فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازبیر غمسرای محنت ایمیش تختگاه جم 
هپ اسكی اویقوسوندا دورور كشور عجم
دورو برینده پارلار ایكن نور انقلاب
آچماز گؤزون گؤزونده طلوع قیلسا آفتاب
مظلوع عجم یانار اوره گیم غملی حالینا
من آغلارام سن آغلاماییرسان زوالینا
بیر انگلیس اسیریسن ای اسكی مملكت 
غملی سكوتو نا ده گؤروم وارمی بیر جهت؟
ایرانلی لار، قالیرسا اسكی صفا تینیز 
بیر انقلاب الینده دی قطعی نجاتینیز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.



 

ستار خانام حسن اوغلویام

بؤیوك انقلابین جوان اوغلویام

ساریلدیم سلاحا جانیمدان كیچدیم

انقلاب جامی نین شربتین ایچدیم

یئتدی – سكیز ایگیت یولداش دا تاپدیم

كهر آتی مینیب سنگره چاپدیم

اردولار داغیدیب فوج لار ییخدیم

تبریزی او باشدان بوباشا چیخدیم

امیرخیز خیابان لیلاوا سرخاب

ششكلان مارالان دوه چی اهراب

حسن خانین اوغلو ستارخان دئییر

ضربیمی، شستیمی، تعریف ائیله ییر




  

بیر غمسرای مخنت ایمیش تختگاه جم

هپ اسكی اویقوسوندا دورور كشور عجم

دورو برینده پارلار ایكن نور انقلاب

آچماز گؤزون گؤزونده طلوع قیلسا آفتاب

مظلوم عجم یانار اوره گیم غملی حالینا

من آغلارام سن آغللاماییرسان زوالینا

بیر انگلیس اسیریسن ای اسكی مملكت

غملی سكوتونا ده گؤروم وارمی بیر جهت؟

ایرانلی لار، قالیرسا گر اسكی صفاتینیز

بیر انقلاب  الینده دی قطعی نجاتینیز








تاریخ : پنجشنبه 2 خرداد 1392 | 09:30 ق.ظ | نویسنده : آترو | نظرات


در ادامه اصلاحات عباس میرزا نایب السطلنه ، وی اقدام به تاسیس کارخانه اسلحه سازی در تبریز کرد. محمد علی جمال زاده می نویسد: عباس میرزا نایب السطنه در نیمه اول قرن سیزده هجری در مدت حکمرانی آذربایجان که بنای نظام جدید را در ایران گذاشت. پس از آن که 4000 قبضه تفنگ از انگلیس وارد نمود و نیز نایب السلطنه ، توپچیان ازانگلیس و فرانسه چون مسترلتنری و غیر او آورد و بنای تعلیم گذاشتند و کوره توپ ریزی و چرخ سوراخ کردن به وضع فرنگ ساخته گردید.

در دوران پیش از مشروطیت ، زنده یاد علی مسیو رهبر مرکز غیبی تبریز هم برای پا گرفتن صنایع داخلی یک کارخانه چینی سازی در تبریز تاسیس کرد و پسرش حاجی خان ، هنگامی که پدرش در شهر استانبول به داد و ستد مشغول بود، در آن شهر زاده شده و در همان شهر « در مکتب چینی سازی (یلدیز ) که از تاسیسات سلطان حمید بود با دو نفر طفل ایرانی دیگر تحصیل علم چینی سازی کرده بود، مدت ها در تبریز کارخانه چینی سازی پدرش را اداره می کرد

 

 

اولین کارخانه ریسمان بافی

مرحوم حاج رحیم آقا قزوینی و برادرش حاج  یوسف آقا قزوینی ، فرزندان حاج فتحعلی قزوینی بودند حاج فتحعلی در قرن گذشته از قزوین به تبریز مهاجرت کرده و عائله تشکیل داده بود.  می گویند نسبت آنان به سلطان محمد خدابنده می رسد.  این دوبرادر از تجار طراز اول تبریز بودند . خدمت عمده آن ها به تبریز تاسیس کارخانه ریسمان بافی است این کارخانه اولین کارخانه ای است که به طرز جدید در آذربایجان تاسیس شده است و قریب چهل سال است که بلاانقطاع کار می کند و فعلا به نام کارخانه بوستان نامیده می شود

مرحوم حاج رحیم آقا آزادیخواه و تجدد پرور بود در زمان استیلای روس ها به آلمان رفت و چند سال آنجا اقامت نمود،  بعدا به ایران مراجعت نمود یک یا دو دوره  وکیل مجلس بود، در ایام سلطنت رضاشاه در گذشت

کارخانه نخ ریسی حاج علی محمد خوئی در سال 1302 در تبریز تاسیس شد و  کلیه ماشین آلات آن موتوری و محصولات آن از پشم ریسی و پنبه ریسی هم برای مصرف قالیبافی و پارچه بافی بوده و سرمایه آن در 1315 بالغ بر شش میلیون ریال بود و سیصد نفر کارگر داشت و روزانه چهارصد بوقچه نخ پشم و پنبه و هزار متر بهای آن در سال بالغ بر 5 میلیون ریال بود . در سال 1314 ماشین آلات جدیدی برای پارچه بافی و نخ ریسی آن خریداری نمودند. ولی مدتی  تعطیل بود ومقارن بهمن ماه 1317 پارچه بافی و نخ ریسی آن خریداری نمودند . ولی مدتی تعطیل آن هم به علت نقص ماشین آلات بود که مجبور بودند از خارجه وارد کنند و نصب نمایند.

کارخانه پشم ریسی جورابچی برداران نیز  در سال 1305 در شهر تبریز تاسیس گردیده بود و ریسمان های تابیده شده از پشم های ماکو و خوی و خراسان برای بافت فرش و پارچه از نمره 5 الی 16 تهیه می نمود ، کلیه ماشین آلات کارخانه موتوری و موتور آن به قوه 65 اسب بود و عده کارگران آن در روز 21 نفر و میزان محصول این کارخانه با 8 ساعت کار روزانه 60 کیلو ریسمان برای پارچه بافی بود و اگر برای فرش بود 9 کیلو . بعلاوه  کارخانه پشم حلاجی شده را برای نمد مال ها تهیه می نمود. این کارخانه در سال 1312 کلا سوخت و صاحب آن در سال بعد آن را اصلاح کرد و به کار انداخت. سرمایه اولیه کارخانه 600 هزارریال بود و صاحب آن حاج  رضا جورابچی بود

 

 

کارخانه کبریت سازی ممتاز تبریز

در آن هنگام ، چوب کبریت را از درخت تبریزی و با چاقو می تراشیدند و آن چوب ها را لای دو تکه تخته به نام لوحه های دستی قرار داده و به مواد محترقه می آغشتند . قوطی کبریت هم از ورقه ای بسیار نازک چوب درخت تبریزی ساخته می شد. خدایش بیامرزد، میرزا حسن مخترع را که نخستین ماشین دستی را برای تهیه ورق کبریت سازی را اختراع کرد و ساخت تا تولید کبریت با سرعت بیشتری  دنبال شود و بدین ترتیب

 کارخانه کبریت ممتاز تبریز در سال 1300 شمسی با وسایل و تجهیزات بسیار ابتدائی ، تولید خود را آغاز می کند و در سال 1306 با اخذ امتیاز از دولت ، ماشین آلات نیمه اتوماتیک را از آلمان خریداری و قادر می شود

 هفتاد درصد از مصرف کبریت کشور را تامین نمایدو حدود بیست نوع موادشیمیایی لازم از روسیه سپس از کشورهای اروپائی از نظیر سوئد خریداری و وارد کشور می شد که اکنون به جز فسفر بقیه مواد در داخل کشور تولید می شود

در سال 1323 آقای حاج رسول خوئیلر اداره امور مدیریت را برعهده دار می شود و روزانه شصت کارتن هزار جعبه ای کبریت را به بازار مصرف تحویل می دهد در مدتی که این کارخانه کار می کرد سهام آن از پدر به

 فرزندان  و از آنان  به فرزندانشان انتقال می یابد که اکنون 173 نفر سهامدار ، چرخش چرخ های کارخانه کبریت سازی ممتاز و ستاره ممتاز را برعهده دارند.

به منظور پیشگیری از هدر رفتن ضایعات چوب در کبریت سازی، ساخت تخته نئوپان از سال 1342 با تدبیر و همت خانواده خوئی ها به ویژه حاج رسول آقا، با تولید سالانه 120 هزار ورق آغاز می شود که مرحله 

 جدیدی در نوآوری تولید به شمار می رود. در سال 1373 از جانب سهامداران در جهت گسترش و توسعه

 صنعت ، کارخانه جدیدی در مشکین شهر و به نام کبریت مشکین تاسیس و تولید خود را آغاز می کند و بالاخره کبریتی که آغاز یک شعله، یک حرارت، یک سوختن و اشتعال است از ثمرات تلاش مردانی که کمر همت بستند تا نور و روشنایی تولیدی را به هم وطنان هدیه کنند و در کور سوی این شعله ها نقش برجسته مردان پر آوازه را جاودانه سازند.

 




طبقه بندی: تبریز،  آذرآبادگان، 
برچسب ها: تبریز محل احداث نخستین کارخانه ها، عباس میرزا، اولین کارخانه ریسمان بافی، کارخانه کبریت سازی ممتاز تبریز،  

تاریخ : چهارشنبه 12 اسفند 1394 | 11:56 ق.ظ | نویسنده : آترو | نظرات

نخستین سینما

دکتر مهدی مجتهدی ، علی وکیلی ( تبریزی ) را موسس سینما در ایران معرفی نموده و مسعود مهرابی نیز در کتاب وزین « تاریخ سینمای ایران »  تاریخچه و چند و چون آن را به رشته تحریر در آورده است، لکن بنا به نوشته حسین امید اولین سینما از سال 1900 میلادی / 1279 شمسی ، در خود شهر تبریز به نام سینما سولی دایر بوده است

سینما سولی اولین سینما در ایران ، در زمستان 1279 شمسی در تبریز توسط کاتولیک ها تاسیس شد این حداقل چهار سال پیش از اقدام « میرزا ابراهیم خان صحافباشی » در راه تاسیس نخستین سالن عمومی در ماه رمضان 1322 ق در خیابان چراغ گاز (برق ) است

سینما سولی در پاساژ تبریز ( خیابان پهلوی سابق ) با گنجایش صد نفر ، هرروز یک نوبت فیلم نمایش می داده است و این رویه تا 1295 که به لحاظ عدم دستیابی به فیلم های جدید تعطیل شد ادامه داشت

 

نخستین تئاتر

کارت عضویت مرحوم بیوک خان نخجوانی ( متوفی به سال 1322 شمسی ) در هیئت آکتورال آزین . سندی است که سابقه بازیگری تئاتر در تبریز را سال 1261 شمسی نشان می دهد ، یعنی سه سال قبل از سال 1291 شمسی که نخستین گروه تئاتر به نام « خیریه » در تبریز تشکیل گردید

نخستین بار که هیئتی برای این کار تشکیل و رسما شروع به دادن نمایش کرده اند از سال 1291 شمسی است

درسال 1291 شمسی که جمعیت خیریه تشکیل یافته بود، چند نفر از اشخاص با ذوق نیز گردهم جمع آمده یک هئیت آکتورال به نام « خیریه » ترتیب داده بودند که نمایش ها را اداره نمایند و نمایشنامه ها تهیه کنند . این هیئت قبل از این تاریخ نمایش هایی داده بودند و در این سال برای خودشان رسمیتی قائل شده اند و این اشخاص عبارت بودند از : حاجی خان چلبی ، مهدی شفیع زاده ، ابوالفضل مؤیدزاده ، اسماعیل وکیلی ( اسماعیل پیران ) ، وهاب زاده و عظیم زاده.

این هیئت را می توان نخستین هیئت رسمی آکتورال تبریز دانست


این هیئت یا در سالن سینما سولی یا صحنه تابستانی جمعیت خیریه ( واقع در کوچه ارک ) یا در سالن آرامیان نمایش می دادند

نمایش هایی که این هیئت به موقع تماشا می گذاشتند اغلب به زبان محلی ( ترکی آذری ) بوده است علاوه بر این ، ارامنه تبریز ، در این تاریخ ، نمایش هایی به زبان ارمنی بموقع تماشا می گذاشتند که مخصوص به خودشان بوده است.

دومین هیئت آکتورال در سال 1296 شمسی تشکیل یافت و این هیئت موسوم بود به هیئت آکتورال تبریز تحت رژیسوری و رهبری مرحوم رضاخان قلی زاده شرقلی . مرحوم قلی زاده از آرتیست های زبر دست آذربایجان بود. در سال هایی که آکتورال تبریز دایر بود آکتورال دیگری نیز از ارامنه رژیسوی مسیو طاشچیان تاسیس یافت اغلب این دو هیئت با یکدیگر همکاری می کردند و مشکلات را به یاری همدیگر حل می نمودند. مسیو طاشچیان نیز از هنرمندان سابق تئاتر آذربایجان به شمار می آمد.


در اواخر سال 1297 و اوایل سال 1298 شمسی ، یک هیئت دیگر آکتورال تشکیل یافت. این هیئت تحت رژیسوری مرحوم بیوک خان نخجوانی که تازه از قفقاز آمده بود تاسیس گردید و به نام آکتورال آذربایجان نامیده شد. بیوک خان نخجوانی ، هیئت آکتورال را ترقی داد و توانست نهضتی در نئاتر آذربایجان حاصل کند

دومین مرحله تئاتر و نمایش را در آذربایجان باید پس از سال 1300 شمسی بدانیم از موقعی که فرهنگ پیشرفت محسوسی نموده ، تئاتر و نمایش نیز شکل خود را عوض کرده ، نویسندگان جدید و هنرپیشگان باذوق پیدا شده است.

دراین دوره نیز مهم ترین هیئت آکتورال تبریز ، هیئت آکتورال آرین بود علاوه از هیئت های آکتورال آرین ، هیئت های دیگری تشکیل می یافت....

نخستین سالن مدرسه به منظور دادن نمایش، در سال 1301 شمسی در مدرسه متوسطه ، در زمان ریاست مرحوم تربیت ساخته شد. این سالن هرچند کوچک بود و سن آن نیز وسعتی نداشت باز نسبت به زمان و محیط قدم مؤثری بود که در پیشرفت نمایش و تئاتر برداشته شد.

 




طبقه بندی: تبریز شهر اولین ها، 

تاریخ : چهارشنبه 30 دی 1394 | 11:57 ق.ظ | نویسنده : آترو | نظرات

تاسیس روزنامه الحدید

فعالیت مدارس نوپای آن روزگار که در بیداری مردم می کوشیدند، بالطبع برای واپسگرایان خوش آیند نبود، لذا مورد تهاجم اوباشان قرار می گرفتند و در نتیجه زحمات شبانه روزی آن مردان فرهنگ دوست به یغما می رفت. عده ای از رجال مبارز و دوراندیش تبریز برآن شدند که با تشکیل انجمنی ، نه تنها جلوی این حرکات ناهنجار را بگیرند، بلکه با اقداماتی در تقویت مدارس بکوشند. روزنامه وزین « الحدید » از بطن این انجمن متولد شد و نفش تاریخی ایفا کرد

میرزا علی پزشکی ، سید حسن شریف زاده ، میرزا محمود حکاک باشی، حاج میرزا آقا فرشی ، ابراهیم شمس حاج میرزا عبدالعلی ، محمد علی تربیت، میرزا جواد ناطق، سید محمد شبستری ، حاج میرزا محمدحسین مدرس ( در بازار شیشه گرخانه مکتبی داشت) ، محمد جعفر حیاط معروف به مخترع .

این افراد، در محله لیل آباد و عمارت آقا میرآقاخان جلسات داشتند ضمنا روزنامه الحدید به مدیریت مرحوم عدالت و همکاری انجمن انتشار می یافت.

میرزا سید حسین خان عدالت ، ناشر روزنامه الحدید که خود از مردان مبارز و آگاه تبریز بود در اغلب فعالیت های سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی آن روز تبریز فعال مایشا بود

سید حسین عدالت در سال 1315 قمری روزنامه « الحدید » را در تبریز منتشر کرد. او که اساس پیشرفت را در آن روزگار ، توسعه صنعت می دانست و آهن را هم شالوده اصلی صنعت معرفی می کرد، لذا نام روزنامه اش را « الحدید » انتخاب کرد.

 

 

روزنامه انجمن

در نتیجه این فعالیت های گسترده سیاسی  و فرهنگی بود که پس از صدور فرمان مشروطیت  در 14 مرداد 1285 شمسی ، نخستین روزنامه دوره آزادی در تبریز پدیدار شد تا پیام آور آزادی باشد.

این روزنامه با نام « انجمن » ارکان انجمنی ملی و دموکراتیک بود که در آن شرایط تاریخی از بطن جنبشی آزادیخواهانه سربرآورد و در آن روزگاران ، نقشی تاریخی و سرنوشت ساز ایفا کرد

انجمن ایالتی آذربایجان با انجام انتخابات و ایجاد نهادهایی چون بلدیه ، نظمیه ، عدلیه و .... در تبریز حرکات آزادیخواهانه را پاسداری می کند و پس از انحلال مجلس شورای ملی به دست محمد علی شاه قاجار ، خود را جانشین مجلس اعلام کرده و رهبر انقلاب مشروطیت را به دست های پرتوان خود می گیرد

 

روزنامه تصویری حشرات الارض

حاج میرزا آقا بلوری که خود از پیشگامان انقلاب مشروطیت در آذربایجان بود دومین نشریه طنز تصویری را به نام  حشرات الارض در ماه صفر 1326 ه ق در تبریز منتشر کرد. مطالب این جریده نیز به پیروی از روزنامه نصرالدین از زبان یک دیوانه بازار گرد معروف تبریز به نام « غفار وکیل » نوشته می شد

کاریکارتورهایی که در این نشریه تصویر می شد به قدری کوبنده و افشارگر بود که تمام استبداد از محمد علی شاه  گرفته تا ماموران دون پایه دولتی از دیدن آن ها رعشه بر اندامشان می افتاد

 

روزنامه ملانصر الدین

روزنامه فکامی ملا نصر الدین که شماره اول آن در هفتم آوریل 1906 منتشر شد برای هر آذربایجانی نامی آشنا و اسمی با مسماست

جلیل محمد قلی زاده که از نبوغی کم نظیر و شم مردم شناسی قوی برخوردار بود و جامعه خود را خوب می شناخت با به کارگیری روش های ابتکاری که هم می توانست با بیسوادان رابطه برقرار کند و

 هم با سوادان را به سوی خود جلب کند، نشریه ای را بنیان گذاشت که نه تنها در شکل گیری رویدادهای بزرگ عصر خود، کارساز گردید، بلکه مابین مردم و مطبوعات ، چنان رابطه ای صمیمانه ایجاد کرد که ملا

 نصر الدین در بین توده ها ، چهره افسانه ای پیدا کرد. هنگامی که میرزا جلیل ، همراه خانواده اش ، در سال 1299 شمسی به تبریز می آید نشر آن را در این شهر ادامه دهد

بنا به نوشته حمیده خانم همسر میرزا جلیل « همه برای آشنایی با ملا نصر الدین تقلا می کردند بعدها شنبدیم که در بین مردم بیسواد تبریز ، یک چنین شایعه ای بخش شده بود که ملا نصر الدین یک

 شخصیت افسانه ای است او در آسمان زندگی می کند و روزنامه اس نیز در آنجا منتشر می شود گاها زنان بیسواد به حیاط خانه ما آمده می خواستند ملا نصر الدین را ببینند آن ها باور نمی کردند که ملا در روی زمین زندگی می کند

لکن جلیل محمد قلی زاده با نبوغ کم نظیر خود دریافته بود که چون اکثریت قریب به اتفاق مردم ملل خاورمیانه و نزدیک ، از نغمت خواندن و نوشتن محروم هستند و در نتیجه با مطبوعات بیگانه می باشند ، لذا باید ابزاری را مورد استفاده قرار داد که توده های مردم را با جراید مانوس کنند و به آن ها آگاهی های لازم را بدهند به همین علت وی در روزنامه خود ، علاوه بر به کارگیری زبان طنز ، با استفاده از

 محاورات روزمره مردم و ضرب المثل ها و گفتار نیاکان آذربایجانی ها از هنر تصویری – مردمی کاریکاتور بهره گرفت برای نخستین بار، کاریکاتور با پیدایش نشریه ملا نصر الدین در ایران مطرح شد و

 انتشار و نفوذ این نشریه با تصویری که حاوی روحیه جدیدی از زندگی بود موجب فراهم آمدن انگیزه و ایجاد زمینه مساعد در اذهان و قلم نقاشان ایرانی شد

 




طبقه بندی: تبریز شهر اولین ها، 
برچسب ها: تاسیس اولین روزنامه ها در تبریز، روزنامه انجمن، روزنامه ملانصرالدین، جلیل محمد قلی زاده،  

تاریخ : شنبه 19 دی 1394 | 09:25 ق.ظ | نویسنده : آترو | نظرات


درسال 1305 مطبعه کامل و بی نظیری مشتمل بر چاپ سربی – سینگوگرافی چاپ رنگین و حاوی ماشین های بزرگ اکلتریکی به وسیله مرحوم حاج علی صادق زاده در جنب شرقی ساختمان عالی قاپو ( محل فعلی ساختمان فرمانداری تبریز )  تاسیس و به نام شرق نامیده شده تا آن تاریخ ، نظیر این مطبعه در سراسر ایران

 نبوده . متاسفانه این مطبعه با این همه وسایل مکمل نتوانست در تبریز کار پیدا کند و دایر شود صاحب آن مجبور شد که یکی یکی دستگاههای مطبعه خود را بفروشد ماشین سربی آن بعلاوه سینگوگرافی آن به روزنامه تبریز فروخته شد و از سال 1307 به نام چاپخانه تبریز دایر گشت ماشین چاپ رنگی آن به تهران منتقل گردید و بعدها ماشین سینگوگرافی آن نیز به تهران انتقال یافت.

ماشین گراورسازی مطبعه شرق به نام مطبعه سعدیه به مدیریت محسن اسکندانی درسال 1313 دایر و شروع به کار نمود. ولی این مطعبه هم چندان دوامی نکرد.

این شواهد تاریخی نشانگر آن است که پس از مشروطیت ، تا دوران سلطنت منحوس رضاخان میرپنج ، بااین که تبریز، ایام متلاطمی را به خود می دید لکن در زمینه صنعت چاپ حرف اول را می زده است

رضاخان میرپنج ، پس از به دست گرقتن استراتژی تمرکز گرایی را دنبال می کرد. در این بین آذربایجان  که موقعیت ویژه ای داشت بیش از دیگر تقاط ، قربانی این پروژه های ضد مردم سالاری گردید در این راستا ، علاوه بر صنعت چاپ ، دیگر دستاوردهای مردم این خطه نیز نه تنها از پیشرفت باز ماند بلکه رو به تنزل گذاشت

 

چرا که فرمانروایان قاجار، مثل سایر خودکامان ، از بیداری مردم و شکل گیری افکار عمومی واهمه داشتند. لذا نه تنها برای جراید ، امکان نشر نمی دادند، بلکه خواندن آن ها را هم جرم و قابل مجازات می دانستند چنان که دکتر مهدی ملک زاده می نویسد: در موقع جمع شدن آزادیخواهان و خواندن روزنامه ها 18 نفر گرفتار شدند و با دستور ناصرالدین شاه ، آن ها را به چاه انداختند و خود شاه با 50 تیر آن ها را از بین برد و دستور داد چاه را پر کنند

به همین علت ، چند تن از تبریز های مبارز، خود را به استانبول رسانده و با تاسیس روزنامه اختر ، به قول استاد زنده یاد دکتر محمد اسماعیل رضوانی ، روزنامه نگاری ملی را بنیان گذاشتند

روزنامه اختر که از سال 1292 قمری / 1875 میلادی ، به تشویق میرزا نجفعلی خان تبریزی ، یکی از ماموران دولت ایران  در پایتخت عثمانی ، به مدیریت آقامحمد طاهر تبریزی و به نویسندگی میرزا مهدی خان تبریزی آغاز به کرد، مدت 21 سال در شهر استانبول منشر شد و در این مدت توانست گام های ارزنده ای در خدمت به ملت ایران بردارد.




طبقه بندی: تبریز شهر اولین ها، 
برچسب ها: چاپخانه تبریز در دوره مشروطیت، چاپخانه تبریز در دوره مشروطیت و رضاخان میرپنج،  

تاریخ : شنبه 12 دی 1394 | 10:39 ق.ظ | نویسنده : آترو | نظرات


 

حاج میرزا آقا بلوری ، چاپخانه محمد علی میرزا ولیعهد را خریداری کرده و روزنامه مصور و فکاهی ( آذربایجان ) را به سردبیری علیقلی خان صفروف در آنجا چاپ می کرد و نام چاپخانه را هم ( ناموس ) گذاشته بود در این چاپخانه در سال 1325 ق ، علاوه بر روزنامه آذربایجان ، تصاویر رنگینی هم به زیور چاپ آراسته شده اند

درخلال این سال ها ، مطابع سنگی متعددی در تبریز به وجود آمده است که چندان  اهمیت و شهرت ندارند . مطبعه سربی ( امید ) یا ( امید ترقی ) در سال 1324 ق در تبریز تاسیس شد و مهم ترین مطبعه تبریز و تحمل مخارج آن ، زنده یاد سعید سلماسی که از آزادیخواهان و فرهنگ پروران بنام سلماس می باشد زحمات و خدمات قابل ملاحظه ای انجام داده است

امیرخیزی در این زمینه می نویسد سعید سلماسی در عنفوانی جوانی برای دیدن پدر و جد خود که در روسیه به تجارت و ملکداری می پرداختند به شهر بادکوبه رفت و در مدت اقامت در آنجا با برادران اروج اوف که در بادکوبه مطبعه مهمی دایر کرده و کتب نافعه ای از ادبی و تاریخی و سایر علوم چاپ و نشر می کردند آشنایی پیدا کرد و چیزهایی که نمی دانست و به گوشش نرسیده بود یاد گرفت و لوازم یک چاپخانه سربی با خود به تبریز آورد که به دستیاری مرحوم مشهدی محمد علی مطبعه چی

، چاپخانه ای در مغازه های مجید الملک دایر کردند که در موقع انقلاب مشروطه به باد غارت رفت

بالاخره با تلاش آزادیخواهان ، این مؤسسه نه تنها راه اندازی می شود بلکه طبق اطلاعیه ای ، بخش صحافی نیز به فعالیت های آن اضافه می شود

مطبعه امید ترقی از تاریخ غره محرم 1327 دایر بوده و مشتریان خود را قبول می نماید هرگونه جلدسازی و سایر کارهای متعلق به آن را در کمال نظافت درست کرده و از عهده برمی آید

محل اداره : بازارچه خیابان ، جنب گمرک – اداره مطبعه ( امید ترقی )

مشهدی محمد علی مطبعه چی مدیر این چاپخانه که علاوه بر خدمات گرانقدرش بر صنعت چاپ ، در آزادیخواهی نیز یکی از پیشگامان بود. وی بارها به عضویت انجمن ایالتی آذربایجان انتخاب و در این شورای مردمی از نمایندگان فعال و خدمتگزار محسوب می شد

حسین امید می نویسد : بعدها مطبعه امید به چند قسمت تجزیه گردیده است یک قسمت از آن به نام امید دایر بوده  و قسمت دیگر به نام حقایقی تحت مدیریت مرحوم مشهدی محمد علی حقیقت اداره شده است قسمت سوم آن به نام سعادت  که از مطابع بنام تبریز است دایر گردیده است

محمد حقایقی فرزند مشهدی محمد علی مطبعه چی ، در سال 1313 شمسی مدیریت چاپخانه را به عهده می گیرد و سال ها بعد چاپخانه را به همکارش آقای علی سرندی می فروشد پس از تخریب مغازه های مجید الملک ، این چاپخانه به اول ثقه السلام منتقل شده و با همان نام « حقایقی » به فعالیت خود ادامه می دهد.

 




طبقه بندی: تبریز شهر اولین ها، 
برچسب ها: چاپخانه تبریز در دوره مشروطیت، سعی سلماسی،  

تاریخ : دوشنبه 7 دی 1394 | 10:53 ق.ظ | نویسنده : آترو | نظرات

     افسانه های کهن آذربایجان، دو چیلله وجود دارد که چیلله ی بزرگ همزمان با شب چله آغاز می شود و چهل روز طول می کشد
  افسانه های کهن آزربایجان  پیرزنی که در فولکلور آذربایجان  قاری ننه خوانده میشود.   قاری ننه (مادر بزرگ پیر) که در آسمانها

 زندگی می کند،دو پسر به نام های بالا چیلله یا  چلله کوچک و بویوک چیلله چلله بزرگ دارد که هر دو مظهر سرما و خشم می باشند. چلله بزرگ که قلمرو فرمانروایی اش از اول شب زمستان تا دهم بهمن می باشد ، زیاد بر مردم سخت نمی گیرد ، در 10 بهمن که دوران فرمانروایی چلله کوچک آغاز می شود از برادر بزرگش می پرسد در طول این چهل روز چگونه فرمانروایی کردی؟ چلله بزرگ جواب می دهد ، سعی کردم زیاد بر مردم سخت نگیرم.

چلله کوچک خطاب به برادر بزرگ می گوید: حال ببین که در طول این بیست روز چه ها خواهم کرد ، کاری خواهم کرد که جنین در شکم مادر یخ بزند وانگشتان دختران به کوبه در بچسبد ، چلله بزرگ جواب می دهد: پشت سرت بهار است و عمرت کوتاه ، کاری از

 پیش نمی بری. چلله کوچک به نصیحت برادر اعتنا نمی کند. در یکی از روزهای فرمانروایی برای شکار روانه کوه ها می شود ، در یکی از کوه های منطقه برف وی را با زنجیرهای یخی و کولاک زندانی می کند و کلاغ ها خبر زندانی شدن وی را به قاری ننه می رسانند.


قاری ننه ناله و زاری می کند و می گوید: چه بگویم ، چه کنم ، کدام دردتان را درمان کنم. عصبانی می شود و سیخ بزرگی را در تنور داغ می کند وبه جنگ برف ها می رود و با هر ضربه وی برف ها بخار می شوند و بخار صحنه آسمان را می پوشاند در نهایت

 برف ها شکست می خورند و برف ها آب میشود چیلله ی کوچک بعد از آزادی متوجه می شود که در آن روز زمستان تمام شده   قاری ننه بخاطر آزادی پسرش شادی و سرور می کند    و "بایرام آیی" یا همان اسفندماه آغاز شده است




بیر گون واریمیش بیر گون یوخومیش

بیر قاری ننه نین بیر بیزووی واریمیش

آپارار سووارماغا آیاغی بوزدان زویه ر و سینار.

قاری ننه دییه ر: بوز، سن نه ظالیمسن !

بوز دییه ر: من ظالیم اولسئیدیم گون منی اریتمزدی.

قاری ننه دییه ر: گون، سن نه ظالیمسن !

گون دییه ر: من ظالیم اولسئیدیم بولوت قاباغیمی دوتمازدی.

قاری ننه دییه ر: بولوت، سن نه ظالیمسن !


بولوت دییه ر: من ظالیم اولسئیدیم یاغیش مندن یاغمازدی.

قاری ننه دییه ر: یاغیش، سن نه ظالیمسن !

یاغیش دییه ر: من ظالیم اولسئیدیم گؤی اوت مندن بیتمزدی.

قاری ننه دییه ر: گؤی اوت، سن نه ظالیمسن !

گؤی اوت دییه ر: من ظالیم اولسئیدیم قویون منی یئمزدی.

قاری ننه دییه ر: قویون، سن نه ظالیمسن !

قویون دییه ر: من ظالیم اولسئیدیم قصاب باشیمی کسمزدی.

قاری ننه دییه ر: قصاب، سن نه ظالیمسن !


قصاب دییه ر: من ظالیم اولسئیدیم سیچان دخیلیمی آپارمازدی.

قاری ننه دییه ر: سیچان، سن نه ظالیمسن !

سیچان دییه ر: من ظالیم اولسئیدیم پیشیک منی دوتمازدی.

قاری ننه دییه ر: پیشیک، سن نه ظالیمسن !

پیشیک دییه ر: ظالیمم ها، ظالیمم

کورسی آلتی قیشلاغیم دی، کورسی اوستی یایلاغیم دی

خانیم نمنه پیشیرسه، اودا منیم قویماغیم دی.



چلله گئجه سی گلدی یئنه قار یادا دوشدو

یای فصلیده کی قیرمیزی قارپیز یادا دوشدو



ائللر یئغیشار بیر یئره تا چیلله باخارکن



ائولرده کی ان یئر یئمه لی لر یادا دوشدو

قارپیز کسیلیب حالوا گلیب نار دنه له ندی

دارچین چایی دا قیش گئجه سینده یادا دوشدو

کورسو باشیدی قیرمیزی قارپیز قاباغیمدا

جؤز حالواسی کیشمیشلی نوخود دا یادا دوشدو

حیدر بابانین نغمه سی سازی بایاتیسی

چلله گئجه سی سئومه لی شعری یادا دوشدو

یای گئتدی پاییز گلدی حسن خان دویون ائتدی

تازه گلینین چیلله پایی دا یادا دوشدو

شیرین گئجه دی خاطیره لی یاخشی زاماندی

دونیا دئییشن ا*قریبالاردا یادا دوشدو



قلبتون مثل مشمبا- جیبتون پر از یرآلما- دلتون قد یه آلما- عمرتون مین شب یلدا- توی این شبهای سرما- یاپیشار آبپز یرآلما

چای چایداندا داغ اولسون

ایش داماغون چاغ اولسون

شادلیق سنه یار اولسون

دشمنلرین خار اولسون

اوزون گجن شاد اولسون

غم غصه برباد اولسون

چله گجه سی سیزه و هرمتلی

اهل وعیالیزه شادلیق و شنلیق

دولی اولسون

چیلله گئجه نیز قوتلو  اولسون


برچسب ها: چیلله گئجه سی، چلله گنجه، چیلله اوزون، چیلله کوچک، چیلله بزرگ،  

تاریخ : دوشنبه 30 آذر 1394 | 12:33 ب.ظ | نویسنده : آترو | نظرات



عباس میرزا نایب السلطنه به تالیف و ترجمه ویژه ای پیدا کرده بود و برای نشر و گسترش علوم و فنون ، میرزا زین العابدین تبریزی را مامور فراگیری فن چاپ و به راه انداختن نخستین چاپخانه در تبریز کرد

خیلی دیر به ایران رسید تقریبا چهارصد سال بعد از احتراع آن در ایران معمول شده است  و بنابراین مذهبیون به مخالفت با آن برخاستند

شاهزاده روشنفکر عباس میرزا ، چنین خطری را پذیرفت و درسال 1227 – 1811 میلادی نخستین دستگاه چاپ فارسی را با حروف سربی در شهر تبریز که حکمرانی آنجا را برعهده داشت نصب کرد

 

چاپ سنگی

 

میرزا جعفر تبریزی مشهور به امیر، دومین چاپخانه را که سنگی بود به تبریز آورد بنا به نوشته تربیت :

 در سال 1240 ه.ق عباس میرزا نایب السلطنه ، میرزا جعفری تبریزی را به مسکو اعزام داشت که در آن جا فن طبع را آموخته و بعلاوه لوازم و مایحتاج مطبعه را خریداری نموده و با خود بیاورد. گویا میرزا

 جعفر پس از بازگشت ، مطبعه تبریز را بدون کمک خارجی ها شخصا اداره می نمود.




طبقه بندی: تبریز شهر اولین ها، 
برچسب ها: عباس میرزا، چاپ سنگی، بریز مهد صنعت چاپ در ایران،  

تاریخ : چهارشنبه 25 آذر 1394 | 11:06 ق.ظ | نویسنده : آترو | نظرات

کارپورتر در تبریز

 

تبریز مکرر میدان جنگ میان ترکان ایرانیان و تاتارها بوده است وبه همین سبب عظمت و شکوهی که شهر به آن می بالید اینک با خاک یکسان گردیده است اما شاید تباهی اورتر از آن جنگ ها نتایج دو زلزله مهیب بوده که در عرض یک قرن گذشته دوبار بر این دیار نازل شده و شهر تبریز را به توده های ویرانه بدل ساخته است. در اثنای این مصیبت های موحش، بیش از یکصد هزار تن از ساکنان تبریز از بین رفته اند

Image result for ‫تبریز‬‎

اینک از زیر دیوارهای فرو رفته و آوار های دهشت زای  این شهر کنهسال شهر جدیدی سر برداشته است و گرچه هنوز نابالغ زیر لوای شاهزاده جوان که آنجا را پایتخت خود ساخته از ظاهرش پیداست که به اوج روزبهی خواهد رسید و چندان ترقی خواهد کرد که ممکن است مانندش در ایران پیدا نشود......

 

 

تبریز باید عمران و آبادانی اش را مدیون آن ماشین بزرگ تمدن بشری یعنی تجارت بداند این شهر بزرگترین بازار داد و ستد ایران است تبریز بر سر چهارراهی تفلیس و آسیای صغیر ( عثمانی ) قرار گرفته کاروان هایی که از خاور و باختر و شمال و جنوب حرکت می کنند در اینجا بهم بر می خورند تا تمامی ثروت ملت های گوناگون را به دامان مردم ایتالیای جنوبی و غربی  می رسد وارد تبریز می شود و


 هم از این راه است که کالاهای بازرگانان بیگانه از پایتخت گرجستان به تبریز می رسید از راه ارضروم سیلی از کالاهای روز افزون اروپائی به ویژه کالاهای ساخت انگلیس به بندر طرابوزان که اخیرا بر روی بازرگانان گشاده شده است وارد می شود و یا بازرگانان کالاهای خود را از راه دشوارتر زمینی از آسیای صغیر و قسطنطنیه می آورند بعلاوه کالاهای گرانبهای هندوستان ، ترکستان ، عربستان و مانند آن را از راه های بازرگانی خود ایران به تبریز حمل می شود و بازارها را انباشته می سازد.

 

 

کیت آبوت به سال 1850

 

تبریز صاحب سه هزار و یکصد دکان ، 15 کوی ، 9 دروازه است ظاهرا در این شهر هنوز هفتاد کاروانسرای معتبر وجود داشته است که سی تا از آنها ویژه سوداگران و درحدود چهل کاروانسرای دیگر از آن چهار پاداران بوده است

موافق نوشته های همین جهانگرد بیگانه میزان داد و ستد در پایتخت آذربایجان سالانه در حدود 000075 /1 لیره رسیده بود که سه چهارم آن با بازرگانان انگلیسی بود

Image result for ‫دروازه های 9 گانه تبریز‬‎

ازسال 1830 میلادی ( 1246 هجری ) به بعد تبریز از نظر داد و ستد ترقی فراوانی کرده است چنانکه میزان تجارت خارجی در ( 1860 – 1276 هجری ) به هشت برابر بالغ شده بود و به نظر من به عالی ترین حد خود رسیده است پیشرفت های گوناگون آینده بهتری را برای این ایالت نوید می دهد در سال 1859 میلادی – 1276 هجری ) تلگراف الکتریک میان تبریز و تهران برقرار شد و ظاهرا چنین استنباط می شود که در عرض سال اول تمامی هزینه این از محل درآمد خود تلگراف خانه پرداخته شد   

   




طبقه بندی: تبریز، 
برچسب ها: تبریز از نگاه جهانگردان، کارپورتر در تبریز، کیت آبوت، دروازه های 9 گانه تبریز،  

تاریخ : پنجشنبه 19 آذر 1394 | 10:59 ق.ظ | نویسنده : آترو | نظرات

  • شاردن جهانگرد

 

مساجد معظم تبریز آنچه به شمار آمده دویست و پنجاه است از آن جمله یکی مسجد علیشاه است که الحال خراب می باشد چند سال قبل مرتبه تحتانی آن را تعمیر نمودند و مناره ی او که بلندترین مناره های مساجد تبریز است نیز تعمیر شد. شخص که از راه ایروان به تبریز می آید اول بنایی که از شهر به چشم او برمی خورد مناره ی این مسجد است مقبره ی غازان خان نیز اکنون در تبریز موجود است ولی خراب می باشد مناره ای بر سر مقبره او باقیست که مناره غازان خان نامیده می شود.

Image result for ‫ارك تبریز‬‎

مسجد دیگری هم یکی از سلاطین تبریز به نام جهانشاه بنا کرده سه مریضخانه در شهر وجود دارد که اطبا و کارکنان آنها نهایت مواظبت را در معالجه بیماران به کار می برند اغلب دوا و غذای مریضان مجانی است در کنار شهری بالای کوه معبد کوچک بسیار قشنگی و محقری واقع شده که به معبد عین علی موسوم است و این معبد جای عبادت و تفرج اهل تبریز است ویرانه های قلعه رشیدیه نیز در بیرون شهر نمودار است شاه عباس صد سال قبل به تعمیر قلعه رشیدیه پرداخت و آن را به حالت نخستین رسانید ولی پس از وی شاهان دیگر صفوی تعمیر آن را مصلحت ندیده به حال خود گذاشتند تا ویران شد

 Image result for ‫قلعه رشیدیه تبریز‬‎

 

جملی کارری

روز شنبه به تماشای برج شام غازان رفتیم این برج 200 پا بلندی و 40 پا قطر دارد ضخامت دیوار های آن نیز که در بعضی جاها رو به خرابی می رود تا دوازده پا می رسد( تقریبا سه متر و نیم ) در پایین برج دری است که به پلکان های حلزونی شکل هدایت و پس از یکصد و بیست پله به اطاق کوچکی ختم می شود دیوار خارجی برج ار کاشی پرنقش و نگار و خطوط و اعداد متنوع مستور و طبقه اول قسمت درونی آن با نرده سنگی محدود و گویا قیربانی این برج است ( سلطان محمود غازان خان معروف ترین سلطان دودمان ایلخانی )

 Image result for ‫كاخ شنب غازان‬‎

شاید بتوان یکی از درخشانترین دوره های تاریخی تبریز را زمان حکومت میرزا تقی خان امیرکبیر ( امیر نظام ) به حساب آورد این مرد بزرگ ایران که به حق باید او را از بزرگترین نوابغ سیاسی آن دوره مملکت محسوب داشت در آغاز قدرت خویش هنگام ولیعهدی ناصر الدین میرزا و حکومت او در تبریز با منصب امیر نظام و پیشکاری ولیعهد عملا حکمرانی آذربایجان را در دست داشت و در این دوره صرفنظر از آنکه به قدرت سیاست و کیاست خویش یکی از آرام ترین دوره های سیاسی را برای


 آذربایجان تهیه دید خود نیز راسا اقدام به ساختن بناها و احداث ساختمان های عدم المنفمه نمود که از آن میان  پل و سد رودخانه آچی چای ، تعمیر مساجد و ابنیه قدیمی تسطیح خیابان ها و معابر در ایجاد مدارس و تکایا را نامبرد به طوری که در حقیقت قسمت اعظم ترقی و تکامل تبریز را در اثر همت و ساعی این مرد و نظام آهنین او باید دانست در این زمان تبریز  شهری آباد و بزرگ و معمور بوده است که خیابان های وسیع ، تجارت پررونق مردم مرفه و حملات وسیع و خانه های زیبا و بزرگ داشته است.

Image result for ‫امیركبیر‬‎




طبقه بندی: تبریز،  آذرآبادگان، 
برچسب ها: امیركبیر، تبریز از نگاه جهانگردان، شاردن جهانگر،  

تاریخ : شنبه 7 آذر 1394 | 04:08 ب.ظ | نویسنده : آترو | نظرات

رئیس این سلسله که اوزون حسن آق قویونلو از تراکمه روم ( روم شرقی از دودمان بایندری ) بود که در زمان حکومت مغول ها به طرف آذربایجان و دیار بکر رانده شده بودند اوزون حسن نوه ی قراعثمان ( عثمان بزرگ ) حکومت مقتدری تشکیل داد که پس از تسلط بر رقیب خود جهانشاه قره قویونلو و

 جانشینان امیر تیمور بر سرتاسر ایران دست یافت و پایتخت خود را شهر تبریز انتخاب کرد و در میان کشورهای آن روزگار اروپا شهرت و اعتباری کسب نمود چنان که عده ای از دولت های اروپایی اقدام به اعزام سفیر به دربار او کردند


اتحاد ایران با جمهوری ونیز بر علیه عثمانی منجر به ازدواج دختر بسیار زیبای سلطان طرابوزان به نام دسپنیا با اوزون گردید از این رو اوزون حسن بایندری ترکمان از طایفه آق قویونلوها با بعضی اشراف و درباریان ایتالیایی رابطه خویشاوندی پیدا کرد.

 

 

در سال 1671 میلادی – 1082 هجری چهل قریه در آذربایجان و حومه تبریز وقف مسجد مزبور بوده در تبریز 100  خانه و گرمابه و کاروانسرا وقف مسجد شیخ صفی شده بود.

پیشرفت عمومی اقتصادی پس ازیک دوران انحطاط در آغاز قرن یازدهم هجری پدید آمد در ترقی و رشد شهر تبریز انعکاس بزرگی یافت کارگاه های متعددی که استادکاران درباری  در آن  کار می کردند و

 آجرت و آزادی عمل بیشتری داشتند نساجی در شهرتبریز به طور محسوس ترقی کرد که پارچه های ابریشمی و زربفت و مخمل می بافتند بنا به گفته اولئاریوس اکثریت پیشه وران تبریزی را رنگرزان و نساجان تشکیل می دادند

قالیبافی تبریز از لحاظ نقش و چیره دستی در بافت به حد کمال رسید که به مقدار زیادی از طریق بغداد و ترکیه به اروپای غربی صادر می شد و بدین سبب در اروپا به قالی ترکی معروف شده بود. تجارت و داد

 و ستد تبریز در دوره سلطنت شاه عباس بسیار رونق گرفت. علاوه از بازرگانان ایرانی و مسلمان تجار ارمنی ثروتمندانی داشتند که انحصار صدور ابریشم را به عهده داشتند. تبریز که بر سر راه بازرگانی شرق آسیا به اروپا بود از این شهر به کشورهای غربی ، ابریشم خام ، منسوجات ابریشمی ، تیماج و چرم ساغری ، قالی صادر می شد

 

 

 

تنها بنای تاریخی تبریز که در میان نوشته های تاورنیه به آن اشاره شده شام غازان یا شنب غازان است این بنای تاریخی که اکنون از آن جز تل خاک و مشتی کاشی های شکسته چیزی برجای نمانده است در عهد ارغون خان و غازان خان به اوج شکوه و زیبایی خود رسید عمارتی که در آغاز قرن هشتم در این محل به امر غازان خان ساخته شد بلند ترین ساختمان های جهان اسلامی و به مراتب بلندتر از نوک گنبد


 آرامگاه سلطان سنجر سلجوقی در مرو بود سیصد وسی وپنج سال پیش از این که تاورنیه به ویرانه شنب غازان نظر افکنده ، آن را برج بزرگی خوانده که میان دشت در سمت باختری قد علم کرده بود تاورنیه هنوز آن را به غایت مرتفع می خواند اما دیگر از آرامگاه غازان ، مسجد درون دژ و سایر بناهای عهد

 غازان خان هنوز پابرجای بوده و در عرض سه روزی که لشکریان سلطان مراد چهارم به خرابی و تاراج شهر تبریز دست زدند ( 12 تا 14 سپتامبر سال 1635 میلادی ) این بنا مثل بسیاری دیگر از آثار تاریخی شهر نابود شد

 




طبقه بندی: آذرآبادگان،  تبریز، 
برچسب ها: خاطرات سوداگر ونیزی، اوزون حسن آق قویونلو، قالیبافی تبریز، كاخ شنب غازان،  

تاریخ : شنبه 30 آبان 1394 | 10:54 ق.ظ | نویسنده : آترو | نظرات
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 30 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • وب بوم اف
  • وب شوفا
  • وب آی آر آی بی
  • وب مقالات الکترونیک
  • f013315119.jpg f609858247.jpg f72433036.jpg f184181750.jpg f3018040.jpeg f89679671.jpeg f44138202.jpeg
    شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic