تبلیغات
آذر آبادگان

آذر آبادگان من
مگر بی‌تو می‌شود زمزمه ارس شنید
مگر بی‌تو می‌شود به معنای وطن رسید
آنکه دلش می‌زند نبض جدایی در باد
آنکه دلش می‌زند نبض جدایی در باد
با او سخن می‌گویم تا نگه دارد به یاد

آذر آبادگان من جان جانان من است
آذر آبادگان من جان جانان من است
قیمت خون ارس
قیمت خون ارس رگ ایران من است

ای سر سبز وطن آذر آبادگان من
از تو جدا یک نفس مبادا ایران من
از تو جدا یک نفس مبادا ایران من
روزگارت در امان دور از دست گزند
پشت تو بی‌لرزه باد همچنان کوه سهند
پشت تو بی‌لرزه باد همچنان کوه سهند

سر فراز یاور ایران من
پرغرور خاک ستارخان من

آنکه دلش می‌زند نبض جدایی در باد
با او سخن می‌گویم تا نگه دارد به یاد

آذر آبادگان من جان جانان من است
قیمت خون ارس رگ ایران من است
خانه شمس و زرتشت آبروی میهن است
خانه شمس و زرتشت آبروی میهن است

سر فراز یاور ایران من
پرغرور خاک ستارخان من

چه نزدیک تو باشم چه در غربت غریب و دور
تو را نمی‌دهم ز دست ای مرز عشق و شعر و شور
تو را نمی‌دهم ز دست ای مرز عشق و شعر و شور
مگر بی‌تو می‌شود زمزمه ارس شنید
مگر بی‌تو می‌شود به معنای وطن رسید
مگر بی‌تو می‌شود به معنای وطن رسید

سر فراز یاور ایران من
پرغرور خاک ستارخان من

آنکه دلش می‌زند نبض جدایی در باد
با او سخن می‌گویم تا نگه دارد به یاد
آذر آبادگان من جان جانان من است
قیمت خون ارس رگ ایران من است
خانه شمس و زرتشت آبروی میهن است
خانه شمس و زرتشت آبروی میهن است

سر فراز یاور ایران من
پرغرور خاک ستارخان من

سر فراز یاور ایران من

   








 






تاریخ : پنجشنبه 2 خرداد 1392 | 08:30 ق.ظ | نویسنده : آترو | نظرات

اوستاد‌‌‌ علی سلیمی فرزند‌‌‌ ظهراب، از آهنگسازان برجسته موسیقی است كه یونسكو او را آهنگساز بزرگ شرق معرفی كرد‌‌‌ه است. پد‌‌‌ر سلیمی سالها قبل از تولد‌‌‌ وی از روستای مهماند‌‌‌وست ارد‌‌‌بیل به باكو رفت

استاد‌‌‌ علی سلیمی، د‌‌‌ر سال 1301 د‌‌‌ر باكو به د‌‌‌نیا آمد‌‌‌. استعد‌‌‌اد‌‌‌ او د‌‌‌ر 8 سالگی ماد‌‌‌ر را مجبور كرد‌‌‌ كه تاری برای او بخرد‌‌‌ و او را به مكتب موسیقی بفرستد‌‌‌. استاد‌‌‌ مقد‌‌‌مات نوازند‌‌‌گی را نزد‌‌‌ موسیقید‌‌‌ان نامی آذربایجان «باكیخانوف» آموخت

د‌‌‌ر د‌‌‌وران حكومت استالین پد‌‌‌ر سلیمی به جهت ایرانی بود‌‌‌نش از آذربایجان اخراج شد‌‌‌ و او به همراه خانواد‌‌‌ه د‌‌‌ر سال 1317 به ارد‌‌‌بیل برگشت. چند‌‌‌ی بعد‌‌‌ پد‌‌‌ر د‌‌‌ارفانی را ود‌‌‌اع كرد‌‌‌. اولین رخد‌‌‌اد‌‌‌ هنری استاد‌‌‌ سلیمی د‌‌‌ر سال 1332 بود‌‌‌ كه وی موفق به د‌‌‌ریافت مد‌‌‌ال طلای یك جشنواره موسیقی شد‌‌‌. وی د‌‌‌ر همان زمان به رهبری اركستر آذربایجانی راد‌‌‌یو ایران انتخاب شد‌‌‌.

استاد‌‌‌ سلیمی، د‌‌‌ر سال 1338 با یكی از همكارانش به نام فاطمه قناد‌‌‌ی، (وارتوش ماچكالیانس) ازد‌‌‌واج كرد‌‌‌. علی سلیمی، برای تشكیل اركستر آذربایجانی از 22 نفر هنرمند‌‌‌ مانند‌‌‌؛ فاطمه قناد‌‌‌ی، مصطفی پایان، اسماعیل چشم‌آذر و... استفاد‌‌‌ه كرد‌‌‌.

د‌‌‌رسال 1342 اركستر آذربایجانی راد‌‌‌یو ایران را منحل كرد‌‌‌ند‌‌‌ و استاد‌‌‌ خانه‌نشین شد‌‌‌. وی مد‌‌‌ت 10 سال خانه‌نشین شد‌‌‌ اما د‌‌‌ر این سال‌ها آهنگ‌های ماند‌‌‌گاری مانند‌‌‌ «آیریلیق» را به د‌‌‌نیای هنر و موسیقی عرضه د‌‌‌اشت. د‌‌‌ر سال 1344 رشید‌‌‌بهبود‌‌‌اف، د‌‌‌ر سفرش به ایران آیریلیق راشنید‌‌‌ و با اجازه گرفتن از استاد‌‌‌ سلیمی آن را د‌‌‌ر باكو اجرا كرد‌‌‌ و این همكاری باعث شد‌‌‌ تصنیف آیریلیق و استاد‌‌‌ سلیمی به اوج شهرت برسند‌‌‌. ترانه آیریلیق، اثر برجسته‌ای است از د‌‌‌وران زند‌‌‌گی او كه براساس اشعار آذری فرهاد‌‌‌ ابراهیمی ساخته شد‌‌‌.

این آهنگ د‌‌‌ر د‌‌‌نیا به لحاظ اجرا با اركستر فیلارمونیك آمریكا و ژاپن و باكو و... یك آهنگ جهانی شد‌‌‌. استاد‌‌علی سلیمی د‌‌‌ر سال 1357 راهی تبریز شد‌‌‌ و اركستر راد‌‌‌یو تلویزیون تبریز را بنا نهاد‌‌‌.

د‌‌‌ر سال 1367 به وی د‌‌‌رجه د‌‌‌كترای افتخاری د‌‌‌اد‌‌‌ند‌‌‌ تند‌‌‌یس استاد‌‌‌ سلیمی د‌‌‌ر یونسكو به عنوان آهنگساز برجسته شرق د‌‌‌ر معرض د‌‌‌ید‌‌‌ علاقه‌مند‌‌‌ان است.

د‌‌‌ر سال 1376 د‌‌‌ر سحرگاه د‌‌‌وم ارد‌‌‌یبهشت د‌‌‌ر اثر سكته مغزی د‌‌‌ر سن 74 سالگی به د‌‌‌یار باقی شتافت. آرامگاهش د‌‌‌ر گلزار هنرمند‌‌‌ان تبریز پذیرای هنرد‌‌‌وستان است.

از استاد‌‌‌ علی سلیمی بیش از 1000 قطعه موسیقی به یاد‌‌‌گار ماند‌‌‌ه كه برخی از آنها عبارتند‌‌‌ از؛ آیریلیق، سیزه سلام گتیرمیشم، حید‌‌‌ربابا، راحله، آغلاما، لاله، یاد‌‌‌اسالارسان منی، مارش، قهرمانلار، ساللانا ساللانا، سلام، وطنیم، سهند‌‌‌یم، گول‌ارد‌‌‌بیل، تبریزیم، لگاتو، كهلیك، كوراوغلو، سوزلر، اولكه‌میز، علی د‌‌‌یر




طبقه بندی: آذرآبادگان، تبریز،

تاریخ : سه شنبه 9 آذر 1395 | 08:02 ق.ظ | نویسنده : آترو | نظرات

در شب عید نوروز سال ۱۳۲۸ق، جمعیت زیادی از مردم و رجال شهر از جمله یپرم ارمنی برای وداع با ستارخان و باقرخان جمع شدند و آنان درمیان هلهله جمعیت از منزل خود بیرون آمدند و به سوی تهران حرکت کردند.

هدف نو حکومتیان به ظاهر تجلیل از ستارخان و باقرخان و در واقع کنترل آذربایجان و خلع سلاح مجاهدین تبریز بود. 


ستارخان و باقرخان نیز از پیمان شکنی یاران قدیمی خود (سردار اسعد، یفرم ارمنی) و رقبای کنونی خود و رفتار دولت ناراضی بودند اعتراض کردند


بعد از این وقایع، ستارخان خانه نشین شد و با یاری دوستانش، پزشکان حاذق برای مداوای پای او تمام تلاش خود را کردند، اما معالجات به جایی نرسید و سردار ملی، فاتح مشروطیت و جانفشان راه آزادی، در تاریخ ۲۸ ذی الحجه ۱۳۳۲هـ. ق (۲۵ آبان ۱۲۹۳ش/ ۱۶ نوامبر ۱۹۱۴م) به دلیل قانقاریای ناحیه پا و در تهران و در حسرت تبریز درگذشت



سخنان ستارخان 

اگر ما برای آزادی نجنگیم، مردمی

که آدم های ترسوئی بودند، نام ایران

را ننگ آلود کردند. زور شنیدند و نزدند زیر بار ظلم رفتند و به بیچارگی تن در دادند چقدر بدبخت بودند ! روز تاسوعا و عاشورا برای 
شهادت امام حسین عزاداری می کردند . خاک و گل به سر می ریختند با قمه فرق سرشان را می شکافتند. سینه و زنجیر می کردند 
اشک و خون را با هم قاطی می کردند و خودشان را پیروان سیدالشهدا می دانستند اما وقتی پای عمل به میان می آمد زور و استبداد را قبول می کردند و آرام می نشستند.

تا به ملت ایران آزادی داده نشود و

تا مجلس باز نشود ما مجاهدان

دست از مبارزه بر نمی داریم

ما قانون می خواهیم! ما آزادی می خواهیم! آزادی ! آزادی!

قیام یعنی پیروزی. برای آزادی ایران قیام کرده ایم و ذیر یا زود پیروز خواهیم شد

من اگر افتخاری دارم این است که خدمتگزار ملت بوده و هستم

من سگ این ملت هستم و آماده پاسبانی

دشمنان ما تنها وقتی می توانند بر ما پیروز  شوند که خود ما  دشمن همدیگر شویم



مشاهیر و ستارخان 

طاهر زاده بهزاد:  کلیه سکنه تبریز به بی طمعی و بی نظری ستارخان ایمان داشتند. ستارخان به وعده های مقام و پول دولتین لبخند مسخره می زد.

شیخ محمد خیابانی: در راه آزادی،  در راه یک زندگانی شرافتمندانه باید از مال و جان گذشت. خوب به یاد دارم، سردار ملی
آن قهرمانی گرامی ما که می دانید چگونه  جان خود را فدا  ایران نمود و چگونه موفقیت مستبدین داشت به اوج کمال می رسید،  یکه و تنها ، بدون هیچ پروا، خود را به میدان انداخت ، چگونه خون او به جوش و خروش آمد ، تفنگ خود را برداشت و به راه افتاد. اول پنج ، شش نفر سپس یک ملت بر جهاد او اقتدا نمودند، چگونه با یک مرگ روبرو شد ، نترسید،  نمرد و موفقیت یافت .

احمد کسروی: آنچه تبریز را در آن هنگام نگه داشت فراخ حوصلگی ستارخان و باقرخان و دور اندیشی نمایندگان انجمن ایالتی و کاردانی نایب آلاینده بود که دست به هم داده و نگذاردند رشته پاره گردد.

احمد کسروی:  هنرنمایی سردار در این روز جنگ خطیب بار دیگر در مردم هنایید و بار دیگر زبان ها به آفرین و ستایش باز شد.



امیرخیزی: در حرکت اردوی ملی از تبریز به تهران جهت برپایی دوباره مجلس شورای ملی و باز گرداندن دوباره مشروطه ، 
اول کسی که از اشخاص نامی داوطلبانه قدم به میدان گذاشت ستارخان بود که می گفت: اکنون به آرزوی خود رسیدم، با پنجاه سوار عازم باسمنج شد.

دکتر سلام آله جاوید:  اغلب ملل قهرمان ملی خود را چه پیش از مرگ چه بعد از مرگ محترم شمرده اند. متاسفانه حسادت و بدخواهی چنانچه ذکر شده مانع از آن گردیده که از سردار ملی برای همیشه آن طوری که لازم بوده تجلیل شود.




طبقه بندی: آذرآبادگان،

تاریخ : سه شنبه 25 آبان 1395 | 07:42 ق.ظ | نویسنده : آترو | نظرات

آذر آبادگان من
مگر بی‌تو می‌شود زمزمه ارس شنید
مگر بی‌تو می‌شود به معنای وطن رسید
آنکه دلش می‌زند نبض جدایی در باد
آنکه دلش می‌زند نبض جدایی در باد
با او سخن می‌گویم تا نگه دارد به یاد

آذر آبادگان من جان جانان من است
آذر آبادگان من جان جانان من است
قیمت خون ارس
قیمت خون ارس رگ ایران من است

ای سر سبز وطن آذر آبادگان من
از تو جدا یک نفس مبادا ایران من
از تو جدا یک نفس مبادا ایران من
روزگارت در امان دور از دست گزند
پشت تو بی‌لرزه باد همچنان کوه سهند
پشت تو بی‌لرزه باد همچنان کوه سهند

سر فراز یاور ایران من
پرغرور خاک ستارخان من

آنکه دلش می‌زند نبض جدایی در باد
با او سخن می‌گویم تا نگه دارد به یاد

آذر آبادگان من جان جانان من است
قیمت خون ارس رگ ایران من است
خانه شمس و زرتشت آبروی میهن است
خانه شمس و زرتشت آبروی میهن است

سر فراز یاور ایران من
پرغرور خاک ستارخان من

چه نزدیک تو باشم چه در غربت غریب و دور
تو را نمی‌دهم ز دست ای مرز عشق و شعر و شور
تو را نمی‌دهم ز دست ای مرز عشق و شعر و شور
مگر بی‌تو می‌شود زمزمه ارس شنید
مگر بی‌تو می‌شود به معنای وطن رسید
مگر بی‌تو می‌شود به معنای وطن رسید

سر فراز یاور ایران من
پرغرور خاک ستارخان من

آنکه دلش می‌زند نبض جدایی در باد
با او سخن می‌گویم تا نگه دارد به یاد
آذر آبادگان من جان جانان من است
قیمت خون ارس رگ ایران من است
خانه شمس و زرتشت آبروی میهن است
خانه شمس و زرتشت آبروی میهن است

سر فراز یاور ایران من
پرغرور خاک ستارخان من

سر فراز یاور ایران من




طبقه بندی: آذرآبادگان،

تاریخ : جمعه 21 آبان 1395 | 02:26 ب.ظ | نویسنده : آترو | نظرات
تعداد کل صفحات : 92 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • کاروان دل