زبان فارسی صبحت می کردند توسط ژنرال کاویان وزیر جنگ حکومت فرقه بشدت تنبیه و توبیخ می شدند! رفتار سخیفی که بعد از شکست فرقه دمکرات و در آن سوی مرزها نیز ادامه داشت.

هر چند این بند توافق نامه ، با مخالفت شدید فداییان زنجان مواجه شد اما انجمن ایالتی آذربایجان در تاریخ 1325/8/20 تخلیه خمسه از قشون ملی و تحویل آن به دولت مرکزی را تصویب کرد. سلام الله جاوید به همراه صدر قاضی ، به زنجان رفتند تا این خبر ناگوار را به اهالی آنجا بدهند

این در حالی بود که کم کم حکومت مرکزی خود را آماده حمله می کرد و آمریکاییان ارتش شاهنشاهی را به کامیونها ، تانکها و سلاحهای سنگین مجهز کرده بودند و روسها چیزی بیشتر از تفنگهای معمولی ، سلاحهای دستی و سبک به حکومت تبریز نداده بودند.

در بیمه شب 20 آذر ماه ، پل دختر _ پل بتنی جاده شوسه _ پل راه آهن بوسیله دمکراتها تخریب گردید تا از پیشروی نیروهای مهاجم ، موقتا جلوگیری نموده و فرصت تخلیه میانه و عقب نشینی بسوی تبریز را داشته باشند. بعلت خرابی پل ، پیاده نظام و واحد های قاطر دار با استفاده از گدارهای رودخانه سریعا بطرف شهر میانه پیشروی نمودند و در ساعت 15 روز 20 آذر وارد میانه شدند.

به محض روشن شدن آفتاب روز 21 آذر ، کشتار وحشیانه در شهر آغار شد آن تعداد از فداییان و سربازان فرقه که نتوانسته بودند به موقع به خاک شوروی پناهنده شوند گرفتار دسته های مسلح گشتند. قشون دولتی تا نزدیکی های تبریز آمده ولی در بستان آباد مستقر شده بود تا کشتار دموکراتها را به ارتش نسبت ندهد.

قافله فراریان در اواخر شب به قصبه مرزی جلفا رسیدند اتومبیلهای زیادی در آنجا جمع شده بود، از مرز خارج شده و قدم در خاک شوروی گذاشتند

در همان سال ، وقتی پیشه وری به همراه راننده اش برای سرکشی به اردوگاهها می رفت در ساعت 7 صبح ماشین اش به نرده پل جاده کیروف آباد _ یولاخ تصادف می کند و پیشه وری بر اثر خون ریزی زیاد در بیمارستان کیروف آباد ( گنجه ) در ساعت 17 همان روز در 55 سالگی ( 1947 _ 1892 ) چشم از جهان فرو می بندد، ملیکیان، راننده پیشه وری به دلیل این که شب قبل نخوابیده بود در حین رانندگی خوابش گرفته و باعث تصادف شدید می گردد. پیشه وری که در جلو نشسته بود از پیشانه ضربه می بیند و دو دیگر نیز شدیدا مجروح می شوند ، اما ملیکیان بدلیل در دست داشتن فرمان اتومبیل، صدمه چندانی نمی بیند . آنها را در ساعت 9 صبح به بیمارستان می گفت و هر چند جراحاتی از باکو می رسند ولی فایده ای به حال پیشه وری نمی تواند برسانند به گفته علی توده ار فراریان فرقه به خاک شوروی پیشه وری در بیمارستان می گفت بردارم در باکو پزشک است پیش من بیاورید ولی اصرار او موثر نبود آخرین حرفی که بر زبان آورد گفت خانه قوام السطنه خراب شود و برای همیشه چشم از جهان بست......

در جریان محاکمه باقراوف که 12 روز طول کشید او به عنوان متهم درجه یک به جرم کشتار ، شکنجه و تبعید مخالفان محاکمه می شد در همین دادگاه عنوان شد که فرقه دموکرات توسط باقراوف ، به همراهی میرزا ابراهیموف طرح ریزی شده و به نظر استالین رسیده او دستور اجرای آن را داده است. باقروف سرانجام له اتهام قتل 25 هزار نفر تیر باران گردید.

آنچه پیش آمد اشتباه بود، اشتباه . بزرگترین دوران استالینی در ایران . و این اشتباه ، در عین حال ، تلخ ترین حادثه معاصر آذربایجان نیز بود.

در حالی که از پس مبارزات قهرمانانه ستارخان و دیگر قهرمان صدر مشروطیت مشروطیتی ( ناقص ) و مجلسی ( نیم بند ) بوجود آمد اما از پس خاکستر آتشی که بدست پیشه وری برافروخته شد نه تنها ققنوسی زنده بیرون نیامد بلکه اجساد آویزان از چوبه دارها و خونهای شتک زده بر دیوارها بود و دود و آهی که از خانه های سوخته و فرزند مرده آذربایجان بلند می شد.

پایان




طبقه بندی: تاریخییمیز،  آذرآبادگان،  تبریز، 

تاریخ : سه شنبه 21 آذر 1396 | 08:15 ق.ظ | نویسنده : آترو | نظرات
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • وب بوم اف
  • وب شوفا
  • وب آی آر آی بی
  • وب مقالات الکترونیک
  • f013315119.jpg f609858247.jpg f72433036.jpg f184181750.jpg f3018040.jpeg f89679671.jpeg f44138202.jpeg
    شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات