تبلیغات
آذر آبادگان

آذر آبادگان من
مگر بی‌تو می‌شود زمزمه ارس شنید
مگر بی‌تو می‌شود به معنای وطن رسید
آنکه دلش می‌زند نبض جدایی در باد
آنکه دلش می‌زند نبض جدایی در باد
با او سخن می‌گویم تا نگه دارد به یاد

آذر آبادگان من جان جانان من است
آذر آبادگان من جان جانان من است
قیمت خون ارس
قیمت خون ارس رگ ایران من است

ای سر سبز وطن آذر آبادگان من
از تو جدا یک نفس مبادا ایران من
از تو جدا یک نفس مبادا ایران من
روزگارت در امان دور از دست گزند
پشت تو بی‌لرزه باد همچنان کوه سهند
پشت تو بی‌لرزه باد همچنان کوه سهند

سر فراز یاور ایران من
پرغرور خاک ستارخان من

آنکه دلش می‌زند نبض جدایی در باد
با او سخن می‌گویم تا نگه دارد به یاد

آذر آبادگان من جان جانان من است
قیمت خون ارس رگ ایران من است
خانه شمس و زرتشت آبروی میهن است
خانه شمس و زرتشت آبروی میهن است

سر فراز یاور ایران من
پرغرور خاک ستارخان من

چه نزدیک تو باشم چه در غربت غریب و دور
تو را نمی‌دهم ز دست ای مرز عشق و شعر و شور
تو را نمی‌دهم ز دست ای مرز عشق و شعر و شور
مگر بی‌تو می‌شود زمزمه ارس شنید
مگر بی‌تو می‌شود به معنای وطن رسید
مگر بی‌تو می‌شود به معنای وطن رسید

سر فراز یاور ایران من
پرغرور خاک ستارخان من

آنکه دلش می‌زند نبض جدایی در باد
با او سخن می‌گویم تا نگه دارد به یاد
آذر آبادگان من جان جانان من است
قیمت خون ارس رگ ایران من است
خانه شمس و زرتشت آبروی میهن است
خانه شمس و زرتشت آبروی میهن است

سر فراز یاور ایران من
پرغرور خاک ستارخان من

سر فراز یاور ایران من

   








 






تاریخ : پنجشنبه 2 خرداد 1392 | 08:30 ق.ظ | نویسنده : آترو | نظرات

شب چله

شب چله همچون بسیاری از آیین های ایرانی

ریشه در رویدادی کیهانی دارد. در ایران

باستان و گذشته های مساله شب و روز از

اهمیت بسیاری در زندگی مردمان برخوردار

بوده است و همواره چالشی بزرگ در زندگی

و اندیشه ی آن مردمان به شمار می رفته

است. هنگامی که درازترین شب سال یعنی

آخرین شب از ماه آذر فرا می رسید، به انگیزه

این که از فردای آن شب، روشنایی بیشتر و

روزها درازتر خواهد شد، گردهم آمده، شادی

می کردند.

در باور آریایی ها شب، نشانه ی تاریکی

اهریمنی و روز نشانه ی روشنی ایزدی است

و از این روی، شب چله را بزرگ ترین نبرد

تاریکی و روشنی می دانستند و به آن سبب

برای کمک به روشنی ایزدی ، شب چله را با

گرفتن جشنی خانوادگی و روشن کردن آتش

فروزان نگه می داشتند تا تاریکی را از بین

ببرند و در سپیده دم، برآمدن خورشید را

نگرنده باشند.

ایرانیان بیش از هفت هزار سال است که

شب چله را جشن می گیرند. اما این جشن در

این دوران کمی رنگ امروزی به خود گرفته

است. جشن شب چله، جشن خاطره ها و

شکرگزاری، جشن مهر و دوستی ، جشن تازه

کردن دیدارها، جشن پاسداشت بزرگترهاست

در زمان گذشته، ایراینان میوه هایی را که

تا آن زمان مانده بود با آجیل و خوراکی

دیگر فراهم می کردند، همه با هم پاسی از

شب را با شادی و سرور می گذراندند.


میترا امروزه همچنان در فرهنگ و سنن غرب

با نام بابانوئل باقی مانده است.

پس از آنکه مسیحیت جایگزین آئین میترا

شد، اکثر آداب و رسوم و سنن میترا گرایی

زیر پوشش مسیحیت در جوامع اروپایی

باقی ماند از جمله :

جشن کریسمس = جشن (یلدا ) تولد میترا

حضور میترا با نام بابانوئل = که همین عمو

نوروز ما است!

کریسمس که بیست و پنجم دسامبر است با

چند روز اختلاف همان جشن یلدای کهن

میترا گرایی است که بعنوان زادروز میترا در

اکثر نقاط جهان جشن گرفته میشده است

هر چند یلدا به معنی شب آمده است در اصل

و زبان آشوری به معنای تولد است که ولد و

میلاد در زبان تازی نیز از همین یلدا که به

معنی میلادی میترا است، خارج شده است.






طبقه بندی: آذرآبادگان،

تاریخ : سه شنبه 30 آذر 1395 | 09:15 ق.ظ | نویسنده : آترو | نظرات

ورود پیشه وری به همراه بعضی از دوستان

معدودش از جمله سلام الله جاوید به حزب

دمکرات و کناره گیری اش از آن ، مقارن با این

دوران است باز علت کناره گیری اش بواسطه

حمایت و تاکید بر اعطای امتیاز نفت به روس

ها ست

در مدتی که نیروی های نظامی شوروی در

منطقه شمال ایران حضور داشتند دوایر دولتی و علمی شوروی، اقدام به اکتشاف و

شناسایی ذخایر نفتی در این مناطق می کردند

بررسی ناتالیا یگوروا، از اسناد شوروی نشان

می دهد که چهره اصلی ای که در پس تلاش

کرملین، برای کسب امتیاز نفت شمال قرار

داشت لاورنتی بریا، معاونت صدر شورای

کمیساریاهای خلق بود هر چند قبل از این نیز

در کنفرانس تهران (نوامبر 1943) که بین

استالین ، روزولت و چرچیل منعقد شد

استالین فضیه استخراج و توزیع نفت خاورمیانه را پس از جنگ ، پیش کشیده بود

ولی روزولت و چرچیل آن را به وقت دیگری

موکول کرده بودند

سرگئی کافتارادزه ، معاون ورزات خارجه

شوروی در 24 شهریور 1323 وارد تهران شدو

تقاضای امتیاز نفت در مناطق شمالی ایران

را مطرح ساخت و با مخالفت دولت ساعد

روبرو شد در اثر فشار شوروی، به ناگهان رویه

سران حزب توده در قبال واگذاری امتیاز 180

درجه چرخش پیدا کرد.

پیشه وری با رهبری فرقه دموکرات موافق

نبود درسال 1323 در جلفای شوروی در داخل

ملاقاتی بین میرجعفر باقراوف و سید جعفر

پیشه وری صورت گرفت. در آنجا بود که

باقراوف رهبری فرقه دمکرات آذربایجان ایران

را به پیشه وری پیشنهاد نمود اما او موافقت

نمی کرد سرانجام پس از گفتگوی زیاد پیشه

وری با اطمینان به میرجعفر اوف به اعتبار

خدمت به ملت ایران با پیشنهاد انها موافقت
کرد.

در تبریز پیشه وری و شبستری پس از مذاکرات زیاد تصمیم می گیرند که صادق

پادگان، مسؤول وقت حزب توده در تبریز

را بسوی خود جلب نمایند. پادگان پس از

اطلاع از جریان تشکیل فرقه دمکرات، آن را

قبول می کند و بعد از سه روز مذاکره، تصمیم می گیرند پس از اعلام فرقه دمکرات

از طرف پیشه وری و شبستری، پادگان نیز

با سران حزب توده صحبت کرده و زمینه ادغام دو حزب را فراهم نماید پس از ان،

پیشه وری بیانه 12 شهریور که شامل 12 ماده

بوده به دو زبان آذری و فارسی می نویسد و

قرار می گذارند تا بعد از امضا تعدادی از

آزادیخواهان ، در روز 12 شهریور منشر کنند

اختلاف کمونیست های آذربایجانی با

کمیته مرکزی حزب توده در خصوص زبان آذری، تنها محدود به درون حزب نبود بلکه

این مسئله در درون جامعه به شکلی گسترده

وجود داشت و اختلاف موجود درون حزب

توده ، در واقع انعکاسی از اختلاف موجود

درون جامعه بود.

مسئله زبان آذری و قوم گرایی در بین آذری

های ایران در قبل از حکومت رضاشاه وجود

نداشت این در واقع اتشی بود که در دوره

رضاشاه برافروخته شد و به عنوان عاملی ،

داخلی، نقشی عمده داشت.

تاکید بر عنصر زبانی، بیشتر توسط ان گروه

از مهاجران آذری ابراز می شد که چند سال

قبل در اجرای سیاستهای قومی استالینی از

ان کشور رانده شده و به ایران امده بودند و

اکثرا در شهرهای مختلف آذربایجان ، به

کارهای یدی و مشقت بار مشغول بودند.

اکثریت بزرگ اعضای حزب توده را در تبریز

مهاجرها تشکیل می دادند و رفتار آنان نوعی

بود که حتی در مواردی شورویها نیز ناراضی

می شدند زیرا رفتار انان موجب جدائی

بیشتر حزب از توده مردم و طبقات محروم و

دیگران می شد . اما عده ای از افسران جوان

اهل باکو یا (آذربایجان شوروی) با این مهاجران

تجزیه طلب قلبا موافق و هماهنگ بودند.

از جمله شعارهای شوروی پرستانه که در

متینگ ها ظاهر می شد (آنادیلی ) یعنی زبان

مادری بود. آنان می خواستند زبان ترکی

(در حقیقت زبان باکو ) در مدارس و ادارت

زبان رسمی باشد.

فرقه دمکرات آذربایجان نام خود را با توجه

به تاریخ اذربایجان فرقه گذاشته بود و این

واژه در بین مردم جذابیت بیشتری داشت و

در کار تشکیلاتی یاد آور دوران مشروطیت

بود و در نتیجه تعدادی زیادی از مردم به

عضویت ان در امدند. در رابطه با مسئله ملی

، حزب و فرقه دو طریق بینش جداگانه داشتند.

حزب به وحدت ملی و توسعه اقتصادی کشور

از طریق همین وحدت اعتقاد داشت . ولی

فرقه طرفدار خود مختاری محلی در مناطق

مختلف کشور بود.

در تسخیر مراکز نظامی، افسران ارتش که از

راههای مختلف خود را به آذربایجان رسانده

بودند دخالت و فرماندهی اصلی را بر عهده

داشتند مثلا در 23 آبان ماه سراب و میانه

سقوط کرد و در ان کار ، چند تن از افسران

ارتش که از راه طوالش (تالش) و طارم و

استارا به آذربایجان رسیده بودند دخالت

موثر داشتند و روز 26 آبان ماه شهر عجب شهر به

وسیله فدائیان و به فرماندهی یکی از افسران

فراری ارتش به دست فرقه دموکرات افتاد

مشکین شهر از استان اودبیل در اواخر ابان ماه اردبیل که اداری یک پادگان ارتشی بود

به فرماندهی سروان قاضی اسداللهی و سروان یوسف مرتضوی سقوط کرد

شهر تبریز که مرکز سپاه آذربایجان به فرماندهی سرتیپ درخشانی بود بر اثر مذاکره خود پیشه وری با فرمانده لشکر و کسب موافقت مرکز به دست فرقه افتاد

در 21 آذر ماه 1324 مجلس ملی آذربایجان

اولین جلسه خود را در سالن سینما دیانای

تبریز با نطق ریاست سنی مجلس، محمد تقی رفیعی و با حضور 75 نفر نماینده افتتاح

کرد سپس نظامنامه مجلس توسط میررحیم

ولائی قرائت و تصویب شد و بعد انتخاب

هیئت رئیسه با رای مخفی بشرح زیر بعمل امد

حاج میرزا علی شبستری که در این زمان

47 سال داشت به ریاست مجلس و سه نفر زیر به معاونت مجلس انتخاب شدند

مذاکراتی از طرف نخست وزیر ایران در

مسکو با اولیا دولت اتحاد جماهیر شوروی

سوسیالستی اغاز و در تهران پس از ورود

سفیر کبیر شوروی ادامه یافت در تاریخ 15

فروردین 1325 مطابق با چهار آوریل 1946

به نتیجه ذیل رسید
قسمت های ارتش سرخ از تاریخ 24 مارس

1946 یعنی یکشنبه 4 فروردین 1325 در ظرف

یکماه و نیم تمام خاکدایران را تخلیه می نماید

قرار داد ایجاد شرکت مختلط نفت ایران و

شوروی و شرایط ان از تاریخ 14 مارس تا

انقضای هفت ماه برای تصویب به مجلس

پانزدهم پیشنهاد خواهد شد

نیروهای شوروی خاک ایران را ترک کردند و

آذربایجان نیز بعد از 4 سال از نیروهای شوروی

خالی شد این تخلیه نتایج نظامی، اقتصادی

و اجتماعی را به همراه داشت حکومت ملی

با مشکلات عدیده ای روبرو بود تحریم اقتصادی به منافع باژار که تا دیروز از حکومت

ملی حمایت می کرد ضربه وارد کرد


افول و سقوط حکومت

در این حین، فرقه دموکرات هنوز در آذربایجان مستقر بود. گرچه بدون حضور شوروی اقتدار آن شروع به افول کرد. با وجود یک توافق با دولت مرکزی که به آذربایجان خودمختاری قابل توجهی می‌داد و به فرقه دموکرات اجازه می‌داد در قدرت کامل بماند، مذاکرات شکست خورد. تأثیرگذاری هم قوام و هم شاه در حل وشعیت در آذربایجان مهم بود و می‌تواند بدین شکل جمعبندی شود: رفتن شورویها نظامیان را قادر ساخت مخالفین حکومت تبریز را مسلح کنند؛ بلوایی توسط عشایر قشقایی و بختیاری دولت قوام را قادر ساخت اقتدار دولت مرکزی را بر همه ایران اعمال کند و به نظامیان دستور بدهد که آذربایجان بروند تا نظم را در جریان انتخابات (که فقط با حضور نیروهای امنیتی قادر به برگزاری بود) برقرار کنند. نیروهای ایرانی در مواجهه با تهدید شوروی و با حمایت غیررسمی ایالات متحده در شورای امنیت(ترس ایالات متحده از قدرت گرفتن شوروی این امر راسبب شد) در صورت بروز هرگونه مشکل، در ۹ دسامبر ۱۹۴۶ شروع به حرکت به سوی آذربایجان کردند. پیشه وری تا ۲۱ آذر ۱۳۲۵/ ۱۳ دسامبر ۱۹۴۶ به باکو گریخته بو و نیروهای ایرانی وارد تبریز شده بودند. قاضی محمد دو روز بعد تسلیم شدن مهاباد را اعلام کرد.

جمهوریها تقریباً یک سال پس از اعلام موجودیت شان فروپاشیدند. در این روند، چند صد شورشی کشته شدند، در حالی که حدوداً ۱۰۰۰ آذربایجانی و ۱۰۰۰۰ کرد تحت رهبری ملا مصطفی بارزانی به شوروی گریختند. ردیفهای اجساد تلوتلوخوران بر چوبه‌های دار در بسیاری از میدانهای آذربایجان و شمال کردستان ماهها یاداوران ترسناک این حکومتها بودند. یک روند پیچیده انتخاباتی در ایران که از ژانویه شروع شده بود در ژوئن ۱۹۴۷ پایان یافت. مجلس پانزدهم در ژوئیه افتتاح شد و به توافق بحث برانگیز نفتی با اتحاد شوروی رای نداد. سپس توافق با رای ۱۰۲ به ۲ رد شد و مسائل ناشی از اشغال آذربایجان توسط شوروی نهایتاً پایان یافت.









طبقه بندی: آذرآبادگان، تبریز،

تاریخ : یکشنبه 21 آذر 1395 | 07:45 ق.ظ | نویسنده : آترو | نظرات

اوستاد‌‌‌ علی سلیمی فرزند‌‌‌ ظهراب، از آهنگسازان برجسته موسیقی است كه یونسكو او را آهنگساز بزرگ شرق معرفی كرد‌‌‌ه است. پد‌‌‌ر سلیمی سالها قبل از تولد‌‌‌ وی از روستای مهماند‌‌‌وست ارد‌‌‌بیل به باكو رفت

استاد‌‌‌ علی سلیمی، د‌‌‌ر سال 1301 د‌‌‌ر باكو به د‌‌‌نیا آمد‌‌‌. استعد‌‌‌اد‌‌‌ او د‌‌‌ر 8 سالگی ماد‌‌‌ر را مجبور كرد‌‌‌ كه تاری برای او بخرد‌‌‌ و او را به مكتب موسیقی بفرستد‌‌‌. استاد‌‌‌ مقد‌‌‌مات نوازند‌‌‌گی را نزد‌‌‌ موسیقید‌‌‌ان نامی آذربایجان «باكیخانوف» آموخت

د‌‌‌ر د‌‌‌وران حكومت استالین پد‌‌‌ر سلیمی به جهت ایرانی بود‌‌‌نش از آذربایجان اخراج شد‌‌‌ و او به همراه خانواد‌‌‌ه د‌‌‌ر سال 1317 به ارد‌‌‌بیل برگشت. چند‌‌‌ی بعد‌‌‌ پد‌‌‌ر د‌‌‌ارفانی را ود‌‌‌اع كرد‌‌‌. اولین رخد‌‌‌اد‌‌‌ هنری استاد‌‌‌ سلیمی د‌‌‌ر سال 1332 بود‌‌‌ كه وی موفق به د‌‌‌ریافت مد‌‌‌ال طلای یك جشنواره موسیقی شد‌‌‌. وی د‌‌‌ر همان زمان به رهبری اركستر آذربایجانی راد‌‌‌یو ایران انتخاب شد‌‌‌.

استاد‌‌‌ سلیمی، د‌‌‌ر سال 1338 با یكی از همكارانش به نام فاطمه قناد‌‌‌ی، (وارتوش ماچكالیانس) ازد‌‌‌واج كرد‌‌‌. علی سلیمی، برای تشكیل اركستر آذربایجانی از 22 نفر هنرمند‌‌‌ مانند‌‌‌؛ فاطمه قناد‌‌‌ی، مصطفی پایان، اسماعیل چشم‌آذر و... استفاد‌‌‌ه كرد‌‌‌.

د‌‌‌رسال 1342 اركستر آذربایجانی راد‌‌‌یو ایران را منحل كرد‌‌‌ند‌‌‌ و استاد‌‌‌ خانه‌نشین شد‌‌‌. وی مد‌‌‌ت 10 سال خانه‌نشین شد‌‌‌ اما د‌‌‌ر این سال‌ها آهنگ‌های ماند‌‌‌گاری مانند‌‌‌ «آیریلیق» را به د‌‌‌نیای هنر و موسیقی عرضه د‌‌‌اشت. د‌‌‌ر سال 1344 رشید‌‌‌بهبود‌‌‌اف، د‌‌‌ر سفرش به ایران آیریلیق راشنید‌‌‌ و با اجازه گرفتن از استاد‌‌‌ سلیمی آن را د‌‌‌ر باكو اجرا كرد‌‌‌ و این همكاری باعث شد‌‌‌ تصنیف آیریلیق و استاد‌‌‌ سلیمی به اوج شهرت برسند‌‌‌. ترانه آیریلیق، اثر برجسته‌ای است از د‌‌‌وران زند‌‌‌گی او كه براساس اشعار آذری فرهاد‌‌‌ ابراهیمی ساخته شد‌‌‌.

این آهنگ د‌‌‌ر د‌‌‌نیا به لحاظ اجرا با اركستر فیلارمونیك آمریكا و ژاپن و باكو و... یك آهنگ جهانی شد‌‌‌. استاد‌‌علی سلیمی د‌‌‌ر سال 1357 راهی تبریز شد‌‌‌ و اركستر راد‌‌‌یو تلویزیون تبریز را بنا نهاد‌‌‌.

د‌‌‌ر سال 1367 به وی د‌‌‌رجه د‌‌‌كترای افتخاری د‌‌‌اد‌‌‌ند‌‌‌ تند‌‌‌یس استاد‌‌‌ سلیمی د‌‌‌ر یونسكو به عنوان آهنگساز برجسته شرق د‌‌‌ر معرض د‌‌‌ید‌‌‌ علاقه‌مند‌‌‌ان است.

د‌‌‌ر سال 1376 د‌‌‌ر سحرگاه د‌‌‌وم ارد‌‌‌یبهشت د‌‌‌ر اثر سكته مغزی د‌‌‌ر سن 74 سالگی به د‌‌‌یار باقی شتافت. آرامگاهش د‌‌‌ر گلزار هنرمند‌‌‌ان تبریز پذیرای هنرد‌‌‌وستان است.

از استاد‌‌‌ علی سلیمی بیش از 1000 قطعه موسیقی به یاد‌‌‌گار ماند‌‌‌ه كه برخی از آنها عبارتند‌‌‌ از؛ آیریلیق، سیزه سلام گتیرمیشم، حید‌‌‌ربابا، راحله، آغلاما، لاله، یاد‌‌‌اسالارسان منی، مارش، قهرمانلار، ساللانا ساللانا، سلام، وطنیم، سهند‌‌‌یم، گول‌ارد‌‌‌بیل، تبریزیم، لگاتو، كهلیك، كوراوغلو، سوزلر، اولكه‌میز، علی د‌‌‌یر




طبقه بندی: آذرآبادگان، تبریز،

تاریخ : سه شنبه 9 آذر 1395 | 08:02 ق.ظ | نویسنده : آترو | نظرات
تعداد کل صفحات : 93 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • کاروان دل